ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

کمال تبریزی: کلید فیلم من هیچ ربطی به کلید روحانی نداشت

نویسنده: احمد اعجازی

95-03-4jnews115

کمال تبریزی,کمال تبریزی و علیرام نورایی,کمال تبریزی توده ای,کمال تبریزی سرزمین کهن,کمال تبریزی طبقه حساس,کمال تبریزی ابله,کمال تبریزی بختیاری,کمال تبریزی کارگردان,کمال تبریزی سفارت آمریکا,کمال تبریزی فیلم جدید,کلید روحانی,کلید روحانی,کلید روحانی طنز,کلید روحانی شعر,کلید روحانی احسان پور,کلید روحانی رضا احسان پور,کلید روحانی چیست,کلید روحانی شعر طنز,کلید روحانی اکبر عبدی,کلید روحانی عمو پورنگ,

تاریخ انتشار : سه شنبه, 01 تیر 1395

در یک روز بهاری به دیدار کمال تبریزی رفتیم که در حال ساخت فاز سوم سریال سرزمین کهن در شهرک سینمایی غزالی بود. مانند سابق با طمانینه به سوالات ما پاسخ داد.

روزنامه فرهیختگان- آرامش او به من این اجازه را نداد تا درباره مسائل حاشیه‌ای فیلم «دونده زمین» از جمله حمله تند منتقد برنامه تلویزیونی«هفت» حرف بزنیم؛ بلکه بیشتر درباره خود فیلم حرف زدیم. کارگردان فیلم‌های به یادماندنی چون «‌مارمولک»، «‌لیلی با من است»، «‌یک تکه نان»، «‌پاداش» و…  در فیلم «‌دونده زمین» ماجرای دویدن هاوانا کامپه کمدین و دونده ژاپنی به دور دنیا را سوژه قرار داده است. دویدن کامپه در دوره دولت دهم رخ داد. تبریزی فیلم «‌دونده زمین» را  در همان دوره با سوژه کامپه و ورودش به ایران ساخت. این فیلم بعد از 6 سال توقیف بالاخره بهار امسال در گروه هنر و تجربه به نمایش در‌آمد. نشانه‌های زیادی در فیلم «‌دونده زمین» وجود دارد که باعث کنجکاوی بیننده می‌شود. یکی از آنها دسته کلیدی است که در دست پیر‌زنی است و دائم دنبالش می‌گردد. تمام کلید‌های محله در دست این پیرزن است که در نهایت کلید‌ها پیدا می‌شوند و قفل‌ها باز.

شما فیلمسازی هستید که با حساسیت‌های مدیران فرهنگی در دولت‌های مختلف آشنا هستید و در عین حال اتفاقات روز جامعه را به تصویر می‌کشید. از شما به‌عنوان فیلمسازی جسور یاد می‌کنند که اغلب فیلم‌های‌تان در زمان نمایشش با حاشیه‌های فراوانی روبه‌رو شده است. فیلم‌های«مارمولک» و «لیلی با من است» گرچه با استقبال زیادی روبه‌رو شده‌اند، اما از حاشیه‌ها نیز دور نبوده‌اند. فیلم «خیابان‌های ناآرام» همچنان توقیف است و «پاداش» با ممیزی‌های زیادی نمایش داده شد. با این تجربه آیا فکرش را می‌کردید «دونده زمین» نیز بالاخره با دشواری نمایش داده شود؟
وقتی فیلمسازی می‌خواهد فیلمی بسازد، پیش از آنکه بخواهد درباره سرنوشت فیلمش فکر کند، ذهنش درگیر حرفی خواهد بودکه قرار است بزند و اینکه تعهد او به‌عنوان یک فیلمساز چیست؛ نه اینکه دچار خودسانسوری شود و مراقب سرنوشت فیلمش باشد. در فیلم‌هایم همواره خواسته‌ام حرف زمانه و مردم را بزنم. این بخشی از وظیفه‌ای است که احساس می‌کنم به گردنم است. در واقع فیلمساز، بیشتر نگران حرفی است که  می‌خواهد بزند؛ اینکه آیا حرفی که می‌زند، به درد الان جامعه‌اش می‌خورد یا نه و آیا گره‌ای را باز می‌کند. این‌گونه مسائل برای کمال تبریزی مهم است؛ برایم مهم است حرفی که می‌زنم اولویت و دغدغه مردم است یا نه.
«دونده زمین» را متهم به حاشیه‌های زیادی می‌کنند که نمونه مشهودش از سوی منتقد برنامه تلویزیونی هفت صورت گرفت. خودتان بگویید در این فیلم چه چیزی و چه شرایطی را می‌خواستید نشان دهید؟
«دونده زمین» دنیایی را که اسیر و گرفتارش شده بودیم و به سمت تلخی و سیاهی و در نهایت تباهی پیش می‌رفتیم، نشان می‌دهد؛ از اخلاق انسانی بگیرید تا شرایط بد اقتصادی و ارتباط بد با کشورهای دیگر که منجر به انزوای ما می‌شد؛ یک جور خود‌بزرگ‌بینی عجیب وغریبی که گریبانگیر ما شده بود. یک جور فریب پوپولیستی در ارتباط برقرار کردن با مردم و حرف‌ها و وعده وجود داشت. وعده‌هایی که ممکن است هیچ کدام‌شان به ثمر نرسند و صرفا فقط گفته شوند تا جذابیتی را ایجاد کنند. «دونده زمین» درباره این مدل آدم‌ها یا کاراکترهایی است که شروع می‌کنند به گفتن حرف‌هایی که باعث ایجاد جنجال می‌شود، ولی عواقبش را مردم باید تحمل کنند.

یادم هست که این فیلم بدون هیچ‌گونه پیش‌خبری ساخته شد، چطور به این نوع فیلمنامه رسیده‌اید؟
زمانی که پیشنهاد ساخت چنین موضوعی به من شد، فیلمنامه‌ای وجود نداشت. فکر کردیم باید فیلمنامه‌ای بنویسیم که مربوط به آدمی باشد که قرار است دور زمین را بدود و مسیرش هم از ایران می‌گذرد. این آدم وارد ایرانی می‌شود که چنان شرایطی در آن دوره داشت.

وقفه اکران این فیلم هم به جلب مخاطب و هم به عوامل فیلم آسیب زده است؛ به نوعی تاثیرگذاری در زمانش را از دست داده است.
آن زمان فکر نمی‌کردم به فیلمی که می‌سازم، اجازه پخش می‌دهند یا نه؛ به این مساله فکر می‌کردم که برای من به‌عنوان فیلمساز موقعیتی پیش آمده است و حالا می‌توانم حرف و درد جامعه را بیان کنم. حالا بعد از گذشت سال‌ها، فیلم در حال پخش است ولی آن حس و ارتباطی را که مخاطبان می‌توانستند در دوره قبل با آن برقرار کنند، ایجاد نمی‌شود؛ چون مخاطب الان در شرایط دیگری است. اما به گمانم «دونده زمین»، مثل فیلمی در مورد تاریخ معاصر است. فیلم‌ها در عین حالی که قصه‌نگاری می‌کنند، مردم‌نگاری وتاریخ‌نگاری هم می‌کنند. فیلم «‌دونده زمین» در بخش تاریخ‌نگاری، جای خاص خودش را دارد. همه گروه سازنده «‌دونده زمین» می‌دانستند امکان اجازه نمایشش در ایران کم است. در آن زمان فکر می‌کردم در سازمان سینمایی این سعه‌صدر وجود ندارد که این فیلم به نمایش درآید. پیش‌بینی‌ام هم درست از آب درآمد. حتی فکر می‌کردیم فیلمی می‌سازیم که هیچ کس در داخل ایران و در هیچ دوره‌ای‌ آن را نبیند.

چه اتفاقی می‌افتد که دو فیلم توقیف شده شما در دولت یازدهم مجوز نمایش می‌گیرند با این تفاوت که فیلم «‌پاداش» با ممیزی و فیلم «‌دونده زمین» بدون ممیزی نمایش داده می‌شوند؟
دولت یازدهم، دولت امید است و من به آن امیدوار بوده و هستم. اما این دو فیلم با هم فرق می‌کنند. «‌دونده زمین» بیشتر مربوط به دوران 8 ساله دولت گذشته است، ولی قسمتی از فیلم «پاداش» به رفتار مدیران آن دوره اشاره دارد و بخش دیگر آن هم دیدگاهی انتقادی دارد به برخی از حواشی یک مراسم. بنابراین این فیلم می‌توانست از زوایای دیگری دچار ممیزی شود که شد.

فیلم «‌پاداش» اگر‌چه دچار ممیزی شد، اما اکران مناسب‌تری نسبت به «‌دونده زمین» داشت. به نظر شما خود این مساله ممیزی نیست؟
«دونده زمین» به گونه‌ای ساخته شده است که مناسب اکران در سینمای بدنه نیست و اگر آنجا اکران می‌شد، به نظرم جای فیلم‌های دیگر را ناعادلانه اشغال می‌کرد. سینمای بدنه سازوکار خودش را دارد. ما به اندازه کافی فیلم داریم، ولی زمان و امکانات نمایشی خیلی کم است. این مسائل وضعیت اکران فیلم‌ها را دچار بحران می‌کند. بنابراین گروه هنر و تجربه گروه بسیار مناسبی است برای برخی از فیلم‌ها که این ویژگی را دارند و مخاطب عام ندارند. قطعا «دونده زمین» فیلمی نیست که بتواند در مقیاس عمومی مخاطب عام جذب کند. برای اینکه ساختار و ویژگی خاص خودش را دارد و گروه هنر و تجربه برای اکرانش مناسب بود.

به نظر انتخاب هوشمندانه‌ای داشته‌اید برای روستایی که در آن فیلمبرداری صورت گرفته و این انتخاب در ابزارها و وسایلی که در فیلم از آنها استفاده شده است بسیار دیده می‌شود. برای مثال قوطی‌های آب معدنی در کنار پیت‌هایی که از آب قنات پر می‌شد یا وسایل بازی بچه‌ها.
روستایی که انتخاب شد خیلی عجیب و غریب بود. مدل روستا در این فیلم ترکیب شهر و روستا بود؛ ترکیبی ناهمگون و غیر‌متجانس. معلوم نبود اینجا بالاخره هویت شهری دارد یا روستایی. این مساله برایمان خیلی خوب بود، چون می‌خواستیم بگوییم این اتفاق دارد برای ما می‌افتد. یعنی ما در یک بلاتکلیفی بین سنت و مدرنیته به سر می‌بریم. در فیلم جنون خاصی وجود دارد که سعی کردیم عمدا این جنون را به وجود بیاوریم.

نماد قفل‌های بسته و گم شدن کلیدها در فیلم شما و درنهایت پیدا کردن کلید‌ها توسط کسی که دنبالش می‌گشت، چیست؛ آن هم در شرایطی که بعد از آن کلید روحانی مطرح می‌شود؟
برای ما هم خیلی عجیب بود. ما در آن دوره هیچ تصوری از کلید روحانی نداشتیم. فقط می‌خواستیم بگوییم همه چیز قفل شده و به بن بست رسیده است. می‌خواستیم در این فیلم نشان دهیم که همه درها بسته است و حتی دریچه ذهن هم بسته شده است. طبیعی است که به‌عنوان نماد چنین مفهومی به سمت قفل‌هایی که وجود دارد رفتیم. کلیدی که ما نشان دادیم هیچ ربطی به کلید روحانی نداشت. این موضوع مربوط به قصه ما بود و الان که نگاه می‌کنیم، می‌گوییم این مقطع دوران هشت ساله بوده است که می‌رسد به این مرحله که هستیم. واقعا مسیر زندگی این است؛ یعنی اگر امیدوار باشی کلید همه مسائل و مشکلات و حتی قفل‌ها را پیدا می‌کنی.

آیا امیدوار به رفع توقیف به فیلم «خیابان‌های ناآرام» هستید؟
زمانی می‌توانم به این مساله خوش‌بین باشم که برخی مشکلات دیگر هم حل شود.

فیلم «امکان مینا» چه زمانی اکران می‌شود؟
این فیلم قرار است دیگر دچار حاشیه نشود و بعد از ماه رمضان اکران شود.

امکان مینا چه حرفی برای امروز دارد؟
این فیلم که داستانش در دهه 60 اتفاق می‌افتد، هشداری نسبت به امکان تکرار بعضی مسائل در روزگار ماست؛ مشابه داعش و گروه‌های تروریستی. نگران تکرار تاریخ بودم.

 

 

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت