ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

صیاد ضعیف و ماهی قوی

نویسنده: احمد اعجازی

صیاد ضعیف و ماهی قوی

داستان کوتاه,داستان عاشقانه,داستان های کوتاه,داستان سریال شهرزاد,داستان های عاشقانه,داستان فیلم فروشنده,داستان راستان,داستان شهرزاد,داستان خنده دار,داستان به انگلیسی,

داستان «صیاد ضعیف و ماهی قوی»

 

صیادی ضعیف را ماهی قوی به دام اندر افتاد.

طاقت حفظ آن نداشت ماهی بر او غالب آمد و دام از دستش در ربود و برفت.

دیگر صیادان دریغ خوردند و ملامتش کردند که چنین صیدی در دامت افتاد و ندانستی نگاه داشتن.

گفت ای برادران چه توان کردن؟

مرا روزی نبود و ماهی را همچنان روزی مانده بود. صیاد بی روزی در دجله نگیرد و ماهی بی اجل بر خشک نمیرد.

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت