ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

حمله گرگ های تنها به جامعه مدرن

نویسنده: علی باستانی

%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%87-%da%af%d8%b1%da%af-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86

 

,جامعه مدرن,جامعه مدرن چیست,جامعه مدرن تلگرام,جامعه مدرن و سنتی,جامعه مدرنیته,جامعه مدرن، شهروندی و مشارکت,جامعه مدرن، شهروندی و مشارکت,ازدواج در جامعه مدرن,جامعه شناسی مدرن,جامعه پست مدرن,تفاوت جامعه مدرن و سنتی,ویژگی های جامعه مدرن و سنتی,جامعه ی سنتی و مدرن,جامعه شناسی مدرنیته,جامعه شناسی پست مدرنیته,کتاب جامعه مدرنیته,جامعه پست مدرنیته,جامعه شناسی و مدرنیته,جامعه شناسی مدرن,جامعه شناسی مدرنیسم,جامعه شناسی پست مدرنیسم,جامعه شناسی پست مدرن,نظریه جامعه شناسی مدرن,نظریه جامعه شناسی مدرن ریتزر,جامعه شناسی تمدن مدرن,جامعه شناسان پست مدرن,جامعه ی پست مدرن,نظریه جامعه شناسی پست مدرن,نظریات جامعه شناسی پست مدرن,کتاب جامعه شناسی پست مدرن,شوونیسم,شوونیسم فارس,شوونیسم ترک,شوونیسم یعنی چه,شوونیسم ویکی پدیا,شوونیسم فارسی,شوونیسم ایرانی,شوونیسم عربی,شوونیسم ویکی,معنای شوونیسم,شوونیسم فارس,مرگ بر شوونیسم فارس,شوونیست فارس,معنی شوونیسم

 

در تروریسم، گرگ تنها به شخصی گفته می شود که به تنهایی و بدون اینکه با گروهی ارتباط سازمانی داشته باشد یا از آن کمکی دریافت کند، در حمایت از آن گروه، جنبش یا عقیده، دست به اعمال خشونت می زند. از آنجا که گرگ های تنها با گروه های تروریستی ارتباط مشخصی ندارند و به تنهایی عملیات انجام می دهند، شناسایی آنها برای نیروهای امنیتی دشوار است. در سال های اخیر گروه های القاعده و داعش، طرفداران خود در کشورهای غربی را به انجام حملاتی به سبک گرگ های تنها تشویق کرده اند.
شوونیسم

شوونیسم در معنای اصلی و ابتدایی یک نوع میهن پر ستی افراطی و ستیزه جو و یک ایمان کور به برتری و شکوه ملی است. با بسط معنا، طرفداری مفرط و غیرعقلانی به نام هر گروهی را شامل می شود که کسی عضو آن است به ویژه هر وقت این طرفداری، همراه با کینه و بداندیشی نسبت به گروه رقیب باشد.

بعد از وقوع هر قساوت و بیرحمی، رسانه های اجتماعی میزبان مراسم تکراری عزاداری می شوند. اخبار شناسایی عاملان این حوادث اغلب با محکوم کردن و پوشش رسانه ای گسترده و متاثر از مکان و جغرافیای حادثه، گاهی اوقات گمراه کننده است به ویژه وقتی کلمه «تروریست» به میان می آید.

در ماه های اخیر نتایج نا امیدکننده ای درباره رابطه «سالمت روان» با «خشونت» به ویژه در میان مردان سفید پوست به دست آمده است. همچنین در رابطه با بیماری های روانی و تروریسم هم هنوز ابهام وجود دارد. این موضوع پیچیده ای است که به ندرت در جاهایی مانند توییتر درباره آن بحث می شود.

پس از کشته شدن «جو کاکس» (از اعضای حزب کارگر و عضو پارلمان بریتانیا که دو ماه قبل هدف حمله با چاقو قرار گرفت و کشته شد) موجی از خشم به همراه تاکید بر غیرسیاسی بودن قتل او به راه افتاد. بسیاری از رسانه ها ترجیح دادند به صحبت های «توماس مایر» (قاتل خانم کاکس) درباره برتری نژاد سفید پوست توجهی نکنند. عمل او قطعا متناسب با تعریف تروریسم است (کسی که از اعمال خشونت یا تهدید به خشونت برای پیشبرد اهداف سیاسی خود بهره می برد.)

در این مورد حتی اگرچه در مجازات قانونی «مایر» تاثیری ندارد، نمی تواند درباره اهمیت تشخیص «بیماری روانی» متهم تردید کرد. اینکه آیا علت ترور یک «ایدئولوژی» است یا یک «بیماری» یا به بیان دیگر آیا این اقدام ناشی از «فعل و انفعالات شیمیایی» در مغز قاتل است یا ناشی از تاثیر «ایده هایی» در ذهن او، موضوع مهمی است زیرا پذیرش این که «بیماری ذهنی یک فاکتور کمکی است» اهمیت دارد.

برای درک اهمیت موضوع باید ابتدا این را دانست که «خشونت» محل تلاقی سه المان «شخصیت»، «جامعه و ایدئولوژی» است. روحیه مطمئن و آمرانه ای که در سیاستمداران عمومیت دارد، مانع از پذیرش و درک این نکات ظریف می شود.

در سال 2016 و در حالی که در میان موجی از حملات تروریستی «گرگ های تنها» قرار داریم، صداقت و صراحت بیش از همیشه ضروری و لازم است.

یک «گرگ تنها» با وجود سه عامل کلیدی به وجود آید که عبارت اند از انزوا، وجود یک شخص یا ایده الهام بخش و تقلید. من برای فیلم مستند اخیر «بی بی سی» با موضوع «ترور و تکنولوژی» با «کاتلیس پاکت» مامور سابق «FBI» و یک روانشناس با تخصص رفتارشناسی مصاحبه کردم. پس از دستگیری «کزیسکی1»، کاتلین پاکت ماموریت داشت یک گزارش به نام «تروریست تنها» را بنویسد. این پرونده که «Unabomber» نامیده می شود و مستند اخیر «بی بی سی» نیز همین نام را دارد، با پرونده های بسیار مهمی مانند پرونده «تیموتی مک وی»، بمب گذار شهر اوکلاهما و اریک رودلف که بمب گذاری در المپیک آتلانتا 1996 را انجام داد، مقایسه می شد.

حمله گرگ های تنها به جامعه مدرن

پاکت درباره این گزارش به من گفت «یافته اولیه این بود که همه آنها میل شدید داشتند که بخشی از یک گروه باشند و مطلوب ترین جایی که این میل آنها را ارضا می کرد، گرو ه های افراطی بودند…، افرادی هستند که می خواهند عضو گروه ها باشند اما نمی توانند خود را به آنها وابسته کنند یا نمی توانند ارتباطات داخلی را با افراد دیگر به اندازه کافی برقرار کنند تا عضوی از گروه شوند. گروه آنها را طرد می کند یا آنها گروه را، آنها عصبانی هستند، چرا که فکر می کنند مانعی سر راه برقراری ارتباط هایی که دوست دارند وجود دارد.

(آنها فکر می کنند) اگر عضو یک گروه نباشند چگونه می توانند برای جهان، افرادی مهم به حساب بیایند؟ اصلا چگونه می توانند یک علامت شاخص داشته باشند؟ (از نگاه آنها) شما باید یک سطح اجتماعی از خشونت را انجام دهید و آن زمان می توانید خود را به یک ایدئولوژی متصل کنید. ما سال ها پیش گفتیم آنچه ما را واقعا برای آینده نگران می کند، ایدئولوژی «تروریست تنها» است و هم اکنون این واقعه اتفاق افتاده، این افراد در استخدام گروه یا فرد نیستند، بلکه آنها در استخدام خود هستند زیرا آنها بیگانه اند؛ برای مثال ساربایف، بمب  گذار بوستون، در صفحه خود در یکی از شبکه های اجتماعی نوشته بود: «من حتی یک دوست آمریکایی ندارم»، این همان طرد شدن از جامعه است».

در جای خالی صمیمیت و رابطه، ایدئولوژی تمام تمایل آنها به برقراری ارتباط را پر می کند؛ جداسازی و به حاشیه رانده شدن آنها را از فعالیت های شان منع نمی کند بلکه آنها را به سمت افراط گرایی آنلاین سوق می دهد. برخی از آنها آزار دیده اند. برخی نژادپرستی را تجربه کرده اند و بسیاری از تصویرسازی انتقام گیری لذت می برند.

در توصیفی که برایان مایکل جنکینز (مشاور رییس جمهور آمریکا و نویسنده کتاب های متعدد، گزارش ها و مقالات درباره تروریسم) درباره آنها ارائه داده، آنها «گرگ تنها» نیستند، بلکه بیشتر «سگ های ولگردی» هستند که به دنبال علتی برای معنا و مفهوم بخشیدن به خود و توجیه آشفتگی ذهنی شان هستند.

آنچه در اینجا اهمیت دارد، این است که یک ایدئولوژی افراطی به آنها این امکان را می دهد که هویت خود را تغییر دهند، خودشان را دوباره مجسم کنند، البته این بار نه به عنوان یک شکست خورده بلکه به عنوان رزمنده که دیگر مشکلات قبلی ناشی از کاستی و کمبود شخصیتی برای شان وجود ندارد. هنگام شناخت و کشف ابزار ایدئولوژی افراطی نباید از جنبه عاشقانه آنها چشم پوشی کنیم، حتی اگر آن عقیده برای ما ضد آرمانی باشد. ما در عصری زندگی می کنیم که نسبت به قدرت عقیده ها، بدبین است. خیلی راحت متقاعد می شود که مردم فقط انگیزه مادی دارند. این یک نزدیک بینی مدرن خاص است و ما را از درک الهام از گروه هایی که عقیده ای خاص برای نجات دارند، منع می کند.

آنها نه تنها کسانی که روح آشفته دارند، بلکه کسانی را که خسته و درمانده از یکنواختی هستند، با وعده رفاقت (رو در رو یا مجازی، در همین دنیا یا آخرت)، شکوه در میدان جنگ، در اختیار گرفتن و تسلط بر زنان، وسوسه می کنند. افراطیون، مبارزان را از کسانی که منفعل هستند، به بازیگران فعال در راه شکل دادن به تاریخ، تغییر می دهند. در یک دنیای سراسر و پیچیدگی و سردرگمی، منطقه خاکستری از بین می رود و به آنها پیشنهاد خلوص و چشم انداز برتری و پیشوایی داده می شود.

حمله گرگ های تنها به جامعه مدرن

در این وضعیت این تحلیل که چنین شوونیسمی فقط بازتاب اشتباهات یا گناهان غرب است، نشانه کوته نظری و محدودیت فکر و عقیده بخشی از چپ هاست.

میل برای به رسمیت شناخته شدن در میان یک جامعه از افراد همفکر، به تلاش برای تقلید منجر می شود. «دیوید علی سنبلی» کسی که به تازگی بعد از کشتن 9 نفر در مونیخ خودش را هم کشت، به دنبال تقلید از تیرانداز دبیرستان در آمریکا و پیوست به افراد بدنام بود؛ حمله او همزمان بود با پنجمین سالگرد قتل عام 77 نفر به وسیله «اندرس بریوک» که سنبلی او را تحسین کرده بود.

هر چند معلوم نیست که او به همان اندازه که مانند بریوک اشتیاق برای قتل عام داشته، به ایدئولوژی بریوک هم گرایش داشته است یا خیر. سنبلی از مهارت های اجتماعی برای به دست آوردن احترام از سوی همسالان خود بی بهره بود و مجبور شد برای کسب آن همسالانش را بترساند. خشونت شکست از تخیل و خیالپردازی است.

پس از قتل یک کشیش در محراب یک کلیسا در نرماندی، در یک عمل بسیار تحریک آمیز و نمادین، لوموند اعلام کرد دیگر اجازه انتشار تصاویر از نیروهای افراطی را نمی دهد. این نکته از آن رو اهمیت دارد که امروزه تولید فیلم های وحشیگری و بربریت یا تبلیغات «فاشیستی مانند بریویک و البته رقابت شبکه های رسانه ای تجاری، یک پلت فرم کامل پخش و تبلیغ برای افراط گرایان فراهم کرده اند. در انگلستان تشخیص بیماری های روانی اغلب به عنوان یک حکم «ضعیف»، برای اجتناب از مجازات در نظر گرفته می شود. با وجود این درباره خشونت های سیاسی، چنین تشخیصی باعث می شود فرضیه «اغفال جانی» رد شود و نقش زیاد ایدئولوژی در نظر گرفته شود.

بریویک که خود را یک شوالیه تصور می کرد، عاشقانه برابر تشخیص اسکیزوفرنی و پارانوئید خود مبارزه کرد. او استدلال کرد: «بستری شدن در بخش روانپزشکی از مردن بدتر است. تبعید یک فعال سیاسی بسیار آزاردهنده تر و ترسناک تر از کشتن اوست.»

آنچه می توان از این نمونه ها نتیجه گرفت این است که در این زمینه راه حل سیاسی وجود ندارد. علاوه بر این باید حتما دلیلی وجود داشته باشد که عاملان این جنایت ها تقریبا همه (98 درصد) مردان وان هستند. تمایل مردان به کشتن بیشتر است و همچنین تمایل بیشتری به دفاع مطلق و کورکورانه از ایدئولوژی دارند؛ چنین مجموعه پیچیده و متنوعی از عوامل متصل به هم به نظر گیج کننده می آید؛ اما با پی بردن به این پیچیدگی، درک این موضوع که چرا رأی دهندگان سراغ رهبرانی می روند که راه حل های ساده برای پدیده های ترسناک ارائه می دهند، سخت نیست. البته راه حل های ساده مشکل را تشدید می کند زیرا فقط به یکی از فاکتورهای یاد شده حمله می کنند و این کار یعنی ایجاد بیگانگی و افراط گرایی بیشتر.

پی نوشت 1: «تئودور جان تد کزیسکی» که یونابامر نیز خوانده می شود، ریاضی دان و قاتل زنجیره ای آمریکایی است. او به دلیل نقدهای اجتماعی گسترده اش که با صنعتگرایی، فناوری مدرن و چپ گرایان سیاسی مخالفت می کند، شناخته می شود. یونابامر از 1978 تا 1995 درگیر بمب گذاری در سراسر آمریکا علیه افراد مرتبط با فناوری مدرن بود و بمب های متعددی را جاسازی یا پست کرد که در نهایت منجر به کشته شدن سه نفر و زخمی شدن 23 نفر دیگر شد.

حمله گرگ های تنها به جامعه مدرن

او یک نابغه بود که در اورگرین پارک ایلینوی زاده و بزرگ شد. کزیسکی از سن پایین در مدارج دانشگاهی پیشرفت کرد. در 16 سالگی وارد دانشگاه هاروارد شد و از آنجا لیسانس گرفت. در هاروارد منطق دان معروف ویلارد کولی به او درس داد و او با نمره 98.9 درصد، بالاترین نمره را در کلاس کولی به دست آورد.

او در نهایت «پی اچ دی» ریاضی را از دانشگاه میشیگان گرفت. در 1967 استادیار دانشگاه کالیفرنیا در برکلی شد و دو سال بعد استعفا کرد. در 1971 به کابینی دور دست بدون برق و آب در لینکن مونتانا نقل مکان کرد و در انزوا مهارت های زنده ماندن را تمرین می کرد، زندگی کرد تا بتواند خودکفا شود. کزیسکی در دادگاه به حبس ابد بدون امکان عفو محکوم شد و هم اکنون دوره زندان خود را می گذرد و همچنان در عرصه نوشتن فعال است.

برچسب ها : ازدواج در جامعه مدرن،تفاوت جامعه مدرن و سنتی،جامعه پست مدرن،جامعه پست مدرنیته،جامعه شناسان پست مدرن،جامعه شناسي مدرن،جامعه شناسی پست مدرن،جامعه شناسی پست مدرنیته،جامعه شناسی پست مدرنیسم،جامعه شناسی تمدن مدرن،جامعه شناسی مدرن،جامعه شناسی مدرنیته،جامعه شناسی مدرنیسم،جامعه شناسی و مدرنیته،جامعه مدرن،جامعه مدرن تلگرام،جامعه مدرن چیست،جامعه مدرن و سنتی،جامعه مدرن، شهروندي و مشاركت،جامعه مدرن، شهروندی و مشارکت،جامعه مدرنیته،جامعه ی پست مدرن،جامعه ی سنتی و مدرن،شوونيسم فارس،شوونیست فارس،شوونیسم،شوونیسم ایرانی،شوونیسم ترک،شوونیسم عربی،شوونیسم فارس،شوونیسم فارسی،شوونیسم ویکی،شوونیسم ویکی پدیا،شوونیسم یعنی چه،کتاب جامعه شناسی پست مدرن،کتاب جامعه مدرنیته،مرگ بر شوونیسم فارس،معنای شوونیسم،معنی شوونیسم،نظریات جامعه شناسی پست مدرن،نظریه جامعه شناسی پست مدرن،نظریه جامعه شناسی مدرن،نظریه جامعه شناسی مدرن ریتزر،ویژگی های جامعه مدرن و سنتی

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت