ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

جان دیویی؛ «تجربه» گران بهاترین شکل آموزش است

نویسنده: علی باستانی

%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%db%8c%d8%9b-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87-%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%a2%d9%85

 

,جان دیویی,جان دیویی Pdf,جان دیویی Ppt,جان دیویی پاورپوینت,جان دیویی روش تحقیق,جان دیویی و هنر,جان دیویی که بود,فلسفه جان دیویی,دانلود کتابهای جان دیویی,نظریات تربیتی جان دیویی,فلسفه جان دیویی,فیلسوف جان دیویی,دیدگاه فلسفی جان دیویی,آراء فلسفی جان دیویی,آرای فلسفی جان دیویی,نظریه تربیتی جان دیویی,آراء تربیتی جان دیویی,نظریه های تربیتی جان دیویی

 

جان دیویی از پیشروان مکتب فکری آمریکایی کارکردگرایی در زمینه آموزش است ، دیدگاهی که بنیان های معرفتی دوگانه و فلسفه مدرن متافیزیک را رد می کند و از رویکرد طبیعی حمایت می کند که دانش را برخاسته از تطبیق فعالانه ارگانیسم های انسانی با محیط خود می داند.
در این دیدگاه مسئله اینگونه آن نیست ذهن به صورتی منفعل دنیا را مشاهده  کند و ایده هایی را که بگیرد که به شرط همخوانی با واقعیت درست باشند، بلکه ذهن فرآیندی است که خود با بررسی (جهان تجربی) آغاز می شود و برای کنش موفقیت آمیز فرد، به سوی دستکاری فعالانه محیط برای آزمودن فرضیه پیش می رود، و  در انطباق دوباره سازواره با محیط  به پیشرفت کنش انسانی امکان  ارائه می دهد. با این دیدگاه به عنوان نقطه آغازین، دیویی یک بدنه گسترده از فعالیت که تقریبا تمامی حوزه های اصلی فلسفی زمان خود را در بر می گرفت، را ارائه داد. وی همچنین در مورد مسائل اجتماعی در کتاب های مهم و رایج خود با عنوان “دموکراسی نوین” بسیار نوشته است، و از این طریق شهرتی را به عنوان مفسر اجتماعی زمان خود کسب کرد.
زندگی و فعالیت ها

جان دیویی در روز 20 اکتبر 1859 متولد شد، سومین پسر از چهار پسری بود که در خانواده دیویی در ورمونت متولد شدند. بزرگترین پسر خانواده در دروان نوزادی فوت کرد، اما دیگر برادران به مدارس دولتی و دانشگاه ورمونت راه پیدا کردند. در دانشگاه ورمونت، دیویی از طریق آموزه های جی. اچ پرکینز و کتاب “درس هایی در فیزیولوژی مقدماتی” نوشته تی. اچ. هاکسلی تحت تاثیر نظریه تکاملی قرار گرفت. نظریه انتخاب طبیعی بر تفکر جان دیویی تاثیراتی درازمدت برجای گذاشت، و خشکی مدل های ثابت طبیعت، و اهمیت تمرکز بر تعامل میان سازواره انسانی و محیط آن را در طرح پرسش هایی در حوزه روانشناسی و نظریه دانش به او نمایاند. تدریس رسمی فلسفه در دانشگاه ورمونت به بیشترین شکل محدود بود به مکتب رئالیسم اسکاتلندی، مکتب فکری ای که دیویی به زودی آن را رد می کرد، اما ارتباط نزیکش هم قبل و بعد از فارق التحصیلی با معلمش، توری، بنا به گفته خود وی در توسعه فلسفی تفکر وی نقشی “تعیین کننده” داشت.

بعد از فارغ التحصیلی، دیویی به مدت دو سال در دبیرستان تدریس کرد، که در این زمان ایده دنبال کردن فلسفه به عنوان یک مسیر علمی شکل گرفت. وی مقالات فلسفی ای را برای هاریس، سردبیر ژورنال تخصی فلسفه اسپکیولتیو (فکری) ارسال کرد. پذیرش این مقاله توسط سردبیر، همان تاییدی بود که دیویی به عنوان یک فیلسوف به دنبالش بود. با این تشویق وی به بالتیمور سفر کرد تا در دانشگاه جانز هاپکینز ثبت نام کند.

در جانز هاپکینز، دیویی تحت تعلیم دو متفکر و نظریه پرداز بزرگ بود که تاثیری دائمی بر تفکر وی گذاشتند. جوج سیلوستر موریس، یک فیلسوف هگلی که در آلمان تعلیم دیده بود، که دیویی را با مدل ارگانیک ویژگی های طبیعی ایده آل گرایی آلمانی آشنا کرد. جی. استنلی هال، یکی از مهم ترین روانشناسان تجربی آمریکایی در آن زمان بود، که دیویی را با قدرت روش شناسی علمی در کاربرد در حوزه های علوم انسانی آشنا کرد. این دیدگاه ها تفکر اولیه دیویی و نیز پایه های ایده های وی را در تمامی دوره کاری فلسفی وی شکل داد.

با اخذ مدرک دکتری در سال 1884، دیویی یک پست تدریس را در دانشگاه میشیگان ، به مدت ده سال قبول کرد ، با یک سال تدریس در دانشگاه مینه سوتا در سال 1888. دیویی در میشیگان دو کتاب  اول خود را نوشت: “روانشناسی” (1887)، و “مقالات لایبنیز در خصوص درک انسان” (1888). هر دو کار تعهد اولیه دیویی را به ایده آل گرایی هگلی نشان می داد، در حالیکه کتاب روانشناسی ترکیب و تطبیق میان این ایده آل گرایی و علم تجربی را نشان می داد. در میشیگان، دیویی یکی از همکاران فلسفی مهم خود را ملاقات کرد، جیمز هایدن توفتس، که با وی بعدها کتاب اخلاقیات (1908) را نوشت.

جان دیویی

در 1894، وی در دانشگاهی که در شیکاگو تازه پایه ریزی شده بود دنباله روی توفتس بود. در طی این سال ها بود که ایده آل گرایی نوین دیویی به نظریه دانش مبتنی بر تجربه تغییر یافت که در آن زمان همگام بود با مکتب فکری نوظهور و در حال شکل گیری کارکردگرایی. این تغییر در نهایت به یک سری چهار مقاله ای منجر شد که با عنوان ” تفکر و موضوع آن”، که به همراه مقالاتی دیگر از همکاران وی و دانشجویانش در شیکاگو تحت عنوان مطالعاتی در “نظریه منطقی” (1903) منتشر شد. دیویی یک مدرسه آزمایشگاهی را در شیکاگو تاسیس کرد، که توانست ایده های نوطهور خود را در ارتباط با روش تعلیم و تربیتی مورد آزمایش قرار دهد. این تجربه مواد اولیه را برای اولین کتاب مهمش با عنوان “مدرسه و جامه” (1899) مهیا کرد.

عدم توافق با مدیران اجرایی در خصوص موضع مدرسه آزمایشگاهی به استعفای وی منجر شد و از دست دادن پست تدریسش در سال 1904. شهرت فلسفی وی هم اکنون ایمن بود، و به زودی از وی دعوت شد تا در دانشکده فلسفی در دانشگاه کلمبیا بپیوندد. دیویی باقی عمر حرفه ای خود را در دانشگاه کلمبیا گذراند. اکنون، در نیویورک، که در میان دانشگاه های شمال شرقی که پذیرا و خانه روشن ترین ذهن های فلسفه آمریکایی بود، دیویی ارتباطات نزدیکی را با فیلسوفان متعدد برقرار کرد که از دیدگاه های مختلفی در این حوزه فعالیت می کردند، یک محیط فکری انگیزه بخش که تفکر وی را تغدیه می کرد و آن را شکوفا می ساخت.

در اولین دهه حضور خود در دانشگاه کلمبیا، وی مقالات بسیار زیادی درباره نظریه دانش، و متافیزیک نوشت، که بسیاری از آن ها در دو کتاب مهم با عناوین زیر منتشر شده اند: تاثیر داروین بر متافیزیک و مقالات دیگر در تفکر کنونی (1910) و مقالاتی در منطق تجربی (1916). علاقه وی به نظریه آموزشی همچنین در طی این سال ها رشد کرده بود، و با فعالیت های وی در کالج معلمان دانشگاه کلمبیا شکوفا می شد. این به انتشار کتاب “ما چگونه فکر می کنیم” (1910، ویرایش 1933) منجر شد، کاربردی از نظریه دانش وی در حوزه تعلیم و تربیت، و کتاب “دموکراسی و تعلیم و تربیت” (1916)؛ که احتمالا مهم ترین کار وی در این حوزه است.

جان دیویی

در این سال ها شهرت دیویی در دانشگاه کلمبیا بسیار زیاد شده بود نه تنها به عنوان یک فیلسوف پیشرو و نظریه پرداز تعلیم و تربیت، بلکه در اذهان عمومی نیز به عنوان یک مفسر مهم مسائل زمان خود شناخته می شد، این دلیل دوم به دلیل کمک های بیشمار وی به مجلات رایج آن زمان مثل نیویورک ریپابلیک و نیشن بود، و نیز مشارکت های باز سیاسی وی در تعدادی از مسائل، مثل حق رای زنان و ایجاد اتحادیه های معلمان. یک نتیجه این شهرت دعوت های متعددی بود که برای سخنرانی در محیط های عمومی و آکادمیک به عمل می آمد. بسیاری از مهم ترین نوشته های وی در خلال این سال ها نتیجه همین سخنرانی هاست، شامل بازسازی فلسفه (1920)، ماهیت انسان و کنش (1922)، تجربه و طبیعت (1925)، و در جستجوی قطعیت (1929).

دیویی از تدریس در سال 1930 بازنشسته شد اما فعالیت های خود را به عنوان یک فرد عمومی و یک فیلسوف مولد همچنان ادامه داد. یکی از وقایع مهم در زندگی وی شرکت در کمیسیون اتهام علیه لئون تروتسکی در محاکمه مسکو بود، که دسیسه های سیاسی استالین را در دادگاه های موسکو در میانه 1930 میلادی افشا کرد، و این دفاع از دوست فیلسوفش برتراند راسل در تقابل با محافطه کاران برای حذف وی از کرسی کالج دانشگاه شهر نیویورک در سال 1940 بود. تمرکز اصلی فعالیت های فلسفی دیویی در دهه 1930 میلادی تهیه فرمول نهایی نظریه منطقی وی بود که با عنوان “منطق: نظریه پرسش” در سال 1938 منتشر شد. از جمله دیگر کارهای مهم دیویی در دوران بازنشستگی شامل “هنر و تجربه” (1934)، “یک باور مشترک” (1934)، “آزادی و فرهنگ” (1939)، “نظریه ارزیابی” (1939)، و “دانستن و دانسته” (1949) بود، که این کتاب آخر را با همکاری آرتور اف. بنتلی نوشته شد. دیویی در تمام طول مدت بازنشستگی همچنان با انیگزه به فعالیت های خود ادامه داد تا عاقبت در 5 ژوئن 1952 دیده از جهان فرو بست.

فلسفه تعلیم و تربیت و تجربه جان دیویی

کار جان دیویی در تعلیم و تربیت تجربه گرایی در سال 1896 در زمان کارآموزی آن در دانشگاه شیکاگو آغاز کرد که در آن جا مدرسه آزمایشگاه دانشگاه را را که بعدها به “مدرسه دیویی” شهرت یافت تاسیس کرد. این مدرسه راهی برای تحربه در تفکر آموزسی بود. دیویی در مدرسه خود جماعتی را در نظر می گرفت که در آن دانش آموزان خود فعال ترین اعضای آن بودند. دیویی می خواست که مدرسه مکانی باشد که در آن تعلیم و تربیت بر مبنای اصول فعالیت های ذهنی و فرآیندهای رشد باشد.

جان دیویی

در سال 1906،  زمانی که دیویی سمتی را در دانشگاه کلمبیا پذیرفت، سال های کاری وی با مدرسه دیویی در حقیقت زیربنای فلسفه آموزشی وی را پایه ریزی کرده بود. در این زمان در دانشگاه کلمبیا، وی فلسفه خود را با انتشار دو کتاب؛ با عنوان “دموکراسی و تعلیم و تربیت” (1916)، و “تجربه و تعلیم و تربیت” (1938) توسعه داد.

فلسفه دیویی نشان می دهد که یک رویکرد کاملا حاکمانه در تعلیم و تربیت سنتی وجود دارد که متمرکز است بر ارائه دانش از پیش تعیین شده، و نه بر تجارب و یادگیری های فعالانه دانش آموزان. وی تاکید وی کرد که تعلیم و تربیت نیازمند طراحی است که ریشه در نظریه تجربه داشته باشد. وی نه با تعلیم و تربیت سنتی  موافق بود، و نه با تعلیم و تربیت پیشروانه موافق بود، اما بر درک اینکه چگونه افراد تجربه های خود را دارند، و چگونه این درک در طراحی تعلیم و تربیت کارآمد لازم است، تاکید می کرد.

به دلیل تمرکز و اصرار دیویی بر این جنبه زیربنایی به این فلسفه؛ وی جریانی را آغاز کرد که توسعه برنامه های تعلیم و تربیتی تجربی و آزمایش را تولید کرد. فلسفه وی همچنان در طراحی رویکردها و برنامه های آموزشی خلاقانه امروزه به کار می رود.

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت