ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

تیمورتاش؛ قربانی سنت وزیرکشی ایرانی

نویسنده: علی باستانی

%d8%aa%db%8c%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%aa%d8%a7%d8%b4%d8%9b-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b3%d9%86%d8%aa-%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b1%da%a9%d8%b4%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c

 

,تیمورتاش,تیمورتاش شهریار,تیمورتاش بجنورد,تیمورتاش رضا شاه,تیمورتاش Wiki,تیمورتاش علیرضا,ایران تیمورتاش,بدری تیمورتاش,منوچهر تیمورتاش,ایرج تیمورتاش,تیمورتاش و شهریار,روستای تیمورتاش بجنورد,ایران تیمورتاش مسعود بهنود,ایران تیمورتاش کیست,اشعار ایران تیمورتاش,درباره ایران تیمورتاش,عکس از ایران تیمورتاش,عکس های ایران تیمورتاش

 

درباره چهره کلیدی عصر پهلوی اول که در قرن بیستم قربانی سنت وزیرکشی ایرانی شد.

مهرماه 1312 پس از نُه ماه حصر و محاکمه و حبس انفرادی، عبدالحسین تیمورتاش به خط پایان رسید. این ماراتن جهنمی را رضاشاه برای او ترتیب داده بود. همو که از ترسش تیمورتاش در هفته های آخر غذای زندان را نمی خورد و تنها خوراکش تخم مرغ آب پز بود، مبادا که مسمومش کنند. و سرانجام که برای رفع گرسنگی، مجبور به خوردن غذای زندان شد، ساعاتی بعد از مسمومیت درگذشت.

تیمورتاش که بود؟ چگونه برآمد و در تکیه زدن رضاخان بر تخت سلطنت چه نقشی بازی کرد؟ چگونه به نفر دوم کشور تبدیل شد و چه تاثیری بر اصلاحات پهلوی اول داشت؟ چرا شاه او را به عنوان مذاکره کننده ارشد به مصاف انگلیس و شوری فرستاد؟ و چه شد که شکست او در مذاکرات نفت با انگلیسی ها در شهر لوزان به برکناری، حبس و قتلش انجامید؟
سردار معظم خراسانی (بعدها تیمورتاش) سیاستمداری بود برآمده از دوران بی ثباتی پس از انقلاب مشروطه. او به دلیل جوانی نه به نسل سیاستمداران دوره قاجار همچون مستوفی الممالک و مشیرالدوله تعلق داشت و نه به نسل انقلابیون پرآوازه نهضت مشروطه همچون تقی زاده. یک سالی از پیروزی انقلاب مشروطه می گذشت که خان زاده جاه طلب و بذله گوی خراسانی از تحصیل در مدرسه نظامی سن پترزبورگ به وطن بازگشت، در حالی که به روایت خودش: «سیزده ساله بودم که به اروپا رفتم و بیست و چهار ساله بودم که برگشتم.
در نظر خود دیگر شرقی نیستم بلکه غربی هستم. به همین دلیل ذهن خود را از تمام پیش داوری ها و عقاید موروثی شرقیان رها کرده ام.» او که بیش و پیش از والی گری و صاحب منصبی در قشون به پارلمان توجه داشت، نماینده مجالس دوم و سوم شد؛ مجالسی که عمر کوتاه شان به مقاومت در برابر مداخلات خارجی و مبارزه ای ملی گرایانه برای حفظ موجودیتی به نام ایران گذشت.
مبارزه ای که با فقدان یک دولت مرکزی نیرومند بی فایده می نمود. چنین بود که سردار معظم و بسیاری از سیاستمداران و روشنفکران هم عصر او به جای درگیری های بی فایده و رای اعتماد دادن به دولت های چندماهه در اندیشه تاسیس یک دولت مرکزی مقتدر افتادند.
سردار معطم از مشوقین اصلی سردار سپه در حرکت به سوی تغییر حکومت در ایران بود. براساس این سیاست بود که تیمورتاش جزو حلقه اول اطراف رضاخان قرار گرفت؛ و با نشستن او بر تخت سلطنت، تیمورتاش نیز به وزارت دربار رسید… هر دو نظامی بودند و تابع نظم و انضباط شدید؛ به علاوه این که شاه جدید به فردی مسلط به زبان های خارجی و فرنگ رفته نیاز داشت تا مشاور و کارگزار او در تعامل با قدرت های خارجی باشد. اما در زمانی که فکر و ذکر رضاخان تقویت ارتش بود، تیمورتاش بر امور داخلی و خارجی کشور مسلط شد.
طبق قانون اساسی مشروطه شاه باید سلطنت می کرد و نه حکومت؛ و حالا قدرت عملا در دستان دو نفر بود: رضاخان و تیمورتاش. تیمورتاش که خود برآمده از پارلمان بود در این دوره چیزی جز نام از این نهاد باقی نگذاشت. استدلال او این بود که مجلسی که گوش به فرمان نباشد، در مقابل اصلاحات رادیکال که ضروریِ ایرانِ دوران جدید است، خواهدایستاد.
 تیمورتاش؛ قربانی سنت وزیرکشی ایرانی
استدلال تیمورتاش بی شباهت نبود به وضعیت ایتالیای فاشیستی، اتحاد شوروی و جمهوری ترکیه در همان زمان، که به کمک رهبر فرهمند و یک حزب فراگیر پیشرو، توسعه آمرانه را سرلوحه قرار داده بودند. تیمورتاش با الگوبرداری از این کشورها در سال 1306 حزبی به نام ایران نو تاسیس کرد تا به تصور او، رضاشاه ریاست افتخاری این حزب را بر عهده گیرد. سیاست تیمورتاش شکست خورد زیرا اگرچه شاه با سیاست های تیمورتاش برای ایجاد دستگاه اداری- قضایی مدرن، توسعه راه آهن، تجارت دولتی و تغییر در نوع پوشش شهروندان و تحدید قدرت نیروهای مذهبی و توسعه آموزش همگانی و نظام وظیفه اجباری مشکلی نداشت ولی با روش های مدرن- هر چند اقتدارگرایانه- حکمرانی همچون راه اندازی حزب تراز نوین کاملا بیگانه بود و از همین رو اجازه نداد حزب پیشروی تیمورتاش پا بگیرد.
پیشبرد سیاست های اصلاحی، اگر بدون حزب ممکن بود، بدون سرمایه ممکن نبود. و از همین رو بود که بازنگری در امتیازنامه نفتی دارسی- که میراثی شوم و بازمانده از قاجار نیز بود- به ضرورت تبدیل شد. تیمورتاش به مذاکره کننده ارشد ایرانی تبدیل و راهی اروپا شد. اما مذاکرات سه ساله او نیز شکست خورد و سرانجام وقتی دست خالی به تهران بازگشت، ستاره اقبالش رو به افول بود. نفر دوم ایران در عرض چند ماه برکنار، محصور، محبوس و مقتول شد. اما چه شد که تیمورتاش چنان فرجامی یافت؟
تعیین علت دقیق این موضوع احتمالا برای همیشه همچون رازی سر به مهر در تاریخ ایران باقی خواهدماند. تیمورتاش صف طولانی ای از مخالفان در داخل ایران داشت. خصوصیات شخصی و اخلاقی اش برای او در جبهه های مختلفی دشمن می تراشید. برخی نیروهای سنتی او را «لامذهب و موسس همه تجددها» بر می شمردند. گورهی هم به موقعیت خاص او حسادت می کردند و ذهن شاه را نسبت به او مشوش می ساختند. افرادی همچون تقی زاده و فروغی که مسئولیت وزارتخانه های خارجی و دارایی را پذیرفته بودند نیز با شیوه حکومت تیمورتاش و دخالت های او در امور جاری مخالف بودند. اما علت اصلی برافتادن تیمورتاش شاید وابسته به سیاست خارجی او بود.
مطابق یک باور رایج و عام، تیمورتاش در سال 1310 پس از شکست مذاکرات با انگلیس بر سر موضوع نفت از لوزان به مسکو سفر کرد و با مقامات اتحاد شوروی به مذاکره نشست و آن جا کیف دستی اش که حاوی اسناد ارتباطاتش با روس ها بود توسط یک جاسوس زن انگلیسی، که در هیئت زنی زیبارو تیمورتاش را فریفته بود، سرقت شد. و انگلیسی ها که از تیمورتاش به دلیل ایستادگی در مذاکرات نفت سرخورده بودند، این کیف را به رضاشاه تحویل دادند و شاه به همین دلیل وزیر دربارش را معزول و مقتول کرد.
فارغ از درستی و نادرستی این روایت داستانی، توطئه انگلیسی ها و سعایت از تیمورتاش نزد رضاشاه، از فرضیات جدی در بررسی فرجام تیمورتاش است؛ و البته مهم تر از بدگویی انگلیسی ها، باید به ترس و سوءظن شاه از قدرت رو به افزون تیمورتاش اشاره کرد.
 تیمورتاش؛ قربانی سنت وزیرکشی ایرانی
درست زمانی که بدخواهان تیمورتاش، گزارش سفر پرحاشیه او به مسکو و دیدار دوستانه و غیردیپلماتیکش با وزیر جنگ و افسران ارشد ارتش سرخ را به شاه دادند، روزنامه تایمز در مطلبی ضمن ستایش از تیمورتاش او را بهترین گزینه برای رهبری ایران پس از درگذشت قریب الوقوع رضاشاه توصیف کرد.
رضاشاه که بیمارگونه به اطرافیانش سوءظن داشت، حالا نشانه مهمی برای اثبات خیانت تیمورتاش داشت: مذاکره کننده ارشدش، ضمن جلب اعتماد قدرت های خارجی، می خواهد به جای او و پسرش به قدرت اول تبدیل شود. تیمورتاش در دوران کوتاه حصر در یادداشتی به همین نکته اشاره کرده و نوشت است: «آدمی ظنین مثل شاه که حتی از هوایی که استنشاق می کند هراسان است، از نفوذ من می ترسد و خیال می کند که برکناری ام منجر به ظهور عکس العمل شدید در کشورهای خارجی خواهدشد و در داخله نیز زمینه انقلابی را فراهم خواهدساخت. انقلاب به نفع من؟ ابدا… شاه ظنین خیال می کند که بقایای حزب ایران نو که من پایه گذارش بودم و او از ترس چنین روزی آن را منحل ساخت ممکن است هسته و قدرت مرکزی داشته باشد و به کمک و حمایتم برخیزد.»
اما اصلاحات آمرانه به کارگزاری تیمورتاش، قدرت انحصاری رضاشاه را چنان افزایش داده بود که هیچ کس در برابر شاه به حمایت از وزیر دربار و مذاکره کننده ارشد برنخاست.  تجدد از بالا، حالا در مسیر مطلقه شدن قرار گرفته بود؛ و نام تیمورتاش در کنار وزیران مقتول و مغضوبی چون حاج ابراهیم خان کلانتر، قائم مقام فراهانی، امیرکبیر و میرزا حسین حان سپهسالار قرار گرفته بود. سنت وزیرکشی، این بار در عصر تجدد، صورت جدیدی به خود گرفته بود.

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت