ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

تصاویر بازیگران سریال گوزل + داستان

نویسنده: علی باستانی

تصاویر بازیگران سریال گوزل+خلاصه قسمت آخر (9)

 

 

سریال گوزل آنلاین,سریال گوزل قسمت 18,سریال گوزل ترکی,سریال گوزل چند قسمت است,سریال گوزل قسمت اول,سریال گوزل قسمت 20گوزل سریال,گوزل سریال ترکی,گوزل سریال ترکی,گوزل عباسیم اویان,نوحه گوزل عباسیم اویان,دانلود آهنگ گوزل عباسیم اویان,شرف الناسیم اویان گوزل عباسیم اویان,دانلود گوزل عباسیم اویان,دانلود مداحی گوزل عباسیم اویان,دانلود نوحه ی گوزل عباسیم اویان,گوزلمه,گوزلمه ترکیه,غذای گوزلمه,گوزل درسریال گوزل,گوزل قسمت اخر,گوزل و جهان,گوزل قسمت 24,گوزل قسمت 18,سریال گوزل دوبله فارسی,سریال گوزل قسمت 24,سریال گوزل قسمت 11

 

تصاویر بازیگران سریال گوزل+خلاصه قسمت آخر (1)

سریال گوزل ( به ترکی: Paramparça ) محصول شبکه Star Tv کشور ترکیه می باشد. سریال ترکی گوزل در ۳۴ قسمت ۱۲۰ تا ۱۴۰ دقیقه ای ساخته شده است.

کارگردان سریال گوزل، جودت مرکان و نویسنده آن ایلدیز تونچ می باشند.

نام اصلی سریال گوزل، از هم پاشیده ( از هم گسیخته ) می باشد اما در دوبله پارسی این سریال، نام آن را به گوزل تغییر داده اند.

سریال ترکی گوزل درام از پربیننده ترین و پرطرفدار ترین سریال های ترکی ۲۰۱۴ – ۲۰۱۵ می باشد. در ژانر درام و عاشقانه ساخته شده است و از ۱ دسامبر ۲۰۱۴ پخش آن آغاز شده است و هم اکنون نیز در حال پخش است و تا ژوئن ۲۰۱۶ پخش آن به پایان خواهد رسید.

 

تصاویر بازیگران سریال گوزل+خلاصه قسمت آخر (2)

بازیگران سرشناسی در سریال گوزل درام بازی می کنند. ارکان پتک کایا، نورگول یشیلچای، الینا بوز، لیلا تانلار، ابرو ازکان، جمال هونال، بوراک توزکوپاران، بنش فالای و گونش امیر بازیگران سریال ترکی گوزل ( Paramparca ) می باشند.

 

تصاویر بازیگران سریال گوزل+خلاصه قسمت آخر (3)
خلاصه داستان سریال ترکی گوزل:
سریال گوزل، داستان دو خانواده را بازگو می کند که به علت نام خانوادگی مشابه دختران آنها جا به جا می شوند. یکی از دختران در سریال گوزل، جانسو دختر دیلارا گولپینار و جهان می باشد و دیگری که نامش هازل است دختر گلسرن گورپینار است.

شوهر گلسرن گورپینار مدت ها پیش همسرش را ترک کرده و او مجبور شده هازل را به تنهایی بزرگ کند. دیلارا گولپینار از ثروتمندان استانبول است که به همراه همسرش جهان در یک خانه باشکوه زندگی می کنند. آنها بعد از گذشت ۱۵ سال متوجه این جابه جایی می شوند.

تصاویر جدید از سریال گوزل را در ادامه میبینیم:
تصاویر بازیگران سریال گوزل+خلاصه قسمت آخر (4) تصاویر بازیگران سریال گوزل+خلاصه قسمت آخر (5) تصاویر بازیگران سریال گوزل+خلاصه قسمت آخر (6) تصاویر بازیگران سریال گوزل+خلاصه قسمت آخر (8) تصاویر بازیگران سریال گوزل+خلاصه قسمت آخر (10)

قسمت آخر سریال گوزل
خلاصه های قسمت های آینده گوزل. اول اینکه بگم گوزل چرا لباس عروس پوشیده دلیلش این هست که گوزل پیش خواهر هارون کار میکنه و اون لباس رو هم خواهر هارون داده که همینطوری بپوشه چون جهان از گوزل خواسته که برایش عروسی مفصلی میگیره و باید دنبال لباس عروس باشه و دلیل اینکه چرا گوزل پیش خواهر هارون کار میکنه این نقشه هارون وهست ومیخواد که خواهرش مو به مو از ارتباطات گوزل و جهان با خبر بشه و بهش خبر ها رو بده.هارون برای نزدیک شدن به دلارا از جانان استفاده میکنه و وقتی که به دلارا نزدیک میشه به جانان میگه دیگه کارم با تو تمام هست و جانان که در این مدت عاشق هارون شده کلی قاطی میکنه و میگه که تو از من سواستفاده کردی و منو حالا دور میندازی و من ازت انتقام میگیرم و نمیذارم با دلارا باشی و هارون بهش کلی مدرک میده که این من هستم که با یک اشاره نابودت میکنم. اوزان از اینکه مادرش شبها خونه نیست شک میکنه که کسی توی زندگی مادرش هست اما کی هست را نمیدونههارون هم با اوزان خیلی دوست صمیمی هست و اوزان به هارون میگه که یکی در زندگی مادرم هست اما کی هست را نمیدانم و هارون هم چیزی نمیگه که آن شخص خودش هست.
جانان عصبی و به فکر انتقام هست شبی که هارون و دلارا با هم قرار دارند جانان یک پیام بی نام به اوزان میفرستد که اگر میخوای بدونی که مادرت با کی هست ساعت هشت شب به این آدرس برو. اوزان به محل مورد نظر میره و میبینه که مادرش با صمیمی ترین دوستش یعنی هارون هست کلی قاطی میکنه و سرو صدا راه میندازه و بعدش عصبانی آنجا را ترک میکنه.دلارا غمگین و ناراحت به عمارت میاد تا با اوزان حرف بزنه اما اوزان هنوز خونه نیومده. اوزان عصبی در حال رانندگی هست تا اینکه متوجه ماشین کنارش میشه که یک مرد و زن در حال دعوا هستند و بعد آن ماشین گوشه ای می ایسته و مرد زن را پیاده کرده و کتکش میزنه اوزان سریع با مرد درگیر میشه و زن را نجات میده و او را با ماشینش به خانه اش میبرد. زن میترسد و اوزان شب را خانه زن میماند تا تنها نباشد و زن که اسمش زینب هست میگوید که آن مرد شوهر سابقش هست و از او میخواهد که دوباره با او زندگی کند و زینت قبول نمیکند و این مرد را عصبانی کرده استصبح زینب و اوزان هر دو با هم از خانه خارج شده و مرد که جلوی در انتظار زینب را میکشیده آن دو را با هم میبیند و دوباره درگیری صورت میگیرد و مرد اسلحه را در آورده و به اوزان شلیک میکند. اوزان را سریع به بیمارستان می آورند و تحت عمل و جراحی قرار میگیرد و یک ماه تو کماست. دلارا و جهان هم دایما در بیمارستان هستند و منتظر بهوش آمدن اوزان.(از همون صحنه ای که جهان روی پل از گوزل درخواست ازدواج کرد دیگه هیچ صحنه مشترکی جهان و گوزل با هم ندارند و تمام صحنه هاشون فقط تماس تلفنی هست). جهان بالاخره میفهمه کسی که براش دسیسه چیده و باعث از هم پاشیدن کارهای شرکتش بوده هارون بوده.
جهان دوباره شرکتش را رونق میده و با چند شرکت خارجی قرار داد میبنده که این باعث ناراحتی هارون میشه. بمناسبت این قرار داد ها جهان جشنی به پامیکند و به گوزل هم زنگ میزند که حتما به این مراسم بیاید اما گوزل که پیش خواهر هارون کار میکند و کارش مهم هست میگوید که نمیتواند به این جشن بیاید و جهان ناراحت میشود.هارون به دلارا درخواست ازدواج میدهد و جهان هم با خبر میشود که دلارا با هارون هست کلی قاطی میکند و با دلارا بحث میکند که هرگز نمیذارم با این مرد ازدواج کنی و این مرد دروغگو با بچه هایم زیر یک سقف باشد.
تمام دسیسه ها و مشکلات شرکت مقصر هارون هست و او دشمن ماست و تو او را درست نمیشناسی. اما دلارا که سخت عاشق هارون شده هرگز کوتاه نمیاد. اوزان هم به مادرش میگه که اگر با هارون ازدواج کنی دیگه مرا نخواهی دید. دلارا هم از هارون باردار هست و نمیدونه که چطور این موضوع را به بچه ها بگه. ولی به جانان میگه که از هارون باردار ه در حالی که نمیدونه دشمن اصلیش همین جاندن هست.چند روز بعد چهان زنگ میزنه به گوزل که دعوا و کدورت را کنار بذارند و شب با هم برند رستوران و غذا بخورند.
شب گوزل حسابی به خودش میرسه و به رستوران مورد نظر میرسه اما جهان هنوز نیامده همون موقع الپر و سولماز و یک زنی که دوست سولماز هست برای غذا خوردن وارد رستوران میشند و گوزل رو میبینند و کلی میخندند و مسخره اش میکنند و میگند این دهاتی گدای پایین شهری چرا به این رستوران پولدارها آمده و اون یک گدا گرسنه هست که شانس آورده که خودشو بچسبونه به مرد ثروتمندی مثل جهان و خدا چی شانسی بهش داده گوزل اینها رو میشنوه و میبینه جهان هم هنوز نیامده ناراحت از رستوران میاد بیرون و میره خونه و وقتی هم که به خونه میرسه غزل که باهاش تو خونه دریا زندگی میکنه میبینه که غزل میخواد این وقت شب بره بیرون که نمیذاره غزل بره و غزل کلی جیغ و داد میکنه که همش به واسطه تو من باید تو این آشغالدونی و فقر زندگی کنم گوزل هم عصبی شده لباسای غزل رو تو چمدون کرده و غزل رو از خونه بیرون میکنه و میگه برو دنبال اون ثروتی که دنبالش هستی من فقیرم و چیزی ندارم که بهت بدم و غزل هم خوشحال میشه که از اون خونه میاد بیرون.حالا چرا جهان نتونسته اون شب به رستوران پیش گوزل بیاد. جهان قبل از اینکه به رستوران بره میره پیش هارون و بهش میگه که از دلارا و خانواده اش فاصله بگیره و به هارون میگه که میدونه تمام اتفاقات شرکت زیر سره اون هست. هارون هم داستان گذشته ها رو باز میکنه که تو اول با خواهرم بودی و یهو اون رو ول کردی و با دلارا ازدواج کردی.
جهان میگه نمیتونستم خواهرت را خوشبخت کنم اگر ما ازدواج میکردیم یک سال بعدش طلاق میگرفتیم و این بیشتر به خواهرت صدمه میزد و من چون خوبی خواهرت را میخواستم با هاش ازدواج نکردم. هارون میگه وقتی هم که با دلارا ازدواج کردی اصلا فهمیدی که خواهرم چی شد. جهان میگه حتما برای خودش زندگی درست کردهکه هارون با چشمانی که غم ازش میباره به جهان میگه شبی که عروسی تو با دلارا بود خواهرم با ماشین زد به دیواری که همیشه محل قرار تون بود و خودشو کشت و هنگامی که تو با دلارا تو ماه عسل بودی من داشتم جنازه خواهرم را زیر خاک سرد دفن میکردم.
جهان که اینا رو میشنوه اشکش میاد و نمیتونه تحمل کنه و میاد کنار همون دیواری که خواهر هارون خودکشی کرده و دیواری که کلی باهاش خاطره داره و اشک میریزه و کلی به هم میریزه و میره خونه اش که پدرش هم باهاش زندگی میکنه و اصلا یادش میره که گوزل تو رستوران منتظرش هست. همه چیز را به باباش میگه که باعث مرگ خواهر هارون شده.این قسمت را هم اضافه کنم که قلب نورای همون زنی که اوزجان باهاش در آلمان دوست شده بود و بعدش به واسطه بچه اش آمد استانبول و چند ماه بعد سکته کرد قلبش را به زنی پیوند زدند که بین پسر آن زن و ایسو عشقی به وجود می آید و وقتی که اوزان تو بیمارستان تو کما بود آن زن و پسرش برای دیدن اوزان میان بیمارستان که پدر جهان آن زن را میبیند و تهدیدش میکند که دست پسرش رو بگیرد و از خانواده اش فاصله بگیرد و ترسی عمیق در چهره زن معلوم میشد اما معلوم نشد که آن زن کیست و پدر جهان آن زن را از کجا میشناسد، و بعدش مادر آن پسر دایما در گوش پسرش میخواند که از ایسو فاصله بگیر آنها پولدارند و ما رو نمیخواهند.

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت