ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

گزارش دروغی که جایزه پولیتزر گرفت!

نویسنده: علی باستانی

گزارش دروغی که جایزه پولیتزر گرفت!

 

جایزه پولیتزر,جایزه پولیتزر ویکی پدیا,جایزه پولیتزر 2016,جایزه پولیتزر چیست؟,جایزه پولیتزر 2016,جایزه پولیتزر ایران,جوایز پولیتزر,برندگان جایزه پولیتزر,جایزه ادبی پولیتزر,عکسهای جایزه پولیتزر,

 

آیا امکان دارد یک روزنامه نگار به خاطر نگارش یک گزارش از اساس دروغ و غیر واقعی یکی از معتبرترین جوایز روزنامه نگاری جهان را دریافت کند؟

اگر پاسخ این سوال را منفی می دانید، باید بدانید که به خلاف تصورتان این امکان یک بار به وجود آمد و ۳۶ سال پیش یک خبرنگار تازه کار روزنامه واشنگتن پست گزارشی از اساس دروغ اما جذاب را منتشر کرد که موفق به دریافت جایزه پولیتزر سال بعد شد
بسیاری معتقدند که اگر اعطای پولیتزر به گزارش این خبرنگار نمی بود شاید هیچ گاه ماجرای دروغ بزرگ او افشا نمی شد و این خبر دروغ در میانه دهها و صدها تیتر جنجالی واشنگتن پست در ماه ها و سال های بعدی گم و محو می شد، اما اعطای جایزه پولیتزر و به زیر ذره بین رفتن این گزارش و این خبرنگار جوان و تازه کار باعث شد او اعتراف کند که گزارش او از اساس و بنیان دروغ بوده و شخصیت ” جیمی” که او در گزارش هایش به آن پرداخته از اساس وجود خارجی ندارد.

در آمریکا ماجرای ” جنت کوک ” و داستان خیالی ” دنیای جیمی” او یک نقطه عطف در تاریخ روزنامه نگاری این کشور محسوب می شود. “دنیای جیمی” داستان اندوهناک و در عین حال جذاب یک کودک سیاه پوست ۸ ساله بود که به هرویین اعتیاد داشت و مورد ضرب و شتم و بدرفتاری پدرش قرار می گرفت. داستان زندگی این کودک خیالی برای نخستین بار در صفحه نخست روزنامه واشنگتن پست انتشار یافت.

اتفاقی که در ۲۸ سپتامبر ۱۹۸۰ در صفحه نخست روزنامه واشنگتن پست آمریکا افتاد ، آغاز گر داستان های ادامه داری شد که بسیاری از خوانندگان این روزنامه با دقت و اشتیاق آن را دنبال کردند تا اینکه ” جنت کوک” نویسنده این مجموعه گزارش ها موفق به دریافت جایزه ” پولیتزر” برای نگارش بهترین گزارش شهری سال شد.

در ۱۳ آوریل ۱۹۸۱  اعلام شد جایزه پولیتزر برای نگارش بهترین گزارش شهری به خانم جنت کوک ۲۶ ساله خبرنگار روزنامه واشنگتن پست آمریکا تعلق می گیرد؛ دو روز از اعلام این خبر نگذشته بود که خانم کوک اعتراف کرد گزارش او از وضعیت زندگی یک کودک ۸ ساله سیاه پوست، ساختگی و بر مبنای رویا پردازی های شخصی اش بوده است.

اما این گزارش به قدری جذاب بود و توصیفات دقیقی از وضعیت این کودک معتاد در گزارش های خانم کوک صورت گرفته بود ، که بسیاری از این اعتراف این روزنامه نگار جوان در بهت و حیرت فرو رفتند.

روزنامه واشنگتن پست اعتبار خود را از دست رفته می دید ، چون بارها سلسله گزارش هایی درباره دنیای جیمی  را در صفحه نخست خود با آب و تاب بازتاب داده بود.

این روزنامه آمریکایی که تنها ۶ سال پیش از این اتفاق با ماجرای افشای رسوایی واتر گیت و پیگیری های مجدانه تیم تحریریه خود از این ماجرا منجر به نخستین استعفای یک رییس جمهور در تاریخ سیاسی آمریکا شده بود، این بار خود را در معرض یک رسوایی بزرگ می دید.

این روزنامه گزارشی جذاب را چاپ کرده بود که به رغم جذابی، از اساس و بنیان دروغ بوده است.

نخستین کار این روزنامه عذرخواهی از خوانندگانش و اخراج خبرنگار خاطی بود. کوک جایزه پولیترز را پس فرستاد. این روزنامه بعدها نتیجه تحقیق تیم داوری خود از این حادثه را در یک گزارش مبسوط چند صفحه ای برای خوانندگانش انتشار داد و تلاش کرد این رسوایی به بار آمده را به نحوی جبران کند. بعدها ماجرای جنت کوک  الهام بخش ترانه ها و فیلم ها و حتی کتاب هایی شد و این نخستین تجربه “دروغ جذاب” در فضای روزنامه نگاری آمریکا سبب اعمال سیاست ها و تغییراتی در استانداردهای خبری رسانه ها برای عدم تکرار چنین وقایعی شد.

گابریل گارسیا مارکز رمان نویس مشهور و نامدار کلمبیایی در واکنش به ماجرای گزارش دروغ جنت کوک و اعطای پولیتزر به او گفته بود :” عادلانه نبود که او (کوک) جایزه پولیتزر را بگیرد اما عادلانه هم نبود که جایزه نوبل ادبیات امسال به او (کوک) داده نشد.”

داستان ساخته و پرداخته کوک درباره جیمی آن قدر جذاب و گیرا و آن قدر استخوان بندی روایی خوبی داشت که فارغ از دروغ بودنش همه را موقع خواندن این گزارش مجذوب می کرد.

داستان این گونه شروع می شد:

” جیمی ، پسری ۸ ساله و از نسل سوم مبتلایان به هروئین است. با آنکه اندامی کوچک و ظریف دارد، طفل پیش رسی است که به نظر می آید بیش از سن خود رشد کرده است. پوست صاف و نرم بازوی قهوه ای رنگ بچگانه اش پر از سوراخ های جای سوزن سرنگ است. در اتاق نشیمن خانه شان که به صورت مجهزی مبله شده، در جنوب شرقی واشنگتن روی صندلی راحتی بزرگی لم داده و با صورتی چون فرشتگان آسمانی درباره زندگی، لباس ، پول و بالاخره هروئین صحبت می کند. او از ۵ سالگی معتاد به هروئین شده است.

پشتش را به دسته صندلی تکیه داده ، پنجه هایش را عقب سرش به هم قفل کرده،کفش های مسابقه به پا دارد و پیراهن آستین کوتاه راهراهی هیکل نحیفش را در میان گرفته است، به من می گوید:

رن (مردی که مامور تزریق سرنگ است) بازوی جیمی را از جایی بالاتر از آرنج می گیرد و دست های غول آسایش دور عضلات کوچک و ظریف پسرک چرخ می خورد. سوزن داخل پوست نرم جیمی می شود. درست مثل اینکه تراشه های داخل یک کیک تازه ی پخته شده باشد. مایع محتوای سرنگ از آن بیرون می جهد و جای آن را در لوله ی سرنگ، خون می گیرد. آن خون دوباره به بازوی طفل تزریق می گردد.

در تمامی مدت چشم های جیمی بسته است و پس از پایان  تزریق آنها را می گشاید و نگاهی به دور و بر اتاق می اندازد. از یک صندلی گردان بالا می رود  و روی آن می لمد ولی سرش مرتب به پایین می افتد و هز ار چند گاه آن را به آرامی بالا می آورد. در حالت نشئه ای است که خود معتادان آن را ” چرت هفت پیچه ” می نامند.”

روزنامه واشنگتن پست این داستان خیالی خبرنگار خود را به اسم یک گزارش اجتماعی دردناک در صفحه نخست خود با آب و تاب بازتاب می دهد و عکسی نیز از جیمی کار می شود در حالی که او آرنج خود را به سمت لنز دوربین عکاس گرفته است؛ غافل از اینکه نه عکس انتشاری واقعی است و نه گزارش پایه ای از واقعیت دارد.

بعدها جنت کوک در برخی مصاحبه های خود تلاش کرد گناه خطای خود را به گردن فشارهای روزنامه و فضای داخل تحریریه آن بیندازد. او یک سال پس از افشا کردن دروغش در مصاحبه ای گفت :” مجبور شده است به دلیل کاستن از فشارهای روزنامه واشنگتن پست این ماجرا را سر هم کند. او مدعی شد منابع خبری که او با آنها ارتباط داشته از وجود پسری با مشخصات جیمی که معتاد به هروئین بوده، خبر داده بودند اما او موفق نشده این پسرک را پیدا کند و در عوض برای راضی کردن سردبیران روزنامه و کاستن فشار از روی خود مجبور شده داستان را به صورت خیالی تجسم کرده و بنویسد.

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت