ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

پرسه در شاعرانه های زندگی «تی اس الیوت»

نویسنده: علی باستانی

پرسه در شاعرانه های زندگی «تی اس الیوت»

 

,تی اس الیوت,تی اس الیوت اشعار,تی اس الیوت سرزمین بی حاصل,تی اس الیوت ویکیپدیا,تی اس الیوت فارسی,تی اس الیوت,تی اس الیوت الارض الخراب,تی اس الیوت اقوال,تی اس الیوت ادب,آثار تی اس الیوت,تی اس الیوت شعر,ترجمه اشعار تی اس الیوت,اشعار عاشقانه تی اس الیوت,سرزمین بی حاصل از تی اس الیوت,الیوتیوب تی رش رش,الیوتیوب تی ام فیصل,الیوتیوب تی,تی اس الیوت Pdf,تی اس الیوت الارض الیباب

 

تی اس الیوت شاعر، منتقد و نمایش نامه نویس آمریکایی-انگلیسی در ۲۶ سپتامبر سال ۱۸۸۸ در کولونی میسوری واقع در سنت لوئیس به دنیا آمد. او در یک خانواده متمول انگلیسی زاده شد، اما تولد هر شاعری ابتدای شعر اوست و این ابتدای الیوت بود.
خیمه رودخانه پاره

آخرین انگشتان برگ

چنگ می کشند و در ساحل خیس فرو می روند

باد ساکت

از دشت های قهوه ای می گذرد

پری ها آماده سفرند

تایمز مهربان! تا پایان این ترانه آرام بگذر

اینجا می ایستی و به شعر فکر می کنی به جایی که پری ها قرار است بروند، به زمانی که آخرین انگشتان برگ در ساحل خیس فرو می روند، شاید تو هم همراه این باد خاموش بروی، از روی دشت هایی که خاکشان قهوه ایست، ذهنت با همین جمله های کوتاه و صمیمی تا جایی که شاعر ایستاده و با ساعتش سخن می گوید پرواز می کند.

تو هم دلت می خواهد کنار شاعر این واژه ها بایستی و با او نگاه کنی. این تعبیرهای ناب، قدرت تخیل شاعریست که هر وقت دلت بخواهد می توانی او را میان کتاب هایش جست وجو کنی، تمام لحظه های الیوت، سرشار از وژاه هایی است که او آنها را زیرکانه شکار می کند و به دام کاغذ می اندازد، به دام همین ورق های ساده و بی زبان که در دست هایش لبریز از واژه هایی جادویی می شوند و ما باور می کنیم که می شود این چنین زیبا و عمیق نگریست.

 نگاهی به کتاب زندگی

براساس بیوگرافی تازه ای که در روزنامه سونسکا داگ بلادت به چاپ رسیده و توسط خانم رباب محب ترجمه شده است، یکی از اجداد الیوت در اوایل قرن هفتم در انگلستان نوسکنی گزید، اما محل رشد الیوت شهرهای جنوبی انگلیس بود.

خانواده اش به جنوب انگلیس نقل مکان کردند ولی کماکان به باورهای مذهبی اجداد خود وفادار ماندند و تابستان ها کنار دریای بستن گردهم جمع می شدند در حالی که خاطرات الیوت حکایت از این دارد که دیدار از طبیعت سنت لوئیس جزء نخستین تجربه های او از طبیعت بیرون است، تلاقی دو رودخانه بزرگ قاره آمریکا، می سی سی پی و میسوری در لنت لوئیس مکانی است که الیوت از آن در نوشته هایش اینگونه یاد می کند؛ «اینجا از هر جای دنیا بیشتر بر من تاثیر گذاشته است.» او بارها ادبیات خوب و ژرف را تعریف می کند.

به نظر او با کسب اطلاعاتی درباره فرهنگ و ادب نمی توان نویسنده خوبی شد بلکه شیفتگی به نوشتن مایه اصلی کار نویسنده خوب است، چیزی که شاید در نظر بسیاری از نویسندگان درست به نظر می رسد. الیوت گمنام شبگردیهایش را از خیابان های سنت لوئیس آغاز کرد و تا پنج شهر دیگر ادامه داد و اینگونه زندگی ادبی اش را پایه نهاد.

پرسه در شاعرانه های زندگی تی اس الیوت

 خیام یک اتفاق دوست داشتنی

چهارده ساله بود که با خواندن اشعار عمر خیام شاعر ایرانی (ترجمه ادوارد فیتر گرالد انگلیسی) به باورهای به ارث رسیده اش پایان داد و به راهی تازه رسید که خود الیوت این اتفاق را اینطور تعریف می کند؛ در سن چهارده سالگی به طور اتفاقی، رباعیات خیام را خواندم و اشعار این شاعر برجسته ایرانی باعث شد ذوق و هنر شاعرانه را در خود کشف کنم ولی ای کاش هرگز این کتاب به دستم نمی رسید تا خیام را به یاد بیاورم و مجبور به نوشتن شوم، به قول ازراپاوند من بسیار از جهان بینی و طرز تفکر او الهام و تاثیر گرفته ام؛

ای خدا

ای ناهید

ای بخشاینده رزق و روزی

به من یک دکه کوچک سیگار فروشی عطا کن

یا یک حرفه دیگر نصیب من ساز

جز این پیشه لعنتی (نوشتن)

که همواره باید

شعور و خرد

سرمایه کارش باشد.

و این چنین اشعار کلاسیک یک شاعر بزرگ ایرانی، باعث ظهور شاعر، نویسنده و منتقدی برجسته در ادبیات معاصر می شود. او یاد می گیرد به همه چیز نگاهی دیگرگونه بیندازد.

دانشجویی که رفوزه شد

در کتاب آفرینش یک شاعر اثر جیم ادوین میلر چنین آمده؛ در سال ۱۹۰۶ الیوت هیجده ساله به هاروارد نقل مکان کرد و ساکن خانه ای مقابل خوابگاه دانشگاه هاروارد شد. سال اولی که در دانشگاه مشغول تحصیل بود رفوزه شد اما خیلی سریع به خودش آمد و در مدت کوتاهی موفق به اخذ مدرک لیسانس و فوق لیسانس شد. سه سال تمام روزها الیوت دوربین به دست در محوطه دانشگاه دیده می شد و شب ها روبه روی مجسمه برنزی جان هاروارد، کشیش و موسس دانشگاه هاروارد، تنها پیاده روی می کرد.

ازجمله شخصیت هایی که در پاریس توانستند بر الیوت تاثیر بگذارند می توان به هنری برگ سون، ریچارد واگز و ماوارس چارلز و اندیشه افراطی او و جنبش اکشن فراسیس بود، الیوت توسط دوستی با مادراس با این جنبش آشنا شد در این زمان الیوت به خود به چشم شاعری سنتی یا کلاسیک که افکارش مذهبی است نگاه می کرد و تا زمان جنگ جهانی دوم شانه به شانه ماوراس حرکت می کرد.

پرسه در شاعرانه های زندگی تی اس الیوت

زمستان ۱۹۱۲ – ۱۹۱۱ الیوت با تمام وجود دکترای فلسفه را در دانشگاه آکسفورد تحصیل می کرد. او می خواست پایان نامه دکترایش را درباره ای اچ برادلی فیلسوف انگلیسی بنویسد، اما در سال ۱۹۱۳ سالی که جنگ جهانی به اوج رسیده بود او ادامه تحصیل را ناتمام رها کرد و تصمیم گرفت به خاطر رودلف اوکن به دانشگاه ماربورگ برود، آنکه در خیابان های پرپیچ و خم ماربورگ قدم زده است و نبض تاریخ میانه را در ساختمان های زیبای آنجا حس کرده است، می تواند شوق الیوت را برای زیستن در این شهر و خیالاتی که او درباره شعر در سر می پروراند دریابد.

الیوت در ماربورگ نزد کشیشی سکنی گزید که خانواده اش اهل موسیقی بودند اما نفس کشیدن او با فلسفه اوکن عمر چندانی نداشت و او می بایستی هرچه زودتر ماربورگ را ترک کند. زیرا به زودی میلیون ها ارتشی رژه شان را در قاره اروپا آغاز می کردند. او تحصیلاتش را ناتمام رها کرد و به عنوان فردی از ملتی که نمی جنگید و با احترام هرچه تمام تر توسط آلمان ها با قطار و کشتی به انگلستان رفت.

یک زندگی نیمه تمام

از سال ۱۹۱۴ دوره جدید زندگی الیوت با سکونتش در انگلستان و آشنایی با محافل ادبی انگلیس آغاز می شود تا آن زمان پدرش مخارج او را تامین می کرد، اما ازدواج او در سال ۱۹۱۴ سرآغازی در دفتر زندگی اش شد، حال او برای چرخاندن چرخ های سنگین زندگی می بایستی به عنوان دبیر دبیرستان و کارمند بانک مشغول کار شود. ازدواجش با وی وین برای الیوت یک شکست محض بود و به مشکلات روحی او دامن می زد.

وی وین بیماری روانی داشت و الیوت این را نمی دانست که به چه دلیل تن به ازدواج با او داده است، احتمالا به خاطر ضدیت با پدر و مادرش بود که از او انتظار استاد فلسفه شدن در آمریکا را داشتند با وی وین ازدواج کرده بود چرا که الیوت شخصا دلش می خواست به معنای واقعی کلمه شاعر باقی بماند. سال ۱۹۴۷ با وجودی که حدود پانزده سال از جدایی الیوت از همسرش می گذشت، تراژدی زندگی او با مرگ وی وین در تیمارستان به اوج خود رسید. درک الیوت از عشق آنطور که توصیف می شود، عشقی ویکتوریایی و توام با تصویری مذهبی بود. اما نکته قابل توجه اینکه الیوت بهترین و ژرف ترین آثار ادبی خود را در طی همین سال های بحرانی نوشته است.

کفتارهای بریان شده

الیوت برای آشنایی با ازراپاوند برنده جایزه نوبل پیشقدم شد و نه تنها با او طرح دوستی ریخت که او را به عنوان استاد راهنمای خود انتخاب کرد. ازراپاوند که اشعار الیوت را خوانده بود و با اشتیاق به آن واکنش نشان می داد، پس از ملاقات با الیوت توانست تاثیر زیادی روی کار او بگذارد، با دلگرمی های ازراپاوند، اشعار الیوت در مجله های انگلیسی و آمریکایی به چاپ رسید و او به عنوان شاعری حقیقتا مدرن به مردم شناسانده شد.

شاعری که به طور فوق العاده ای شیوه ای متعالی داشت که از هم آمیختن سنت و معرفت والا با تجدد و زبان عامیانه ساخته شده بود. الیوت شاعر پرکاری نبود، اما آثار اندکش به زودی توجه احترام آمیز خوانندگان اشعار مدرن در دو سوی آتلانتیک را به خود جلب کرد. یکی دیگر از شخصیت های مهم در زندگی ادبی الیوت برتراند راسل فیلسوف است، دوستی الیوت و راسل تا آنجا پیش رفت که گاهی راسل سرپرستی از وی وین همسر بیمار الیوت را برعهده می گرفت. سرانجام لندن و خیابان آکسفورد مکان خوبی برای شب گردی های الیوت شد.

زنگ به صدا درآمد

و کفتارهای بریان شده را خوردند

کفتارهای بریان شده جای کلام می آورد و جای تردید و بحث

سوگنامه ارزش های از دست رفته

شعر بلند سرزمین هرز، شاهکار الیوت در سال ۱۹۲۲ سبب به شهرت رسیدن وی شد. این شعر که براساس اعتقادات و گرایش های مسیحی وی نوشته شده است در واقع تلاش الیوت برای دوباره دیدن است، این شعر که به سرخوردگی بعد از جنگ جهانی اول می پردازد به گفته منتقدان سوگ نامه ای است بر تمام ارزش های از دست رفته بشری.

پرسه در شاعرانه های زندگی تی اس الیوت

این شاهکار ادبی سبب شد تا الیوت جوان در سال ۱۹۴۸ جایزه ادبی نوبل و مدال لیاقت انگلستان را از آن خود کند. وقتی او نسخه اول سرزمین هرز را برای ازراپاوند خواند، پاوند از او خواست نیم بیشتر آن را حذف کند تا از زیادگویی در شعر دور بماند الیوت هم به حرف او عمل کرد. و قسمت های اضافی را حذف کرد.

آوریل

سنگ دل ترین ماه است

رویش یاس های بنفش از زمین مرده

بر آمیختن امید و خاطره

تکاپوری ریشه های کرخ با باران بهاری

زمستان ما را گرم نگه می داشت

زمین را با برفی فراموشکار می پوشاند

کمی زندگی را به ساقه های خشک می خوراند

و سرزمین هرز اینگونه آغاز می شود و تو باور می کنی که می شود چشم در چشم فصل ها دوخت و با آنها سخن گفت، با زمین، با باران، با درخت. شاعری که این چنین ساده و در برابر فصل ها می ایستد و آنها را بر پرده ذهن تو به تصویر می کشد، انگار تکه ای از طراوت به جا مانده فصل هاست.

تابستان

غافلگیرمان کرد

از دریای اشتارنبرگ آمد

با قطره های درشت باران

ما لابه لای نهالستان پناه گرفتیم

در هوای آفتابی

رفتیم تا هوفگارتن

قهوه خوردیم و ساعتی گپ زدیم

او مسافریست که طبیعت به استقبال واژه های ناب او می رود، او می گوید؛ «شاعر نباید از باران بگوید شاعر باید بباراند.»

آخرین کریسمس الیوت

ژانویه آن سال بوی رفتن می داد، و الیوت خیره به درخت کریسمس آخرین لبخند هایش را به شاخه های بی جان کاج می بخشید، اما انگار کریسمس هم حرفی برای گفتن نداشت و بابانوئل آخرین هدیه اش را برای همیشه در کودکی الیوت جا گذاشت. ژانویه ۱۹۶۵ آخرین عیدی بود که الیوت کریسمس را جشن گرفت، ۴ ژانویه آنسال الیوت پیر برای همیشه با دنیا خداحافظی کرد با اینکه هنگام مرگ ۷۶ سال داشت. اما مرگ او تلخ بود و غم انگیز «مردن، ارزشش را دارد اگر بر اثر آن، معنای زندگی را دریابیم».

 

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت