ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

وقتی لنگه کفش در بیابان می شود سلطان راک ایران!

نویسنده: علی باستانی

%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d9%84%d9%86%da%af%d9%87-%da%a9%d9%81%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%88%d8%af-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7%da%a9

 

,فرشاد رمضانی,فرشاد رمضانی گروه دگردیس,فرشاد رمضانی حقوق,فرشاد رمضانی دانلود,فرشاد رمضانی فر,فرشاد رمضانی موسیقی ما,دکتر فرشاد رمضانی,دانلود آلبوم فرشاد رمضانی,سایت رسمی فرشاد رمضانی,تصاویر فرشاد رمضانی خواننده,دانلود آلبوم شیدایی فرشاد رمضانی,دانلود آلبوم شیدایی درون فرشاد رمضانی,دانلود آلبوم شیدایی درون از فرشاد رمضانی,دانلود اهنگ فرشاد رمضانی,دانلود آهنگ های فرشاد رمضانی,سلطان راک ایران,سلطان راک ایران رضا یزدانی,سلطان راک ایران کوروش یغمایی,محرمعلی خان سلطان راک ایران,سلطان راک ایران

 

فرشاد رمضانی اولین بیسیست ایرانی است که پس از انقلاب مجوز گرفت و توانست روی استیج برای مخاطبانش نوع متفاوتی از موسیقی را ارائه بدهد که شاید آن روزها آوردن اسمش هم ممنوع بود: موزیسین هایی مثل فرشاد  رمضانی تلاش زیادی کردند تا باور غلط نسبت به راک را پس بزنند و از زیرزمین های تهران بیرون بکشندش.
رمضانی در این گفتگو با صراحت تمام به نقد فضای موسیقی راک، کم و کاستی ها و حواشی پیش آمده بین موزیسین ها پرداخت که این روزها به یکی از سوژه های جنجالی تبدیل شده است.

چند وقتی هست که دعوایی بین موزیسین ها وجود دارد و جدال بر سر این که کی راکر هست، کی نیست و … بهتر نیست این را بسپاریم به مخاطب و بگذاریم او تصمیم بگیرد که کی چی هست و کی چی نیست؟

– واقعیت این است که همه مخاطبان ایرانی در جایگاهی نیستند که تشخیص بدهند. وقتی در کنسرت یکی از خواننده ها چهار بار آن هم با برنامه ریزی قبلی بعد از پایان قطعه فریاد بزنند سلطان راک … سلطان راک … و بقیه هم دم بگیرند، مابقی هم ادامه می دهند. این یک معضل فرهنگی است. شما توی خیابان راه بیفتید و داد بزنید که فلان جا خراب شده است؛ بعد از چند دقیقه کلی از آدم ها را با خود همراه خواهید کرد.

اما مخاطب های زیادی موسیقی را می شناسند: موسیقی راک دهه 70 میلادی را می شناسند و …

– روی صحبت من با آنها نیست.

اما مخاطب موسیقی راک همین آدم ها هستند…

– نه نه من راجع به کسانی صحبت می کنم که توی سالن می نشینند و موسیقی پاپ را به جای راک بهشان غالب می کنند! اکثریتی که موسیقی پاپ می شنوند برای شان فرقی نمی کند چه کسی توی سالن اجرا داشته باشد. این مخاطبان به دلیل دیگری توی سالن نشسته اند. حضورشان در آنجا برای تفریح و قرارهای دوستانه است. به همین دلیل است به سالن میلاد می گویم کاباره میلاد و یا سالن اریکه برایم کاباره اریکه است!

توی این سالن ها اجرا نخواهید کرد؟

– واقعا حاضر نیستم در این سالن ها کنسرت بگذارم و ترجیح می دهم در ایوان شمس، برای 400-300 نفر اجرا بگذارم اما برای مخاطبی که مرا انتخاب کرده است، نه اینکه برای تفریح به سالن آمده باشند.
سال 1382 با کاوه یغمایی در سالن میلاد نمایشگاه داشتیم یک نفر آن وسط سالن داد زد «کورش… گل یخ رو بخون» آقا این کاوه است و «گل یخ» ربطی به او ندارد! عده زیادی از مشتریان – تاکید دارم مشتری نه مخاطب! – تا یک گیتار الکتریک را می بینند فکر می کنند با موسیقی راک طرف هستند. ماجرا تا جایی پیش رفته که آلبوم «پاروی بی قایق» محسن چاووشی راک شناخته می شود! کجای این موسیقی راک است؟!
شاید عده ای نخواهند توجیه شوند؛ این بحث ها و حواشی واقعا تاثیری دارد؟

– اما عده زیادی هم متوجه می شوند. چندی پیش چند آلبوم موسیقی را برایم فرستاده بودند تا در موردشان نظر بدهم و نقدشان کنم. صحبت هایم همراه شد با سیل عظیمی از فحش و توهین… کسانی که به آنالیز من فحش دادند هرگز موسیقی راک و پاپ را از هم تشخیص نمی دهند!

 وقتی لنگه کفش در بیابان می شود سلطان راک ایران!

این تقصیر دو طرفه نیست؟ موزیسین های راک هم نتوانستند مردم را با خود همراه کنند.

– موافقم بخشی ضعف موزیسین بوده و بخش دیگری موضوع محدودیت بوده و این که به آنها اجازه داده نشده تا مخاطب را آگاه کنند.

اما این روزها موزیسین ها آلبوم منتشر می کنند و کنسرت می گذارند! از طرفی فضای مجازی سختگیری های مدیران مسئولان فرهنگی را کم رنگ کرده و بسیاری از موزیسین ها آزادانه در فضای مجازی کارهای شان را منتشر می کنند.

– بگذار دیدگاهم را نسبت به موسیقی بگویم. موسیقی بی واسطه ترین و بین المللی ترین زبان دنیا است. هر موسیقی باشد – حالا خواننده به هر زبانی بخواند – هر جای دنیا که باشد، مخاطبش را پیدا می کند. هر جای دنیا یک پارت موسیقی را جلوی موزیسین بگذارید، شروع می کند به نواختن. به اندازه آدم های روی زمین سلایق مختلف وجود دارد و باید محصول مورد سلیقه شان در موسیقی وجود داشته باشد.

در این وضعیت مسیرها مشخص می شود.

– دقیقا؛ آن زمان مخاطبان حق انتخاب دارند و می توانند موسیقی مورد نظرشان را انتخاب کنند اما به شرطی که شرایط برای تمام موسیقی ها یکسان و عادلانه وجود داشته باشد. در نظر بگیرید دوره گذشته جشنواره موسیقی فجر از من و گروه ام دعوت شد. از آقایان کامکار هم دعوت شد.
قرارداد ما 3 میلیون تومان بود، اما مبلغ قرارداد گروه کامکارها 200 میلیون تومان بود! باورتان می شود؟ تازه ایشان با تمام قدرت اعلام کرده اگر سال بعد بخواهند در جشنواره شرکت کنند مبلغ بیشتری می خواهند. نوش جان شان؛ حق شان است. روی صحبتم با کسانی هست که این بودجه ها و امکانات را به طور ناعادلانه تقسیم می کنند.
کامکارها سال های زیادی در موسیقی حضور داشته اند و از منتقدهای اصلی علی رهبری هم بودند و شاید عامل اصلی که باعث شد علی ایران را ترک کند، کامکارها بودند.

– من به هیچ وجه منکر ارزش های علی رهبری نیستم اما این همه هزینه شد برای ارکستر ملی مان، چه نتیجه ای داشت؟ هزینه نوازنده ها پرداخت نشد و هزاران مسئله دیگر… آیا همه مخاطبان موسیقی کلاسیک می دانند نباید بین چهار موومان دست بزنند؟! هزینه می شود و بعد هم هیچ اتفاقی نمی افتد. این همه هزینه چه نتیجه ای داشت؟ فرهنگ سازی نشده است و هنوز آداب و رسومش را بلد نیستیم؛ پس چرا سینه چاک از چیزی که فرهنگش را نداریم دفاع می کنیم؟!

این در مورد موسیقی راک هم صدق می کند!

– صددرصد! ما یکسری خط قرمز داریم. برای مثال حرکات دست تماشاگران باعث شد تا فرشید اعرابی چهار سال ممنوع الکار شود! بگذارید این نکته را هم الان بگویم؛ یدک کشیدن اسم آرتیست مسئولیت هایی دارد. اگر از عهده مسئولیت ها بر آمدیم آن وقت می توانیم ادعا کنیم که آرتیست هستیم و پای جامعه ایستاده ایم. وقتی بدون دلیل به خواننده ای می گویند سلطان راک! بعد که از او می پرسند چرا این موضوع را مطرح نمی کنی که شما راکر نیستی؟ می گوید به من چه مربوط، مردم خودشان می گویند! در حالی که این طور نیست. توی مصاحبه تان نسبت به کورش یغمایی اعتراض می کنید؛ آیا نسبت به کار خودتان هم آگاه هستید؟
 وقتی لنگه کفش در بیابان می شود سلطان راک ایران!
به صرف پوشیدن یک دست لباس چرم که هیچ شباهتی به لباس یک راکر ندارد، شما راکر نمی شوید. موزیسین های بزرگی هستند که در کنسرت شان لباس چرم می پوشند اما بیرون از اجرا خیلی معمولی لباس می پوشند. آیا برای کسی که فقط و فقط موضوع خریداری شدن آلبوم ها یا بلیط کنسرت هایش مهم است و به نوعی فقط به خروج پول از جیب مشتری هایش فکر می کند، دغدغه ای برای آینده موسیقی و فرهنگ کشورش وجود دارد؟!
اصولا بسیاری از کسانی که در حوزه های هنری فعالیت می کنند، نمی خواهند الگو باشند و مسئولیتی روی دوش شان باشد.

– اشکالی ندارد. این نهایت بی مسئولیتی کسی است که تیتر هنرمند بودن را یدک می کشد و من بهشان می گویم: کسبه اهل موسیقی! زمانی که اسلش (گیتاریست گروه Gums and Roses) در اجرای زنده جکسون گیتار زد، اسلش پاپ شد؟ یا جکسون راک شد؟ نه! موسیقی اسلش فقط به اجرای جکسون رنگ و بو داد.

چرا این نکات را مطرح می کنید؟

– زمانی کسی ادعا کرد که قار است کارلوس سانتانا برای یکی از قطعه هایش گیتار بزند! زمان انتشار آلبوم رسید و گفتند که زمان بندی ها برای انتشار آلبوم اجازه همکاری با کارلوس سانتانا را نداد! حالا وسط اجرای زنده زمانی که به آن قطعه می رسد و گیتاریست شروع به نواختن سولو می کند؛ خواننده می گوید: کارلوس سانتانا!

یعنی چی؟

– یعنی این که این قطعه را سانتانا زده است! این یعنی کلاهبرداری و عوام فریبی… اصلا در آن جمعیت چند نفر سانتانا را می شناسند؟ چرا باید اسم کسی را بیاوری که اگر خارج از ایران بود که قوانین کپی رایت رعایت می شد، جریمه سنگینی باید برای این کلاهبرداری پرداخت می کردید.

شاید حق با ایشان باشد که معتقد است اصلا موسیقی راک در ایران وجود ندارد.

– موسیقی راک وجود دارد. طبق تعارف فلسفی و ارسطویی آن چه شامل عدد یک بشود وجود دارد. در ضمن اگر راک وجود ندارد، پس چرا ادعای سلطانی آن را دارد و می گوید 80 درصد کارهای من راک است؟!

اگر وجود دارد پس مردم باید بشناسندش. این چه بودنی است؟

– این به خاطر سیستم مریض و اطلاع رسانی ضعیف است. هر چند در موسیقی اتفاق های زیادی افتاده است. از راکرهای قدیمی تر که بگذریم؛ گروه هایی مثل کامنت و گروه جدید «سه نقطه» که کارشان استاندارد است. هر چند با نوع خواندن خواننده کامنت مشکل دارم، اما کارشان را به خوبی انجام می دهند.

در مصاحبه ای که با کیان پورتراب (آهنگ ساز، نوازنده و خواننده «کامنت») داشتیم؛ معتقد بود من زمان می خواستم تا خودم را پیدا کنم و از آنجایی که نمونه های خوب ایرانی وجود نداشت، تمام الگوهای من خارجی بودند…

– من و تمام هم نسلان من هم نمونه های غربی را می شنیدیم و کاور می کردیم اما این اتفاق نیفتاد. این حرف را قبول ندارم. امیدوارم در کارهای بعدی لهجه شیرین، سلیس و واضح پارسی را از این هنرمند راکر بشنویم.

وقتی لنگه کفش در بیابان می شود سلطان راک ایران!

فارغ از خوب و بد بودن بچه های جدید؛ انگار نسل اول موسیقی راک بعد از انقلاب که شما از همان نسل هستید، رفتاری شبیه به پدرخوانده نسبت به موزیسین های راک دارید. همه را رصد می کنید و به اصطلاح حواس تان بهشان هست.

– به هیچ وجه منظور من از نکاتی که متذکر می شوم، خوب یا بد بودن آثار نیست. من به شخصه تا نظرم را نپرسند در موردشان صحبت نمی کنم. از طرفی هم ویژگی ها را می گویم و هم ایرادها را. همان طور که گفته بودم مخاطب ما به موسیقی گروه «کامنت» نیاز دارد. صددرصد موسیقی راک را رصد می کنم، به این خاطر که عمر و زندگیم را برایش گذاشته ام. سال ها تلاش کرده ام اگر هنرجویی پیشم آمده، همه چیز را به آنها بیاموزم. فلسفه موسیقی راک را به آنها آموزش دادم. تعصب دارم روی حوزه ای که عمرم را برایش گذاشته ام.

شاید موزیسینی بگوید من دلم می خواهد این طور باشم و دوست دارم فلان طور ساز بزنم.

– برو باش! اصلا اشکالی ندارد، اما اگر نظر من را بپرسند و مشکل یا نقصانی ببینم، حتما آن را می گویم. ببینید راک فقط آکورد و ظاهر و تیپ نیست و یک شیوه و منش است؛ یک فلسفه است.

دقیقا همین جای کار یک مشکل اساسی وجود دارد؛ چطور می توان روی صندلی بدون حرکت نشست و موسیقی راک را شنید؟ در حالی که فضای موسیقی راک چیز دیگری را می طلبد که در جامعه ما امکان اجرای آن وجود ندارد.

– موسیقی راک هیجانات مخاطب را بر می انگیزاند اما محدودیت وجود دارد. کسانی در سالن وجود دارند که با لیزر همه را رصد می کنند!

امکان اجرای تفکیک جنسیتی در اجرا وجود ندارد؟! مثلا اجرایی فقط برای آقایان باشد…

– سال 1380 قرار بود اولین کنسرت هومن اژدری بدون مجوز در یکی از دانشگاه ها برگزار شود. برگزار کننده کنسرت هم من بودم. وقتی رسیدم ماموران دور تا دور سالن را گرفته بودند و اوضاع داشت از دست خارج می شد. به محض ورود گفتم: بروند خانم ها بالا و آقایان پایین بنشینند. اجرا بدون مشکل برگزار شد.

خب؛ می توان در کاخ نیاوران برای آقایان اجرای زنده گذاشت و فضا را به چیزی که موسیقی راک واقعی می طلبد، نزدیک کرد.

– کدام تهیه کننده ای حاضر است چنین کاری کند؟ همه به فکر برگشت سرمایه هستند و برای سودآوری بیشتر، به قشری که می خواهند تفریح کنند و بلیت را می خرند نیاز دارند. هزینه کرده اند و می خواهند سرمایه را بازگردانند.

اولین بار چه سالی گیتار باس زدید؟

– اگر اشتباه نکنم سال 1366.

توی این 30 سال پیش آمده که بگویید من هم پاپ کار می کنم و پول در می آورم؟

– هیچ وقت این اتفاق نیفتاده است. من اولین بیسیستی هستم که بعد از انقلاب با مجوز رفتم روی سن. اجراهای زیادی با پاپ استارها داشتم اما همیشه درونم ناراضی بود. تنها باری که واقعا راضی بودم، اجرایی بود که با کاوه یغمایی داشتم. با خودم می گفتم این همان چیزی است که می خواهم. باور نمی کنی. بارها با خواننده های پاپ اجرا داشتم و از شدت نارضایتی پشت بنر بزرگی که روی سن نصب شده بود قایم می شدم و ساز می زدم که دوربین ها مرا نگیرند!

وقتی لنگه کفش در بیابان می شود سلطان راک ایران!

چرا برخلاف حضور طولانی تان در موسیقی راک، فعالیت کمی داشته اید؟

– بخشی از آن به محدودیت ها بر می گردد و دلیل دیگرش اینکه به هر قیمتی حاضر به کار نبوده ام. می دانم شاید اشتباه کرده ام اما من قوانین خودم را دارم. کم کاری بچه های نسل قدیمی تر راک نتیجه اش می شود لنگه کفش در بیابان می شود سلطان راک ایران! من از قافله تبدیل شدن به ماشین پول سازی عقب افتاده ام اما پا روی عقایدم نگذاشتم.
گروه هایی مثل «The Doors» و «Led Zeppelin» در جنگ آمریکا و ویتنام روی افکار عمومی تاثیر گذاشتند و دولت آمریکا را مجبور کردند عقب نشینی کنند. من به عنوان یک راکر به خاستگاه موسیقی راک نگاه می کنم. زمانی که قرار بود آلبوم «شیدایی 1» را با کاوه یغمایی کار کنم، شعرهایم را به کاوه دادم و از او خواستم روی آنها فکر کند. دفعه بعد که با هم در مورد آلبوم صحبت کردیم، چند قطعه برایش گذاشتم تا بشنود و به فضای ذهنیم نزدیک شود؛ آخر کار کاوه گفت: فرشاد به مجوز فکر کرده ای؟ گفتم مهم نیست!
گفت به مخاطب فکر کرده ای؟ گفتم برایم مهم نیست! در مورد بازار هم پرسید و همین جواب را به او دادم! می خواستم آلبومی منتشر کنم که امضا داشته باشد. دنبال لشگرکشی و مخاطب میلیونی نبودم. دنبال ایجاد تفکر بودم و از میان خیل زیاد مخاطبان، همان 400 نفری که مرا انتخاب کنند برایم کافی اند. بقیه مخاطبان برای شان فرقی نمی کند کنسرت جواد یساری، فرزاد فرزین و یا رضا یزدانی باشد و فقط می خواهند تفریح کنند.
اگر خواننده را در موسیقی راک ایرانی کم رنگ کنیم، چیزی که باقی می ماند؛ نمونه ضعیفی از موسیقی است که در غرب به نحو احسن وجود داشته و دارد، پس این همه تلاش برای چیست؟

– به نکته حساسی اشاره کردی. اتفاقی که می افتد این است که اگر پیشنهاد دهی که کتابی در مورد خاستگاه موسیقی راک را مطالعه کنند و موزیک های آن دوره را بشنوند، به ندرت از موزیسین های راک دهه 60 و 70 را بشناسند و فقط چند گروه جدید را که گریم عجیب و غریب دارند، می شناسند. این واقعا فاجعه است. ریشه های مفاهیم موسیقی راک در فرهنگ غربی را نمی دانند و فقط ازشان تقلید مین کنند. البته رسانه ها هم به خودی خود، ضربه وحشتناکی به آنها زده اند و حالا تلویزیون جای مطالعه را می گیرد و آنها خوراک های تلویزیون را نشخوار می کنند!

موسیقی راک را می توان نسل بندی کرد؟

– بله؛ نسل اول قبل از انقلاب کورش یغمایی، بهرام سلماسی، بهرام سعیدی شیدرخ محقق، آقای کیوانشکوه و … هستند که در محوطه منظریه و در فضایی شبیه به ووداستاک اما کوچکتر اجرا می کردند و طرفداران هیپی خودشان را داشتند، فرهاد و فریدون فروغی هم مدام در کوچینی اجرا می کردند و کارهای راک را کاور می کردند.

تجربه برخورد با فریدون فروغی را داشته اید؟ زمانی که وارد موسیقی شدید فریدون فروغی هم فعالیت می کرد؟

– درست است، اما متاسفانه هیچ گاه این افتخار نصیبم نشد. کوروش یغمایی را من پس از سختی های زیاد توانستم در استودیو شخصی شان در عباس آباد ملاقات کنم.

بین نسل اول قبل از انقلاب و نسل بعدی یک حفره ایجاد شده است…

– اگر مسلسل وار به این ماجرا نگاه کنید، ما نسل دوم هستیم اما به خاطر فاصله بعد از انقلاب، نسل اول موسیقی راک در دهه 70 روی کار آمدند و من هم یکی از آنها بودم.

تاثیرپذیری هم نسلان شما از راکرهای قبل از انقلاب بسیار کم بوده است، دلیلش چیست؟

– موسیقی غربی زیادی به ما می رسید. صفحه ها و کاست های موزیسین های غربی که به روز به ما می رسید. سال اول دبیرستان بودم با پول توجیبی ام توانستم از فروشنده هایی که در راسته تئاتر شهر تا میدان ولیعصر میز گذاشته بودند و تمام آلبوم های موسیقی روز را می فروختند، مجموعه با ارزشی از موزیسین های راک را بخرم.

وقتی لنگه کفش در بیابان می شود سلطان راک ایران!

هنوز آنها را دارید؟

– نه متاسفانه! بسیاری از آنها را دوستانم بردند و بسیاری شان از دست رفت.

در مورد نسل دوم بگویید.

– شهرام شعرباف و گروه «اوهام» یکی از بهترین موزیسین های نسل دوم بودند.

فضای فکری نسل دوم و هم نسلان شما بسیار نزدیک بود. نسل جدید چطور؟ شما از حلقه گم شده سال های پیش صحبت کردید اما در حال حاضر ما سه نسل مسلسل وار موسیقی راک داشته ایم.

– در مورد تاثیر روی بچه های نسل جدید نمی توانم صحبت کنم و باید از خودشان پرسید.

اگر قرار باشد گروه های راک موسیقی را از نمونه های غربی تقلید کند؛ هیچ تاثیری نخواهد داشت، چرا که نمونه های بهترش وجود دارد.

– ما در جغرافیای ایران زندگی می کنیم و اگر قرار باشد در آثار خودمان کارهای غربی را کاور کنیم به کاریکاتوری از گروه های درجه یک غربی تبدیل می شویم. این موسیقی غربی است و اگر بخواهیم ادعا کنیم صاحب این موسیقی هستیم باید پرشین راک داشته باشیم. گروه های راک تُرک و یا آسیای شرقی فوق العاده اند.

این به باز بودن درهای موسیقی در آن کشورهاست؟

– بله، باز بودن فضا و باز بودن فضای ذهنی هنرمندان.

بسته بودن ذهنی؟ بیشتر توضیح بدهید.

– گفتگویی چند سال قبل با چلچراغ داشتم. تیتر گفتگو این بود: از مقایسه شدن رنج می برم. ما همیشه در حال مقایسه هستیم. تا زمانی که نتوانیم کاری متفاوت تولید کنیم، هیچ اثری از خود به جای نگذاشته ایم. هر چقدر هم خوب کاور کنیم باز فایده ای ندارد چون نمونه اورجینالش وجود دارد. تکرار مکررات برای غربی ها هیچ جذابیتی ندارد. گروه «Tool» ریتم های لنگ موسیقی کردی ما را برداشته اند و به زیبایی از آن استفاده می کنند.

جدای از استفاده شعرهای فولک ایرانی که فرهاد از آنها استفاده می کرد؛ موسیقی ایرانی این قابلیت را به موزیسین می دهد که موسیقی راک را متفاوت از نمونه غربی کار کند؟

– دقیقا! لحظه ای که شروع کردم و خواستم به موسیقی پرشین راک برسم. اتفاقی که در آلبوم «شیدایی 2» برای خودم افتاد. جاهایی گیتار در دستگاه ایرانی جای سه تار می نشیند. باید موسیقی راک را با موسیقی خودم و با فرهنگ خودم تطبیق بدهم.

می توان گفت که وجه تمایز نسل شما با گروه های جدید همین جاست؟ نسل جدید به شدت پیرو موسیقی غربی و گروه هایی مثل «Radiohead» هستند.

– پیشنهادی که چندی پیش به عزیزی دادم برای تولید یک آلبوم بلوز، با این طرح که باید به آثار غربی به چشم یک لابراتوار نگاه کرد تا بتوان به الگوهای ایرانی آن سبک دست یافت. در ایران بلوز کار شده اما به دل نمی  نشیند و معمولا یک سر هم بندی بوده است.
اما اگر با موسیقی شبیه به مجسمه سازی برخورد کنیم که با تپه ای از گل مواجه است و هی می تراشد، اضافه می کند، تا به تندیس برسد؛ آن وقت به نتایج قابل قبولی می رسیم. این کار یک پروژه تحقیقاتی است. نمی توان شعر فارسی را همین طوری به موسیقی غربی خوراند. این سر هم بندی اشتباهی است. برای دستیابی به پرشین راک باید فکر، تحقیق و آزمون و خطا کرد و به این فضا نزدیک شد، تا به کشف و شهود برسیم.
پس جواب این سوال؛ شباهت نسل جدید به راکرهای همدوره شما چقدر است؟ خیلی خیلی کم است!

– نسبت به گذشته فرق کرده است و شدیدتر شده است. کلا در دنیای هنر نهایتی وجود ندارد. هر چه جلوتر می رود، متوجه می شوم کمتر می دانم. بعید می دانم هیچ هنرمندی جز این جوابی به شما بدهد. هیچ سقفی وجود ندارد؛ اما آرزو وجود دارد. من آرزو دارم در سالن های بزرگ دنیا کنسرت اجرا کنم. عکسی از دوران دبیرستان دارم که با دوستانم، زمانی که لوازم آرایش خیلی سخت و کم پیدا می شد؛ با چند مداد خودمان را شبیه گروه مورد علاقه مان گریم کردیم. اینها رویاهای آدم است و زیباست.

وقتی لنگه کفش در بیابان می شود سلطان راک ایران!

برگردیم سر سوال اول؛ این حواشی کمکی به پیشبرد موسیقی می کند؟ بهتر نیست همه چیز به مخاطب سپرده شود و بگذاریم شنونده انتخاب کند؟

– به نظر من اینها حواشی نیست. سوءاستفاده از نام هنرمندان خارجی، ادعاهای پوچ و بی اساس، سوءاستفاده از اعتماد مردم و استفاده از القاب بی اساس و ماسک های قلابی و … اینها حواشی هستند. آیا به نظر شما آموزش و کمک به جامعه در درک حقایق و شناخت مرز سبک های موسیقی حواشی است؟! البته این اتفاق واقعا نیاز به زمان دارد. آنقدر فضا خراب شده که نمی توان یک شبه درستش کرد.
تصمیمات دوستان باتجربه در موسیقی راک و متاسفانه رفتارهای ضد و نقیض، تلاش دیگران را از بین می برد و خنثی می کند. مشکل اینجاست که دو تفکر وجود دارد و وقتی در این میان یکی از بچه های موسیقی راک سعی می کند فضا را اصلاح و بازسازی کند، رفتارهای یک بام و دوهوای دوستان همه چیز را خنثی می کند. این مطلب را هم بگویم که انتخاب صددرصد حق شنونده است که چه موسیقی را دوست بدارد ولی تعیین و تشخیص مسائل کاملا فنی و تخصصی موسیقی بر عهده کارشناسان موسیقی است.
و سخن آخر؟

– سخن آخر این که، دلم می خواهد همه کسانی که با فحاشی و هر وسیله دیگری سعی می کنند به تحلیل های من در رابطه با افرادی که طرفدارشان هستند اعتراض کنند، بگویم: هیچ دشمنی با هیچ کسی ندارم و جایگاهم در موسیقی آنقدر محکم هست که بی نیاز از دشمنی هستم.
تخصص و تجربه ام و نیاز جامعه و  سوال هایی که مطرح می شود و مسئولیتم در قبال موسیقی و مخاطبان و شنوندگان حرفه ای موسیقی، من را موظف به بی پروایی در گفتن حقایق می کند. اگر گوش شنوا و کمی هوش باشد، بعید می دانم که انسان سالم رو به فحاشی بیاورد، اگر هم نه که به قول شاعر:
آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند.

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت