ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

صدای حسن گل نراقی با «مرا ببوس» ماندگار شد

نویسنده: علی باستانی

%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%da%af%d9%84-%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%82%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%a8%d9%88%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1

 

,حسن گل نراقی,مرا ببوس حسن گلنراقی,حسن گل نراقی مراببوس,حسن گل نراقی ستاره مرد,دانلود حسن گلنراقی,آهنگ حسن گلنراقی,ترانه های حسن گلنراقی,آهنگهای حسن گل نراقی,اهنگ مراببوس حسن گل نراقی,آهنگ حسن گلنراقی مرا ببوس,اهنگ مرا ببوس از حسن گلنراقی,متن ترانه های حسن گلنراقی,اهنگ های حسن گلنراقی,البوم حسن گل نراقی

 

حسن گل نراقی خواننده ای غیرحرفه ای اما اهل ذوق بود در سال های پس از کودتای ۲۸ مرداد که بسیاری دور هم به غمخواری و تسلای آوار کودتا جمع می شدند, ترانه ای را که حیدر رقابی سروده بود خواند با همین ترانه نامش در لیست خوانندگان ایران قرار گرفت

خودش مى گفت: «به تشویق دوستان ترانه دیگرى هم خواندم، اما خیلى زود تصمیم گرفتم کنار بکشم. صداى من با مرا ببوس باید در خاطرها مى ماند. از بچگى عشق کوزه گرى و بلورسازى داشتم. رسیدم به سراى بلورفروش ها. هیچکس در این سراى بى کسى نمى داند من کیستم و مرا ببوس چیست!» در سال هاى بعد از کودتاى ۲۸ مرداد، بسیارى از شنوندگان ترانه غمگین و در عین حال شورانگیز مرا ببوس، بر این تصور بودند که شعر این ترانه را سرهنگ ژاندارمرى عزت الله سیامک از رهبران سازمان نظامى حزب توده پیش از اعدام در۲۷ مهر ماه ۱۳۳۳ در زندان و در وصف سرنوشت غم انگیز افسرانى که اعدام مى شدند، سروده است.

عده اى دیگر هم فکر مى کردند این ترانه را سرهنگ دوم توپخانه محمدعلى مبشرى عضو دیگر این سازمان در وصف سیامک سروده است. به دنبال این شایعه بود که سرانجام مطبوعات به اشاره ساواک نوشتند، سراینده ترانه عاشقانه مرا ببوس شاعرى به نام حیدر رقابى است. همین افشاگرى باعث شد، گذر شاعر و خواننده این ترانه به زندان تیمور بختیار و سازمان ساواک کشیده شود. حیدر رقابى با تخلص «هاله» نخستین بار شعر مرا ببوس را در مجموعه «آسمان اشک» در سال ۱۳۲۹ به چاپ رساند. اما حقیقت این است که ماجراى ساخت این ترانه به هیچ وجه به کودتا ربطى نداشته است، شاید شاعر آن را تحت تاثیر وقایع سیاسى روز سروده باشد اما آهنگ این ترانه براى موسیقى متن یک فیلم سینمایى ساخته شد.

ترانه «مرا ببوس» براى فیلم «اتهام» ساخته شاپور یاسمى که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۵ روى پرده رفت، ساخته شد و در یکى از صحنه هاى فیلم توسط خواننده نه چندان معروفى به نام «پروانه» (ترانه شب هاى تهران هم از اوست و به اشتباه به مادر خاطره پروانه نسبت داده مى شود) و با لب خوانى ژاله علو خوانده شد. ژاله علو مى گوید: «حدود یک سال بعد از اکران فیلم این ترانه از رادیو با صداى گل نراقى پخش شد. به نوعى من مسبب آن بودم. موقع ساخت قطعه ها گاهى من هم با قطعه مى خواندم. من هم آن را مى خواندم. یک روز در یک میهمانى خصوصى که آقاى گل نراقى هم آنجا حضور داشت به اصرار دوستان این ترانه را خواندم. آن شب چندبار به خواست حاضران این ترانه اجرا شد. گل نراقى هم از آن خیلى استقبال کرد. اما بعد شنیدم مجرى رادیو مى گوید ترانه اى پخش مى کنیم و نام شاعر و آهنگساز آن را به مسابقه مى گذاریم.

حسن گل نراقی
وقتى گل نراقى شروع کرد به خواندن سر جایم خشک شدم. نمى دانید چه حالى شدم، چون نمى دانستم جواب عمویم را چه بدهم؟! بعد از تمام شدن ترانه عمویم زنگ زد و پرسید که تو این کار را به کسى دادى؟ من انکار کردم. اما هفته بعد از آن، اسم گل نراقى که خواننده آن بود فاش شد. او هم در مصاحبه اى که در اطلاعات هفتگى انجام داده بود، گفت که این ترانه را برادرزاده آقاى وفادار به من داده است. عمویم خیلى از دستم ناراحت شد و گفت که دیگر هیچ کارى را به من نشان نخواهد داد.» اما ماجرا طور دیگرى هم نقل شده است، پرویز خطیبى، نویسنده کتاب «در جست وجوى صبح» درباره ضبط مرا ببوس در رادیو توسط گل نراقى مى گوید: «… دو، سه سال پس از اعدام افسران وابسته به حزب توده، آهنگ و شعر مرا ببوس در ذهن بسیارى از همکاران مجید مانده بود، از جمله پرویز یاحقى که آن را به شدت دوست مى داشت. یک روز که اعضاى ارکستر بزرگ رادیو در استودیو شماره ۸ جمع شده بودند و انتظار روح الله خالقى را مى کشیدند، حسن گل نراقى به دیدار پرویز یاحقى آمد. حسن فرزند یکى از تجار معتبر بازار بود که با اکثر هنرمندان دوستى و رفاقت داشت… به هر حال وقتى گل نراقى سراغ یاحقى را مى گیرد، او را به استودیو راهنمایى مى کنند، در آنجا پرویز یاحقى با ویولن و یکى از نوازندگان با پیانو مشغول نواختن آهنگ مرا ببوس بودند.
پرویز که چشمش به گل نراقى مى افتد، مى گوید: به این آهنگ گوش بده، گل نراقى یکى دو بار به آهنگ گوش مى دهد و آن را زیر لب زمزمه مى کند و در این ضمن مسئول ضبط برنامه موسیقى که پشت دستگاه نشسته بود، دستگاه را به راه مى اندازد و این قطعه را بى آنکه کسى متوجه شود، ضبط مى کند. گل نراقى به دنبال کار خودش مى رود و مسئول ضبط، نوار ضبط شده را از طریق رئیس وقت رادیو براى معینیان سرپرست انتشارات رادیو مى فرستد. وقتى معینیان و سایر مسئولان به نوار گوش مى دهند، تصمیم مى گیرند که آن را پخش کنند و ماجرا را با پرویز یاحقى در میان مى گذارند. پرویز مى گوید، این کار براى گل نراقى گران تمام مى شود، زیرا او از یک خانواده سرشناس مذهبى است و پدرش با کار هاى هنرى به شدت مخالف است.
قرار مى شود گل نراقى را به اداره رادیو دعوت کنند و موضوع را با خودش در میان بگذارند. گل نراقى مى آید و گفته هاى پرویز یاحقى را تایید مى کند ولى به علت اصرار دوستان قبول مى کند نوار بدون ذکر نام و با نام مستعار «خواننده ناشناس» پخش شود. روزى که ترانه از رادیو پخش شد، تهران یک صدا از آن آهنگ تازه حرف مى زد. همه از یکدیگر مى پرسیدند که این صداى گرم و دلنشین به چه کسى تعلق دارد؟ ولى تمام این سئوالات بى پاسخ مانده بود. هر کسى حدسى مى زد، حتى در میان کارکنان رادیو هم کسانى وجود داشتند که خبرى از نام و نشان این خواننده تازه کار نداشتند.» به هر حال ترانه اى که آن روز تابستانى با ویلن پرویز یاحقى توسط حسن گل نراقى خوانده شد و بدون اطلاع وى ضبط گردید، بارها و بارها پخش شد و روى نوار دست به دست گشت تا به عنوان ترانه اى ماندگار در تاریخ موسیقى ایران بماند. گل نراقى در مهر ماه سال ۱۳۷۲ گرفتار فراموشى و تومور مغزى شد و به رغم تلاش پزشکان، تسلیم مرگ شد و به همراه ترانه اش، براى همیشه به ابدیت پیوست و جاودان شد.

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت