ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

سهراب مرادی، خاص ترین طلایی ورزش ایران

نویسنده: علی باستانی

%d8%b3%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d8%b5-%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b7%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86

 

,سهراب مرادی,سهراب مرادی خندوانه,سهراب مرادی المپیک ریو,سهراب مرادی طلا,سهراب مرادی و علی هاشمی

 

گفت و گو با سهراب مرادی، خاص ترین طلایی کاروان ورزشی ایران در  ریو مردی که می گوید با یک درصد امید، قهرمان المپیک شده است.

تاریخ زندگی انسان ها و تمدن بشری پر است از آدم هایی که نه یک بار و دو بار، بلکه سال ها، هر نوع شکست و سختی ای را تحمل کردند. زندگی شان پاشیده شد و به قول معروف به مو رسیدند اما پاره نشدند. با این که نام هایی مانند توماس ادیسون، هنری فورد، بیل گیتس و مایکل جردن توی ذهن همه ما مترادف و همنشین خوشبختی و موفقیت ثبت شده اند اما همه شان از دل بدبختی دست و پا زدند و رسیدند به جایگاه امروز.

«در طول زندگی ورزشی ام، 9 هزار شوت را گل نکردم، 300 بازی را باختم، 26 بار هم می توانستم با شوت آخرین لحظه تیم ام را به پیروزی برسانم اما آن را از دست دادم. من بارها و بارها شکست خورده ام و با همین شکست ها شده ام آدمی که امروز می شناسید.» مایکل جردن، بسکتبالیست افسانه ای دنیا سال ها پیش برای توضیح موفقیت های تمام نشدنی خود از این جملات استفاده کرد.
تصور این که روزی در ورزش ایران هم آدم هایی با پشتکار مایکل جردن، فورد و بیل گیتس داشته باشیم تا همین یکی دو ماه قبل، خیلی بعید بود. معمولا ورزشکاران را توی سه دسته می توان جای داد؛ چهره هایی که در اول راه چهره می شوند و به مدال المپیک می رسند و خیلی زود هم به آخر راه می رسند؛ ورزشکارانی مثل علیرضا دبیر و حسین توکلی.
دسته اوم آدم هایی که وسط قهرمانی و موفقیت به دلایل مشکلات مختلف مدتی از دنیای قهرمانی دور می شوند و همین دوری محوشان می کند؛ آدم هایی مثل سعید علی حسینی و مهدی حاجی زاده. اما دسته سومی هم وجود دارند که بارها و حتی سال ها شکست می خورند و حذف می شوند؛ آدم هایی که آن قدر می جنگند که از دل ناکامی مطلق برسد به مهم ترین مدال طلای دنیا. از این دسته آخر تا همین یکی دو ماه پیش در ورزش ایران مثالی برای نام بردن وجود نداشت. نداشتیم تا روزی که از تکرار شکست های متوالی ناامید نشد و آن قدر تلاش کرد تا توانست به عنوان اولین ورزشکار اصفهانی، قهرمان المپیک شود.

از المپیک 2012 لندن به بعد بارها و بارها به دلایل مختلفی مثل محرومیت و برخی اتفاقات دیگر شکست خوردید. چگونه بعد از تحمل این همه شکست و ناکامی به مدال طلای المپیک ریو 2016 رسیدید؟ تا قبل از المپیک ریو، سهراب مرادی بیست و هشت ساله حقش را از این همه سال ورزش کردن نگرفته بود؟

اگر بخواهم کمی دقیق تر باشم، شکست های من از خیلی قبل تر از المپیک لندن شروع شده بودند. دقیقا از هفده سالگی ام به بعد بارها به دلایل مختلفی مثل محرومیت، مصدومیت و باخت از جریان مسابقات کنار می رفتم. این شکست ها در حالی رقم می خورد که از نه سالگی که رشته وزنه برداری را آغاز کردم، بارها و بارها در مسابقات نونهالان و نوجوانی به راحتی قهرمان می شدم اما از هفده سالگی یک دفعه همه چیز به هم ریخت. خب همه آدم های در هفده، هجده سالگی بدترین دوران زندگی شان را می گذرانند؛ از نظر حساس بودن و شکنندگی و سرخورده شدن.
حالا تصور کنید سهراب مرادی که تا قبل از این در همه رده های سنی قهرمان شده بود، یک دفعه خورده باشد به در بسته. اول مصدوم می شدم، دوباره تمرین می کردم و بر می گشتم اما محروم ام می کردند و وقتی نه مصدوم بودم و نه محروم، بد وزنه می زدم و حذف می شدم.
هفت سال آزگار این وضعیت من و زندگی ام در ورزشی بود که عاشقش بودم. اوج این تلخی ها هم در المپیک 2012 لندن بود. کلی از لحاظ روحی و روانی کار کرده بودم که این بار وزنه ها را شکست می دهم و همه چیز را جبران می کنم اما به لندن رفتم و بین شش نفری که در تیم وزنه برداری به المپیک 2012 رفته بودند، من تنها کسی بودم که بدون امتیاز حذف شدم.

چهار سال پیش همین موقع، روزهای خوبی را سپری نمی کردید؟ اما اتفاقاتی افتاد که تلخ تر از حوادث المپیک لندن هم بود؟

بله. دقیقا یک سال بعد از المپیک در مسابقات قهرمانی آسیا در قزاقستان به خاطر دوپینگی ناخواسته و مصرف داروی مسکن، با محرومیتی دوساله مواجه شدم. در این مدت روزهای سختی را از لحاظ روحی و حتی مالی تجربه کردم. مجبور بودم بدون مربی و امکانات در خانه وزنه بزنم. کدام ورزشکار قهرمان جهانی را سراغ دارید که توی خانه اش تمرین کند و وزنه بزند. الان که به عقب بر می گردم، باورم نمی شود چطور تحملش کردم. روزهای سختی بود اما ناامید نشدم تا این که بالاخره در سال 2015 با پایان محرومیتم، حسین توکلی من را به تیم ملی دعوت کرد.
20 روز قبل از شروع بازی های آسیایی تایلند بود و من هم هر چیزی را که توی ذهنم بود، پاک کرده بودم و فقط داشتم تمرین می کردم اما فدراسیون چهانی وزنه برداری به فدراسیون ایران نامه زد که سهراب مرادی به دلیل بازنشستگی حق حضور در هیچ مسابقه ای را ندارد. روحم خبر نداشت که من را بازنشسته اعلام کرده اند و واقعا ضربه سنگینی بود.
قهرمان المپیک: توی خانه وزنه می زدم!

شاید هر کسی جای شما بود ترجیح می داد از دنیای قهرمانی خداحافظی کند. چطور بعد از این همه ناکامی و سختی و مشقات، این یکی را تحمل کردید؟

بله، واقعا روزهای سختی بود. خوشبختانه کادر فنی وقت و مسئولان فدراسیون اجازه دادند من همچنان در تمرینات تیم ملی حضور داشته باشم. من هر روز تمرین می کردم و وزنه می زدم و آقای مرادی رییس فدراسیون هم برای رفع محرومیت من تمام تلاش اش را می کرد اما واقعا مشخص نبود به من اجازه بدهند در المپیک ریو شرکت کنم؛ چرا که از زمان پایان محرومیتم فقط دو مسابقه برای کسب سهمیه باقی مانده بود؛ یکی رقابت های گزینشی کلمبیا و دیگری هم جام فجر. حتی بعد از حضور در کلمبیا و کسب سهمیه هم شرایط سختی را تجربه کردم، چرا که بدنم به شدت تحلیل رفته بود و ریکاوری تا المپیک ریو کار خیلی سختی بود اما مدال طلای المپیک ریو تمام سختی ها، تلخی ها و شکست های سال های گذشته را با خودش برد و الان هم گذشته ها برایم اهمیت ندارند.

طی این سال ها و تجربه این همه شکست های متعدد، چه انگیزه ای به سهراب مرادی گفت دوام بیاورد و هنوز وقت خداحافظی نیست؟

متاسفانه من در این سال ها در مسابقات جهانی و المپیک دستاوردی نداشتم. همین مسئله باعث شده بود اطرافیانم بارها از من بخواهند دنیای قهرمانی را ترک کنم. بسیاری معتقد بودند که عمر و جوانی ام در این رشته از دست می رود و بهتر است به خاطر آینده ام هم که شده، وزنه برداری را کنار بگذارم. بعد از ماجراهای مربوط به بازنشستگی ام هم این حرف ها به اوج رسید.
همه می گفتند ماهی را هر وقت از آب بگیری، تازه است و همین الان ول کن این ورزش را و برو سراغ کار دیگری اما هیچ وقت ناامید نشدم و حتی یک لحظه هم شک نکردم که وزنه برداری را ول کنم. از همان روزهای کودکی رویای قهرمانی در المپیک را داشتم و همیشه این توی ذهنم بود که بالاخره شاید یک درصد هم شانس موفقیت برای من وجود داشته باشد. به خاطر همین یک درصد، امیدم هیچ گاه ناامید نشد و بالاخره به خودم ثابت شد که گاهی همین یک درصدها می توانند زندگی آدم را زیر و رو کنند.

معمولا بسیاری از ورزشکاران ما بعد از چند ناکامی متوالی با توجیه و بهانه جویی های مختلف سرد می شوند و به کلی از دنیای قهرمانی خداحافظی می کنند اما شما یک استثنا بودید؟

بله. همیشه و در دل هر شکست ورزشی می توان از دلایل مختلفی برای توجیه شکست استفاده کرد؛ از مصدومیت و شرایط مسابقه گرفته تا حواشی داوری. اتفاقا خیلی از دلایل می تواند برای اطرافیان و مردم قابل قبول هم باشد و مردم از ورزشکارشان این دلیل ها را قبول می کنند اما من هیچ گاه کسی را مقصر نمی دانستم و همیشه می گفتم اولین تقصیر متوجه خودم است. احساس نکردم به دلسوزی دیگران یا توجیه باختم نیازی دارم.
طی این سال ها همیشه سعی کردم همه شکست هایم را در گذشته رها کنم و فقط به جلو نگاه کنم. این البته قابلیت مهمی است برای یک ورزشکار که بتواند ناکامی هایش را پشت سر بگذارد و فراموش کند. از روزی هم که آماده برای ریو شدم، همه این مشکلات و سختی ها را فراموش کرده بودم و مثل یک سهراب مرادی هفده ساله دنبال مدال طلا بودم.
قهرمان المپیک: توی خانه وزنه می زدم!

ورزش ایران پر است از تک چهره هایی مثل حسین توکلی، شاهین نصیری نیا و حتی علیرضا دبیر که بعد از کسب یک مدال المپیک به کلی از دنیای قهرمانی حذف شدند. نمی ترسید به سرنوشت این افراد دچار شوید؟

نه، اتفاقا انگیزه ام برای موفقیت بیشتر شده؛ چرا که مدال طلای المپیک تنها مدال باارزش کارنامه دوران ورزشی من است. اتفاقا با قدرت به تمریناتم ادامه می دهم و می خواهم سال آینده هم به طلای جهانی برسم.

طی این سال ها بارها شایعاتی درباره پشت پرده های وزنه برداری و اعمال نفوذ تاماش آیان در مسابقات جهانی و المپیک شنیده شده است. شما تا به حال با این پشت پرده ها برخوردی نداشته اید؟

نه، من در تمام این سال ها با چنین ماجراها و اتفاقاتی مواجه نشدم، البته من فقط یک ورزشکارم و شاید هیچ وقت متوجه بروز چنین اتفاقاتی نشوم.

به نظر می رسد جوایز مدال آوران المپیکی کاروان ایران نسبت به المپیک لندن چندبرابر شده، چقدر این جوایز در افزایش انگیزه شما و مدال آوران دیگر نقش داشت؟

درست است که جوایز افزایش یافته اما خب تورم هم نسبت به چهار سال پیش چندبرابر شده؛ به نظرم این جوایز برای ورزشکاران المپیکی لازم و ضروری است، چرا که خیلی از این رشته ها مثل وزنه برداری چندان درآمدزا نیستند و لیگ آن ها هم از نظر مالی ضعیف است و قهرمان های وزنه برداری منبع درآمدی ندارند. این پاداش ها می تواند به آرامش فکری و روحی ورزشکاران المپیکی کمک کند.

بسیاری نبود تیم ملی وزنه برداری روسیه در ریو را دلیل قدرت نمایی وزنه برداری ایران می دانستند. به نظر شما در صورت حضور وزنه برداران روسیه در ریو باز هم تیم ایران چنین نتیجه ای می گرفت؟

نه، اتفاقا بود و نبود روسیه تاثیر چندانی در نتایج ما نداشت. رقبای قدر من از لیتوانی قزاقستان و بلاروس بودند. در وزن کیانوش هم که او رکورد جهان را جا به جا کرد و اصلا روسیه اگر بود هم کاری از پیش نمی برد. بیشتر خوش شانسی روس ها بود که توی وزن ما در مسابقات شرکت نکردند.

در المپیک ریو چندین وزنه بردار به دلایل مختلف مصدوم شدند. به نظر می رسد وزنه برداری یکی از سخت ترین رشته های ورزشی دنیاست؟

نه. هیچ مصدومیتی بدون دلیل رخ نمی دهد. معمولا وقتی وزنه برداری با بدن ناآماده پا به مسابقات بگذارد یا بیش از حد به بدن خوش فشار بیاورد، دچار مصدومیت های شدید می شود. در غیر این صورت، مصدومیتی در کار نخواهدبود. در وزنه برداری برخلاف تصور عموم این طوری نیست که کسی بدون دلیل و الکی دچار مصدومیت جدی شود.
قهرمان المپیک: توی خانه وزنه می زدم!

رژیم غذایی عجیبی ندارم

سهراب مرادی به غیر از تمرینات مداومش در رشته وزنه برداری تفریحات و سرگرمی های دیگری هم دارد. شاید اگر بدانید سهراب به چه سبک کتاب هایی علاقه دارد، بهتر بتوانید دلیلی برای سختکوشی و انگیزه و اراده مثال زدنی اش پیدا کنید.

آخرین کتابی که خوانده اید درباره چه موضوعی بود؟

تقریبا یک سال از آخرین کتابی که خواندم می گذرد، چرا که به خاطر المپیک مدام در اردو بودیم اما آخرین کتابی که خواندم یکی از کتاب های آنتونی رابینز در مورد موفقیت بود که متاسفانه نام آن را فراموش کرده ام. ولی کلا به این سبک کتاب های موفقیت و رابینز علاقه زیادی دارم.

آخرین فیلمی که سهراب مرادی برای تماشایش به سینما رفته بود، کدام فیلم است؟

آخرین بار که به سینما رفتم، برای فیلم سینمایی ابد و یک روز بود که اتفاقا خیلی هم فیلم خوبی بود. فیلم های خارجی را هم دوست دارم اما در سال های اخیر بیشتر فیلم های سینمایی ایرانی را دیده ام.

غیر از وزنه برداری شغل دیگری هم دارید؟

نه. من از نه سالگی که این رشته را شروع کردم تا امروز هیچ کار دیگری نداشته ام و برای همین هم تا پیش از طلای المپیک ریو اطرافیانم می گفتند ول کن این رشته را و برو سراغ یک شغلی (می خندد!)

چطور در نه سالگی رفتید سراغ وزنه بردرای؟ علاقه به این رشته برای یک پسربچه نه سال کمی عجیب است.

من متولد شهر لنجان اصفهان هستم. چون یک باشگاه وزنه برداری توی شهر ما بود، رفتم و ثبت نام کردم، البته قبلش مدتی سراغ رشته های دیگری مثل کشتی و ژیمناستیک هم رفتم اما هیچ کدام به اندازه وزنه برداری برایم لذتبخش نبود و راضی ام نمی کرد.
قهرمان المپیک: توی خانه وزنه می زدم!

غیر از وزنه برداری طرفدار چه رشته ای هستید یا اصلا فرصتی برای ورزش دیگری دارید؟

تمامی رشته های وزشی برایم جذاب هستند. هر مسابقه ای را که هیجان انگیز باشد، دنبال می کنم؛ از پینگ پنگ گرفته تا والیبال و فوتبال. البته اصفهان هم خوشبختانه تیم های ورزشی بسیار خوبی دارد و از این لحاظ کمبودی ندارد. خلاصه اگر پا بدهد و وقت داشته باشم، تماشای مسابقات ورزشی جزء تفریحات سالم ام است.

وزنه برداران معمولا سبک و رژیم غذایی خاصی دارند؟

نه غیر از مواقعی که نیاز به افزایش و کاهش وزن داشته باشیم، رژیم عجیب و  غریبی را دنبال نمی کنیم، البته همیشه باید در غذای ما پروتئین و ویتامین وجود داشته باشد. توی اردوهای ملی هم که تغذیه کاملا زیر نظر سرمربی تیم ملی است و زحمت خوردنش با ماست. (می خندد…)

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت