ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

داستان کوتاه ثروت واقعی

نویسنده: احمد اعجازی

داستان کوتاه ثروت واقعی

داستان کوتاه,داستان کوتاه عاشقانه,داستان کوتاه کودکانه,داستان کوتاه انگلیسی,داستان کوتاه طنز,داستان کوتاه فارسی,داستان کوتاه زیبا,داستان کوتاه ایرانی,داستان کوتاه خارجی,داستان کوتاه چخوف,داستان,داستان کوتاه,داستان عاشقانه,داستان های کوتاه,داستان سریال شهرزاد,داستان های عاشقانه,داستان راستان,داستانهای,داستان خنده دار,داستان شهرزاد,ثروت واقعی رفسنجانی,ثروت واقعی,ثروت واقعی بابک زنجانی,ثروت واقعی چیست,ثروت واقعی ,ثروت واقعی هدایتی,ثروت واقعی هاشمی رفسنجانی,ثروت واقعی انسان,ثروت واقعی حسین هدایتی,ثروت واقعی علی دایی,

مردی خسیس تمام دارایی اش را فروخت و طلا خرید.
او طلاها را در گودالی در حیاط خانهاش پنهان کرد.
او هر روز به طلاها سر میزد و آنها را زیر و رو میکرد.
تکرار هر روزه این کار یکی از همسایگانش را مشکوک کرد.
همسایه، یک روز مخفیانه به گودال رفت و طلاها را برداشت.
روز بعد مرد خسیس به گودال سر زد اما طلاهایش را نیافت.

 

او شروع به شیون و زاری کرد و مدام به سر و صورتش میزد.
رهگذری او را دید و پرسید: چه اتفاقی افتاده است؟
مرد حکایت طلاها را بازگو کرد. رهگذر گفت:
این که ناراحتی ندارد. سنگی در گودال بگذار و فکر کن که شمش طلاست،
تو که از آن استفاده نمیکنی، سنگ و طلا چه فرقی برایت دارد؟
ارزش هر چیزی در داشتن آن نیست بلکه در استفاده از آن است.
اگر خداوند به زندگی شما برکتی داده است و شرایط مناسبی دارید پس به فکر دیگران نیز باشید.
بخشش مال همچون هرس کردن درخت است پول با بخشش زیادتر و زیادتر می شود.
دارایی شما حساب بانکیتان نیست.
دارایی شما آن مقدار از ثروت و داشته هایی است که برای یاری رساندن دیگران به گردش درمی آورید.

 

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت