ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

داستان عشق

نویسنده: علی باستانی

داستان عشق (5)

 

 

, داستان عشقی , داستان عشق , داستان عشق شهریار , داستان عشق بازی , داستان عشقی , داستان عشقولانه , داستان عشقی کوتاه , داستان عشق ممنوع , داستان عشقی حسین و یزید , داستان عشق شهریار شاعر , داستان عشق استاد شهریار , داستان عشق اول , داستان عشق اجباری , داستان عشق اصلی و کرم , داستان عشق استاد و دانشجو , داستان عشق از دست رفته , داستان عشق استاد شهریار 2 , داستان عشق استاد شهریار 3 , داستان عشق السا و جک , داستان عشق استرنبرگ , داستان عشق آیدا و شاملو , داستان عشق آتشین , داستان عشق آموزنده , داستان آغاز عشق فرهاد , داستان آخرشمیم عشق , داستان آخر عشق و جزا , داستان آبی عشق , داستان عشق های آتشین , داستان شمیم عشق آخرش چی میشه , داستان قسمت آخر عشق و جزا , داستان عشق بازی , داستان عشق بازی دختر و پسر , داستان عشق بازی من , داستان عشق باز , داستان عشق به خدا , داستان عشق به میهن , داستان عشق به همجنس , داستان عشق بیژن و منیژه , داستان عشق بی پایان , داستان عشق پاک , داستان عشق پنهان , داستان عشق پسر به پسر , داستان عشق پنهانی , داستان عشق پیرمرد و پیرزن , داستان عشق پسر به دختر , داستان عشق پستچی چیستا یثربی , داستان عشق پیانو , داستان عشق پروانه و شمع , داستان عشق پسر عمو , داستان عشق ترگل , داستان عشق تلخ , داستان عشق تنها , داستان عشق تلفنی , داستان عشق تصادفی , داستان عشق تنهایی , داستان عشق تو , داستان عشق تتلو , داستان عشق تازه , داستان تصویری عشق بازی , داستان عشق و ثروت , داستان عشق یا ثروت , داستان عشق و ثروت و موفقیت , داستان عشق یا ثروت , داستان عشق جودا و اکبر , داستان عشق جوکر , داستان عشق جواد , داستان عشق جدایی , داستان عشق جعفر و مریم , داستان عشق و جزا , داستان عشق جزا , داستان عشق جدید , داستان عشق جدید , داستان عشق جالب , داستان عشق چیستا یثربی , داستان عشق چیست , داستان عشق چتی , داستان عشق چت , دانلود داستان چت عشق دروغ , داستان چت عشق دروغ , داستان شمیم عشق چی میشه , داستان شمیم عشق چه میشود , داستان زارا عشق چوپان , داستان عشق ممنوع چه میشود , داستان عشق حافظ به شاخه نبات , داستان عشق حقیقی , داستان عشق حال , داستان عشق حامد , داستان عشق حافظ به شاخ نبات , داستان عشق حسن , داستان عشق حافظ و شاخه نبات , داستان عشق حافظ و شاخ نبات , داستان عشق حقیقی , داستان عشق حسین , داستان عشق خسرو و شیرین , داستان عشق خواهر و برادر , داستان عشق خدا , داستان عشق خیانت , داستان عشق خواهر برادر , داستان عشق خیابانی , داستان عشق خواهر به برادر , داستان عشق خدایی , داستان عشق خیابانی , داستان عشق خاموش , داستان عشق در دبیرستان , داستان عشق دختر و پسر , داستان عشق در جهنم , داستان عشق دانشجویی , داستان عشق دختر عمو پسر عمو , داستان عشق دو دختر , داستان عشق دو پسر به هم , داستان عشق دختر به پسر , داستان عشق دو پسر , داستان عشق دختر , داستان عشق رومئو و ژولیت , داستان عشق رهی معیری , داستان عشق رابعه بلخی , داستان عشق رضا , داستان عشق رومیو و ژولیت , داستان عشق رستم و تهمینه , داستان عشق رودابه و زال , داستان عشق رابعه و بکتاش , داستان عشق رعنا , داستان عشق رمان , داستان عشق زال و رودابه , داستان عشق زوری , داستان عشق زلیخا به یوسف , داستان عشق زیبا , داستان عشق زلیخا , داستان عشق زن وشوهر , داستان عشق زن به مرد , داستان عشق زهره و منوچهر , داستان عشق زهرا , داستان عشق زیبا , داستان عشق ژولیت , داستان عشق شیرین و فرهاد , داستان عشق شکست خورده , داستان عشق شیرین و فرهاد , داستان عشق شمس و مولانا , داستان عشق شیخ صنعان , داستان عشق شیوا , داستان عشق شبنم , داستان عشق شب , داستان عشق صادق هدایت , داستان عشق صبا , داستان عشق صادقانه , داستان صدای عشق , داستان عشق رضا صادقی , ادامه داستان صدای عشق , صد داستان عشق بازی , داستان عشق ضربدری , داستان ضد عشق , داستان عشق طنز , داستان عشق طولانی , داستان عشق طرفه , داستان عشق قدیمی و پلاک طلا , داستان عشق یک طرفه , داستان عشق یک طرفه , داستان عشق یه طرفه , داستان عشق یک طرفه , داستان عشق یه طرفه , داستان عشق یک طرفه دختر , داستان عشق علی بابا , داستان عشق علی و مریم , داستان عشق عاشقی , داستان عشق عسلی , داستان عشق علی و فاطمه , داستان عشق علی , داستان عشق عاشق , داستان عشق و عاشقی , داستان عشق و عاشقی , داستان عشق و علاقه , داستان عشق غمگین , داستان عشق غم انگیز , داستان عشق غمگین , داستان عشق غمناک , داستان عشق غم انگیز , داستان عشق غم , داستان عشق غمگ ن , داستان عشق غم انگ ز , داستان عشق غزاله , داستان عشق غزل , داستان عشق فیلم , داستان عشق فامیلی , داستان عشق فروغ فرخزاد , داستان عشق فرانسیس لای , داستان عشق فرهاد و شیرین , داستان عشق فرهاد , داستان عشق فریدون مشیری , داستان عشق فاطمه , داستان عشق فاصله , داستان عشق فراموش نشدنی , داستان عشق قدیمی , داستان عشق قشنگ , داستان شمیم عشق قسمت اخر , داستان عشق ممنوع قسمت اخر , داستان عشق بی قید و شرط , داستان شمیم عشق قسمت آخر , داستان اخرین قسمت عشق و جزا , داستان سریال شمیم عشق قسمت اخر , داستان عشق و جزا قسمت آخر , داستان عشق کوتاه , داستان عشق کوروش , داستان عشق کور است , داستان عشق کره ای , داستان عشق کثیف , داستان عشق کوروش کبیر , داستان عشق کورش کبیر , داستان عشق کرگدن , داستان عشق کامران , داستان عشق ک طرفه , داستان عشق گوهرشاد , داستان عشق گمشده , داستان عشق گریه دار , داستان عشق گی , داستان عشق گرم , داستان عشق گمشده-سمیرا , داستان عشق گمشده کامران هومن , داستان عشق گر ه دار , داستان عشق گوزی , داستان گریه عشق , داستان عشق لیلی و مجنون , داستان عشق لارا فابیان , داستان عشق لارا فابین , داستان عشق لیلا , داستان عشق لیلی ومجنون , داستان عشق لنا , داستان عشق لیلی مجنون , داستان عشق لز , داستان عشق لیلی , داستان عشق لب , داستان عشق من , داستان عشق ما , داستان عشق مجید خراطها , داستان عشق مرده , داستان عشق مولانا به شمس , داستان عشق مادر به فرزند , داستان عشق مریم وعلی , داستان عشق مادر , داستان عشق مریم , داستان عشق نافرجام , داستان عشق ناپلئون و دزیره , داستان عشق ناکام , داستان عشق نوجوانی , داستان عشق ناتمام , داستان عشق نیچه , داستان عشق نرگس , داستان عشق نیلوفر , داستان عشق نسترن , داستان عشق ناموفق , داستان عشق واقعی , داستان عشق و دیوانگی , داستان عشق و هوس , داستان عشق واقعی , داستان عشق و خیانت , داستان عشق و حال , داستان عشق وعاشقی , داستان عشق و نفرت , داستان عشق های واقعی , داستان عشق هیتلر , داستان عشق های ممنوعه , داستان عشق های خیابانی , داستان عشق های یک طرفه , داستان عشق های نافرجام , داستان عشق هوس , داستان عشق های فامیلی , داستان عشق های عجیب , داستان عشق همجنس , داستان عشق یوسف و زلیخا , داستان عشق یا هوس , داستان عشق یخی , داستان عشق یا پول , داستان عشق یک طرفه دختر به پسر , داستان عشق یک طرفه واقعی , داستان عشق یک دختر ,

 

 

 

ﭘﺪﺭﻡ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ:
” ﺯﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺴﯿﻮﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺖ، ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﺑﺎﺷﺪ. ”
ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻧﻪ ﻣﻮﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺖ!
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩ:
” ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﺮﺩﻫﺎ
ﻧﯿﺴﺖ،
ﻣﺮﺩ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﮔﻮﻧﻪ
ﻫﺎﯾﯽ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ”
ﻭﻟﯽ ﭘﺪﺭﻡ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺟﺬﺍﺏ ﺑﻮﺩ، ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﮔﻮﻧﻪ
ﻫﺎﯼ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺖ!
ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ،
ﭼﻮﻥ ﺫﻫﻨﯿﺘﺸﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ، ﺑﺎ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ
ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﺎﻥ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺗﻀﺎﺩ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻮﺩ!
ﭼﻮﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻔﺘﻨﺪ:
” ﺯﻥ ﺑﺎﯾﺪ ‏« ﻋﺎﺷﻖ ‏» ، ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻣﺮﺩ ‏« ﻻﯾﻖ ‏» ﺍﯾﻦ
ﻋﺸﻖ . ”
” ﻋﺸﻖ ” ﺭﺍ، ﺍﯾﻦ ﻭﺍﺟﺐ ﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍ، ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ!
ﻣﻦ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﺮﺍﻓﻪ ﺟﻨﮕﯿﺪﻡ ؛ ﺗﺎ
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ:
ﺑﺪﻭﻥ ” ﻋﺸﻖ ” ؛ ﻧﻪ ﮔﯿﺴﻮﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪﻡ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻭ
ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﺭﺷﺘﻢ …
ﻭ ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ
ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺯﻣﺨﺖ ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ،
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ!
ﻭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺷﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻬﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ
ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﻢ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﻡ …

 

داستان عشق (1)

داستانی زیبا از کتاب سوپ جو که با بیش از ۳۴۵میلیون لایک رکوردار در دنیای مجازی در سال ۲۰۱۵ بوده و ادامه دارد…

ما یکی از نخستین خانواده‌هایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم.آن موقع من 9-8 ساله بودم.یادم می‌آید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشی‌اش به پهلوی قاب آویزان بود.من قدم به تلفن نمی‌رسید اما همیشه وقتی مادرم با تلفن صحبت می‌کرد با شیفتگی به حرف‌هایش گوش می‌کردم.

بعد من پی بردم که یک جایی در داخل آن دستگاه، یک آدم شگفت‌انگیزی زندگی می‌کند به نام «اطلاعات لطفاً» ، که همه چیز را در مورد همه‌کس می‌داند.
او شماره تلفن و نشانی همه را بلد بود.

نخستین تجربۀ شخصی من با «اطلاعات لطفاً» روزی بود که مادرم به خانۀ همسایه‌مان رفته بود.من در زیرزمین خانه با ابزارهای جعبه ابزارمان بازی می‌کردم که ناگهان با چکش بر روی انگشتم زدم درد وحشتناکی داشت اما گریه فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که با من همدردی کند انگشتم را در دهانم می‌مکیدم و دور خانه راه می‌رفتم که ناگهان چشمم به تلفن افتاد به سرعت یک چهارپایه از آشپزخانه آوردم و زیر تلفن گذاشتم و روی آن رفتم و گوشی را برداشتم و نزدیک گوشم بردم.
و توی گوشی گفتم «اطلاعات لطفاً» چند ثانیه بعد صدایی در گوشم پیچید:

«اطلاعات بفرمائید»

من در حالی که اشک از چشمانم می‌آمد گفتم «انگشتم درد می‌کند»
«مادرت خانه نیست؟»
«هیچکس بجز من خانه نیست»
«آیا خونریزی داری؟»
«نه، با چکش روی انگشتم زدم و خیلی درد می‌کند»
«آیا می‌توانی درِ جایخیِ یخچال را باز کنی؟»
«بله، می‌توانم»
«پس از آنجا کمی یخ بردار و روی انگشتت نگهدار»

بعد از آن روز، من برای هر کاری به «اطلاعات لطفاً» مراجعه می‌کردم …

مثلاً موقع امتحانات در درس‌های جغرافی و ریاضی به من کمک می‌کرد.

یکروز که قناری‌مان مرد و من خیلی ناراحت بودم دوباره سراغ «اطلاعات لطفاً» رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم.

او به حرف‌هایم گوش داد و با من همدردی کرد.
به او گفتم: «چرا پرنده‌ای که چنین زیبا می‌خواند و همۀ اهل خانه را شاد می‌کند باید گوشۀ قفس بیفتد و بمیرد؟»
او به من گفت «همیشه یادت باشد که دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست»
من کمی تسکین یافتم.

یک روز دیگر به او تلفن کردم و پرسیدم کلمۀ fix را چطور هجّی می‌کنند.

یکسال بعد از شهر کوچکمان (پاسیفیک نورث وست) به بوستن نقل مکان کردیم و من خیلی دلم برای دوستم تنگ شد.

«اطلاعات لطفاً» متعلّق به همان تلفن دیواری قدیمی بود و من هیچگاه با تلفن جدیدی که روی میز خانه‌مان در بوستن بود تجربۀ مشابهی نداشتم.

من کم‌کم به سن نوجوانی رسیدم اما هرگز خاطرات آن مکالمات را فراموش نکردم.

غالباً در لحظات تردید و سرگشتگی به یاد حس امنیت و آرامشی که از وجود دوست تلفنی داشتم می‌افتادم.
راستی چقدر مهربان و صبور بود و برای یک پسربچه چقدر وقت می‌گذاشت.

چند سال بعد، بر سر راه رفتن به دانشگاه، هواپیمایم در سیاتل برای نیم ساعت توقف کرد.

من 15 دقیقه با خواهرم که در آن شهر زندگی می‌کرد تلفنی حرف زدم
و بعد از آن بدون آن که فکر کنم چکار دارم می‌کنم، تلفن اپراتور شهر کوچک دوران کودکی را گرفتم و گفتم «اطلاعات لطفاً».

به طرز معجزه‌آسایی همان صدای آشنا جواب داد.
«اطلاعات بفرمائید»
من بدون آن که از قبل فکرش را کرده باشم پرسیدم «کلمۀ fix را چطور هجّی می‌کنند؟»

مدتی سکوت برقرار شد و سپس او گفت «فکر می‌کنم انگشتت دیگر خوب شده باشد.»
من خیلی خندیدم و گفتم «خودت هستی؟»
و ادامه دادم «نمی‌دانم می‌دانی که در آن دوران چقدر برایم با ارزش بودی یا نه؟»

او گفت «تو هم می‌دانی که تلفن‌هایت چقدر برایم با ارزش بودند؟»

من به او گفتم که در تمام این سال‌ها بارها به یادش بوده‌ام و از او اجازه خواستم که بار بعد که به ملاقات خواهرم آمدم دوباره با او تماس بگیرم.

او گفت «حتماً این کار را بکن. اسم من شارون است.

سه ماه بعد به سیاتل برگشتم.
تلفن کردم اما صدای دیگری پاسخ داد.
«اطلاعات بفرمائید»
«می‌توام با شارون صحبت کنم؟»
«آیا دوستش هستید؟»
«بله، دوست قدیمی»
«متأسفم که این مطلب را به شما می‌گویم. شارون این چند سال آخر به صورت نیمه‌وقت کار می‌کرد زیرا بیمار بود. او 5 هفته پیش در گذشت»

قبل از این که تلفن را قطع کنم گفت «شما گفتید دوست قدیمی‌اش هستید.
آیا همان کسی هستید که با چکش روی انگشتتان زده بودید؟»
با تعجب گفتم «بله»
«شارون برای شما یک پیغام گذاشته است. او به من گفت اگر شما زنگ زدید آن را برایتان بخوانم»
سپس چند لحظه طول کشید تا درِ پاکتی را باز کرد و گفت:
«نوشته به او بگو دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست.
خودش منظورم را می‌فهمد»
من از او تشکر کردم و گوشی را گذاشتم.

هرگز تأثیری که ممکن است بر دیگران بگذارید را دست کم نگیرید.

تقدیم به همه ی آدمهای تاثیر گذار زندگی مان.

 

 

 

داستان عشق (2)

حتما بخونید
دوستی می گفت: خیلی سال پیش که دانشجو بودم،
بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند.
تعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام می دادند، ابتدا و انتهای کلاس، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی.
همرشته ای داشتم که شیفته یکی از دختران هم دوره اش بود. هر وقت این خانم سر کلاس حاضر بود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند، جناب مجنون می گفت: استاد همه حاضرند!
و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود ،می گفت:استاد امروز همه غایبند،هیچ کس نیامده!
در اواخر دوران تحصیل، باهم ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند.
امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرد است:
هیـچ کس زنده نیست… ”همه مُردند

داستان عشق (3)

نشسته بود رو زمین و داشت یه تیکه هایی رو از رو زمین جمع می کرد . بهش گفتم : کمک می خوای ؟
گفت : نه
گفتم خسته میشی بزار خوب کمکت کنم؟

گفت : نه ، خودم جمع می کنم

گفتم : حالا تیکه های چی هست ؟ بدجوری شکسته مشخص نیست چیه ؟

نگاه معنی داری کرد و گفت : قلبم . این تیکه های قلب منه که شکسته . خودم باید جمعش کنم

بعدش گفت : می دونی چیه رفیق، آدما این دوره زمونه دل داری بلد نیستن، وقتی می خوای یه دل پاک و بی ریا رو به دستشون بسپری هنوز تو دستشون نگرفته می ندازنش زمین و می شکوننش ،میخوام تیکه هاش رو بسپرم به دست صاحب اصلیش اون دل داری خوب بلده

میخوام بدم بهش بلکه این قلب شکسته خوب شه آخه می دونی خودش گفته قلبهای شکسته رو خیلی دوست داره

گفتٌ تیکه های شکسته رو جمع کرد و یواش یواش ازم دور شد . و من توی این فکر که چرا ما آدما دل داری بلد نیستیم

دلم می خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو می سپری دست هر کسی ، انگاری فهمید تو دلم چی گفتم . برگشت و گفت : رفیق ، دلم رو به دست هر کسی نسپردم اون برای من هر کسی نبود, من برای اون هر کسی بودم . گفتٌ اینبار رفت سمت دریا . سهمش از تنهایی هاش دریایی بود که راز دارش بود

 

 

 

داستان عشق (6)

باز رسیدیم به ایستگاه
بارون همه جا رو خیس کرده بود
شب بود…
راه زیادی رو پیاده گذرونده بودیم…
خسته بودیم گفتیم بقیه راه رو با اتوبوس بریم…
بخار از دهنت بیرون میومد… خستگی رو توی چشمات میدیدم
یادته… عشقم بودی…
مث این فیلما کاپشن خودمو دادم بهت که به حساب سرما نخوری… رسیدم خونه با اینکه کاپشنمو دادم بهت ولی سرما نخوردم!
گذشت و گذشت و گذشـــــــــــــــــت…

حالا اومدم توی همون ایستگاه اینبار تنها بودم!!!
هوا سرد بود… ولی کاپشنم تنم بود…!!!
رسیدم خونه… جلوی آینه وایستادم یه چیزی نظرمو جلب کرده بود
یه سری موهای سفید لابلای موهای مشکیم بود…
یه چایی داغ بعدشم خواب…
صبح فردا رسید… حس بدی بود
سرما خورده بودم تنهای تنها…

 

 

 

داستان عشق (8)

چهارده ساله که بودم ؛ عاشق پستچی محل شدم.
خیلی تصادفی رفتم در را باز کنم ونامه را بگیرم ، او پشتش به من بود. وقتی برگشت قلبم مثل یک بستنی، آب شد و زمین ریخت! انگار انسان نبود، فرشته بود ! قاصد و پیک الهی بود ، از بس زیبا و معصوم بود!شاید هجده نوزده سالش بود. نامه را داد.با دست لرزان امضا کردم و آنقدر حالم بد بود که به زور خودکارش را از دستم بیرون کشید و رفت.
از آن روز، کارم شد هر روز برای خودم نامه نوشتن و پست سفارشی!تمام خرجی هفتگی ام ، برای نامه های سفارشی می رفت.تمام روز گرسنگی می کشیدم، اما هر روز؛ یک نامه سفارشی برای خودم می فرستادم ،که او بیاید و زنگ بزند، امضا بخواهد، خودکارش را بدهد و من یک لحظه نگاهش کنم و برود.
تابستان داغی بود.نزدیک یازده صبح که می شد، می دانستم الان زنگ میزند! پله ها را پرواز میکردم و برای اینکه مادرم شک نکند ،میگفتم برای یک مجله مینویسم و آنها هم پاسخم را میدهند.حس میکردم پسرک کم کم متوجه شده است.آنقدر خودکار در دستم می لرزید که خنده اش میگرفت .هیج وقت جز سلام و خداحافظ حرفی نمیزد.فقط یک بار گفت :چقدر نامه دارید ! خوش به حالتان ! و من تا صبح آن جمله را تکرار میکردم و لبخند میزدم و به نظرم عاشقانه ترین جمله ی دنیا بود.چقدر نامه دارید ! خوش به حالتان ! عاشقانه تر از این جمله هم بود؟ تا اینکه یکروز وقتی داشتم امضا میکردم، مرد همسایه فضول محل از آنجا رد شد.مارا که دید زیر لب گفت : دختره ی بی حیا.ببین با چه ریختی اومده دم در ! شلوارشو ! متوجه شدم که شلوارم کمی کوتاه است.جوراب نپوشیده بودم و قوزک پایم بیرون بود.آنقدر یک لحظه غرق شلوار کهنه ام شدم که نفهمیدم پیک آسمانی من ، طرف را روی زمین خوابانده و باهم گلاویز شده اند!مگر پیک آسمانی هم کتک میزند؟مردم آنها را از هم جدا کردند.از لبش خون می آمد و می لرزید.موهای طلاییش هم کمی خونی بود.یادش رفت خودکار را پس بگیرد.نگاه زیرچشمی انداخت و رفت. کمی جلوتر موتور پلیس ایستاده بود.همسایه ی شاکی، گونه اش را گرفته بود و فریاد می زد.از ترس در را بستم.احساس یک خیانتکار ترسو را داشتم !روز بعد پستچی پیری آمد، به او گفتم آن آقای قبلی چه شد؟ گفت: بیرونش کردند! بیچاره خرج مادر مریضش را میداد.به خاطر یک دعوا ! دیگر چیزی نشنیدم. اوبه خاطر من دعوا کرد!کاش عاشقش نشده بودم !از آن به بعد هر وقت صبح ها صدای زنگ در میشنوم ، به دخترم میگویم :من باز میکنم ! سالهاست که با آمدن اینترنت، پستچی ها گم شده اند.دخترم یکروز گفت :یک جمله عاشقانه بگو.لازم دارم گفتم :چقدر نامه دارید.خوش به حالتان! دخترم فکر کرد دیوانه ام!

داستان عشق (9)

یادته توی رستوران بال مگس تو غذات بود؟
داد و بیداد کردی… صاحب رستوران اومد کلی عذرخواهی کرد. گفت دوباره سفارش بدید،مهمون ما باشید.
گفتی لازم نکرده خونه مگس پلو خودمون داشتیم، اومدیم بیرون تنوع بشه کوفتمون شد!
بعد شروع کردی به گیردادن به یارو، که حالا خود مگس و چیکار کردین؟ دادین به یه مشتری دیگه؟ ما ارزش یه مگس کامل و نداشتیم؟ طرف تازه از وسط های حرف فهمید سرکار گذاشتیش و خندید…

حالم خوب نیس…

برچسب ها : uar airsoft،uar definition،uar egypt،uar grant،uar nationwide،uar rifle،uar rugby،uar stanford،uark gmail،uark isis،آندره ژید عشق،ادامه داستان صدای عشق،ثمردر عشق ممنوع،ثمره عشق ما،داستان،داستان آبی عشق،داستان آخر عشق و جزا،داستان آخرشمیم عشق،داستان آدم و حوا،داستان آدم و حوا طنز،داستان آدی و بودی،داستان آرش کمانگیر،داستان آرش کمانگیر برای کودکان،داستان آغاز عشق فرهاد،داستان آفرینش،داستان آلیس در سرزمین عجایب،داستان آموزنده،داستان آنابل،داستان آهنگ صبحت بخیر عزیزم،داستان اخرین قسمت عشق و جزا،داستان اسارت،داستان اسارت قسمت هفتم،داستان اسباب بازی،داستان اسباب بازی 4،داستان اعتیاد به حقارت،داستان الهام چرخنده،داستان امام حسین،داستان انقلاب،داستان انگلیسی،داستان بد،داستان برای بچه ها،داستان برای کودکان،داستان برج بابل،داستان برگ ریزان،داستان بلند،داستان به انگلیسی،داستان به زبان انگلیسی،داستان بهشت،داستان بیژن و منیژه،داستان پرواز روباه،داستان پستچي،داستان پستچي چيستا يثربي،داستان پستچی از چیستا یثربی،داستان پستچی چیستا،داستان پستچی چیستا یثربی،داستان پند آموز،داستان پند آموز کوتاه،داستان پیامبران،داستان پیرمرد و دریا،داستان تجاوزبه دختر،داستان تخیلی،داستان ترسناک،داستان ترسناک کوتاه،داستان تصویری عشق بازی،داستان تصویری کودکانه،داستان تلگرام،داستان تهران،داستان توبه،داستان توبه نصوح،داستان توکیو،داستان ث ک 30،داستان ث ک س ی،داستان ث ک ص،داستان ثروت،داستان ثروتمندان،داستان ثروتمندان جهان،داستان ثریا منوچهری،داستان ثعلبه،داستان ثکس،داستان جالب،داستان جاويد،داستان جاوید pdf،داستان جدید،داستان جذاب،داستان جک و لوبیای سحرآمیز،داستان جن واقعی،داستان جنایی،داستان جنگ ستارگان 7،داستان جودا و اکبر،داستان چت عشق دروغ،داستان چكاوك،داستان چکاوک،داستان چهار شمع،داستان چوپان دروغگو،داستان چيستا يثربي،داستان چیست،داستان چیستا،داستان چیستا یثربی،داستان چیستا یثربی پستچی،داستان چیستا یثربی قسمت دهم،داستان حضرت ابراهيم،داستان حضرت ابراهیم،داستان حضرت ایوب،داستان حضرت خضر،داستان حضرت داوود،داستان حضرت زهرا،داستان حضرت سلیمان،داستان حضرت موسی،داستان حضرت نوح،داستان حضرت یونس،داستان خدای جنگ 3،داستان خرس هاي پاندا،داستان خسرو و شیرین،داستان خنده دار،داستان خنده دار جدید،داستان خواندنی،داستان خیانت،داستان خیانت به همسر،داستان خیر و شر،داستان خیلی کوتاه،داستان داستانها،داستان داستایوفسکی،داستان دخترک کبریت فروش،داستان در مورد صبر،داستان دنباله دار،داستان دندون طلا،داستان دو سرباز،داستان دو شهر،داستان دو کاج،داستان دیو و دلبر،داستان ذبح اسماعیل،داستان ذبح اسماعیل در قرآن،داستان ذبح حضرت اسماعیل،داستان ذن،داستان ذوالقرنين،داستان ذوالقرنين در قرآن،داستان ذوالقرنین،داستان ذوالکفل،داستان ذوالنون،داستان ذولقرنین،داستان رابطه،داستان راستان،داستان رام و سیتا،داستان رخ دیوانه،داستان رستم،داستان رستم و اسفندیار،داستان رستم و سهراب،داستان رسول ترک،داستان رمان،داستان رمانتیک،داستان زارا عشق چوپان،داستان زال و رودابه،داستان زال و سیمرغ،داستان زناشویی،داستان زندگی،داستان زندگی امام حسین،داستان زندگی من،داستان زندگی هوپ،داستان زیبا،داستان زیبای خفته،داستان زیبای عاشقانه،داستان ژاپنی،داستان ژاکت پشمی،داستان ژان والژان،داستان ژاندارک،داستان ژوکر،داستان ژول ورن،داستان ژولیت،داستان ژولیت و رومئو،داستان ژولیوس سزار،داستان ژیل بلاس،داستان سریال چکاوک،داستان سریال شمیم عشق قسمت اخر،داستان سریال شهرزاد،داستان سریال کیمیا،داستان سریال گوزل،داستان سریال لطیفه،داستان سقیفه،داستان سکه طلا،داستان سکه ی طلا،داستان سیاوش،داستان سیمرغ،داستان سیندرلا،داستان ش،داستان شازده کوچولو،داستان شاهزاده روم،داستان شاهنامه،داستان شب،داستان شميم عشق قسمت آخر،داستان شمیم عشق آخرش چی میشه،داستان شمیم عشق چه میشود،داستان شمیم عشق چی میشه،داستان شمیم عشق قسمت اخر،داستان شنل قرمزی،داستان شهرزاد،داستان شیخ صنعان،داستان شیدا و صوفی،داستان شیرین و فرهاد،داستان صابون گلنار،داستان صادق هدایت،داستان صبحت بخیر عزیزم،داستان صبر،داستان صداي عشق،داستان صوتي،داستان صوتی،داستان صوتی انگلیسی،داستان صوتی کودکان،داستان صوفی،داستان صوفی و شیدا،داستان ضامن آهو،داستان ضامن اهو چیست،داستان ضحاک،داستان ضحاک در شاهنامه،داستان ضحاک و کاوه آهنگر،داستان ضد عشق،داستان ضرب المثل شتر دیدی ندیدی،داستان ضرب المثل مرغ همسایه غازه،داستان ضرب المثل ها،داستان طنز،داستان طنز بی تربیتی،داستان طنز خنده دار،داستان طنز کوتاه،داستان طنز مونا زارع،داستان طوطي و بازرگان،داستان طوطی و بازرگان،داستان طوطی و بازرگان به انگلیسی،داستان طوطی و بازرگان مولانا،داستان طوطی و بقال،داستان ظ،داستان ظریف و فردوسی پور،داستان ظفر جنی،داستان ظفر جنی در کربلا،داستان ظلم،داستان ظنز،داستان ظهر جمعه،داستان ظهر عاشورا،داستان ظهور،داستان ظهور امام زمان،داستان عاشقانه،داستان عاشقانه زیبا،داستان عاشقانه کوتاه،داستان عاشقانه واقعی،داستان عاشورا،داستان عامه پسند،داستان عشق،داستان عشق آتشین،داستان عشق آموزنده،داستان عشق آیدا و شاملو،داستان عشق اجباری،داستان عشق از دست رفته،داستان عشق استاد شهریار،داستان عشق استاد شهریار 2،داستان عشق استاد شهریار 3،داستان عشق استاد و دانشجو،داستان عشق استرنبرگ،داستان عشق اصلی و کرم،داستان عشق السا و جک،داستان عشق اول،داستان عشق باز،داستان عشق بازي،داستان عشق بازی،داستان عشق بازی دختر و پسر،داستان عشق بازی من،داستان عشق به خدا،داستان عشق به میهن،داستان عشق به همجنس،داستان عشق بی پایان،داستان عشق بی قید و شرط،داستان عشق بیژن و منیژه،داستان عشق پاک،داستان عشق پروانه و شمع،داستان عشق پستچی چیستا یثربی،داستان عشق پسر به پسر،داستان عشق پسر به دختر،داستان عشق پسر عمو،داستان عشق پنهان،داستان عشق پنهانی،داستان عشق پیانو،داستان عشق پیرمرد و پیرزن،داستان عشق تازه،داستان عشق تتلو،داستان عشق ترگل،داستان عشق تصادفی،داستان عشق تلخ،داستان عشق تلفنی،داستان عشق تنها،داستان عشق تنهایی،داستان عشق تو،داستان عشق جالب،داستان عشق جدایی،داستان عشق جديد،داستان عشق جدید،داستان عشق جزا،داستان عشق جعفر و مریم،داستان عشق جواد،داستان عشق جودا و اکبر،داستان عشق جوکر،داستان عشق چت،داستان عشق چتی،داستان عشق چیست،داستان عشق چیستا یثربی،داستان عشق حافظ به شاخ نبات،داستان عشق حافظ به شاخه نبات،داستان عشق حافظ و شاخ نبات،داستان عشق حافظ و شاخه نبات،داستان عشق حال،داستان عشق حامد،داستان عشق حسن،داستان عشق حسین،داستان عشق حقيقي،داستان عشق حقیقی،داستان عشق خاموش،داستان عشق خدا،داستان عشق خدایی،داستان عشق خسرو و شیرین،داستان عشق خواهر برادر،داستان عشق خواهر به برادر،داستان عشق خواهر و برادر،داستان عشق خياباني،داستان عشق خیابانی،داستان عشق خیانت،داستان عشق دانشجویی،داستان عشق دختر،داستان عشق دختر به پسر،داستان عشق دختر عمو پسر عمو،داستان عشق دختر و پسر،داستان عشق در جهنم،داستان عشق در دبیرستان،داستان عشق دو پسر،داستان عشق دو پسر به هم،داستان عشق دو دختر،داستان عشق رابعه بلخی،داستان عشق رابعه و بکتاش،داستان عشق رستم و تهمینه،داستان عشق رضا،داستان عشق رضا صادقی،داستان عشق رعنا،داستان عشق رمان،داستان عشق رهی معیری،داستان عشق رودابه و زال،داستان عشق رومئو و ژولیت،داستان عشق رومیو و ژولیت،داستان عشق زال و رودابه،داستان عشق زلیخا،داستان عشق زلیخا به یوسف،داستان عشق زن به مرد،داستان عشق زن وشوهر،داستان عشق زهرا،داستان عشق زهره و منوچهر،داستان عشق زوری،داستان عشق زيبا،داستان عشق زیبا،داستان عشق ژولیت،داستان عشق شب،داستان عشق شبنم،داستان عشق شکست خورده،داستان عشق شمس و مولانا،داستان عشق شهریار،داستان عشق شهریار شاعر،داستان عشق شيرين و فرهاد،داستان عشق شیخ صنعان،داستان عشق شیرین و فرهاد،داستان عشق شیوا،داستان عشق صادق هدایت،داستان عشق صادقانه،داستان عشق صبا،داستان عشق ضربدري،داستان عشق طرفه،داستان عشق طنز،داستان عشق طولاني،داستان عشق عاشق،داستان عشق عاشقی،داستان عشق عسلی،داستان عشق علی،داستان عشق علی بابا،داستان عشق علی و فاطمه،داستان عشق علی و مریم،داستان عشق غزاله،داستان عشق غزل،داستان عشق غم،داستان عشق غم انگ ز،داستان عشق غم انگيز،داستان عشق غم انگیز،داستان عشق غمگ ن،داستان عشق غمگين،داستان عشق غمگین،داستان عشق غمناک،داستان عشق فاصله،داستان عشق فاطمه،داستان عشق فامیلی،داستان عشق فراموش نشدنی،داستان عشق فرانسیس لای،داستان عشق فرهاد،داستان عشق فرهاد و شیرین،داستان عشق فروغ فرخزاد،داستان عشق فریدون مشیری،داستان عشق فیلم،داستان عشق قدیمی،داستان عشق قدیمی و پلاک طلا،داستان عشق قشنگ،داستان عشق ک طرفه،داستان عشق کامران،داستان عشق کثیف،داستان عشق کرگدن،داستان عشق کره ای،داستان عشق کوتاه،داستان عشق کور است،داستان عشق کورش کبیر،داستان عشق کوروش،داستان عشق کوروش کبیر،داستان عشق گر ه دار،داستان عشق گرم،داستان عشق گریه دار،داستان عشق گمشده،داستان عشق گمشده کامران هومن،داستان عشق گمشده+سمیرا،داستان عشق گوزی،داستان عشق گوهرشاد،داستان عشق گی،داستان عشق لارا فابیان،داستان عشق لارا فابین،داستان عشق لب،داستان عشق لز،داستان عشق لنا،داستان عشق ليلي مجنون،داستان عشق ليلي ومجنون،داستان عشق لیلا،داستان عشق لیلی،داستان عشق لیلی و مجنون،داستان عشق ما،داستان عشق مادر،داستان عشق مادر به فرزند،داستان عشق مجید خراطها،داستان عشق مرده،داستان عشق مریم،داستان عشق مریم وعلی،داستان عشق ممنوع،داستان عشق ممنوع چه میشود،داستان عشق ممنوع قسمت اخر،داستان عشق من،داستان عشق مولانا به شمس،داستان عشق ناپلئون و دزیره،داستان عشق ناتمام،داستان عشق نافرجام،داستان عشق ناکام،داستان عشق ناموفق،داستان عشق نرگس،داستان عشق نسترن،داستان عشق نوجوانی،داستان عشق نیچه،داستان عشق نیلوفر،داستان عشق های آتشین،داستان عشق های خیابانی،داستان عشق های عجیب،داستان عشق های فامیلی،داستان عشق های ممنوعه،داستان عشق های نافرجام،داستان عشق های واقعی،داستان عشق های یک طرفه،داستان عشق همجنس،داستان عشق هوس،داستان عشق هیتلر،داستان عشق و ثروت،داستان عشق و ثروت و موفقیت،داستان عشق و جزا،داستان عشق و جزا قسمت آخر،داستان عشق و حال،داستان عشق و خیانت،داستان عشق و دیوانگی،داستان عشق و عاشقي،داستان عشق و عاشقی،داستان عشق و علاقه،داستان عشق و نفرت،داستان عشق و هوس،داستان عشق واقعي،داستان عشق واقعی،داستان عشق وعاشقي،داستان عشق يا ثروت،داستان عشق يك طرفه،داستان عشق يک طرفه،داستان عشق يه طرفه،داستان عشق یا پول،داستان عشق یا ثروت،داستان عشق یا هوس،داستان عشق یخی،داستان عشق یک دختر،داستان عشق یک طرفه،داستان عشق یک طرفه دختر،داستان عشق یک طرفه دختر به پسر،داستان عشق یک طرفه واقعی،داستان عشق یه طرفه،داستان عشق یوسف و زلیخا،داستان عشقولانه،داستان عشقي،داستان عشقی،داستان عشقی حسین و یزید،داستان عشقی کوتاه،داستان علی گندابی،داستان غدیر خم،داستان غرانیق،داستان غم انگیز،داستان غم انگیز کوتاه،داستان غمگین،داستان غمگین عاشقانه،داستان غمگین کوتاه،داستان فارسی،داستان فانتزی،داستان فندق شکن،داستان فیلم fifty shades of grey،داستان فیلم knock knock،داستان فیلم شهرزاد،داستان فیلم شیفت شب،داستان فیلم عصر یخبندان،داستان فیلم لطیفه،داستان فیلم محمد رسول الله،داستان قاسم جیگرکی،داستان قدیمی،داستان قرانی،داستان قسمت آخر سریال برگ ریزان،داستان قسمت آخر عشق و جزا،داستان قسمت اخر گوزل،داستان قسمت اخر لطیفه،داستان قوم ثمود،داستان قوم عاد،داستان قوم لوط بدون سانسور،داستان قیام امام حسین،داستان کربلا،داستان کوتاه،داستان کوتاه انگلیسی،داستان کوتاه ایرانی،داستان کوتاه جالب،داستان کوتاه طنز،داستان کوتاه عاشقانه،داستان کوتاه کودکانه،داستان کودکانه،داستان کودکانه صوتی،داستان گاو،داستان گاو بنی اسرائیل،داستان گربه چکمه پوش،داستان گریه دار،داستان گریه عشق،داستان گل نرگس،داستان گوئی،داستان گوزل،داستان گویا،داستان گیلگمش،داستان گیله مرد،داستان لامپ،داستان لب،داستان لطیفه،داستان لک لک و روباه،داستان لو رفته سریال کیمیا،داستان لولیتا،داستان ليلى و مجنون،داستان ليلي و مجنون كامل،داستان لیلی و مجنون،داستان لیلی و مجنون نظامی،داستان مثبت 18،داستان مذهبی،داستان مرگ،داستان مستر،داستان مصور کودکان،داستان من،داستان منصور حلاج،داستان موسی و شبان،داستان موفقیت،داستان مینیمال،داستان نارنج،داستان نامزد بازی،داستان نبرد گلها،داستان نخودی،داستان نفس گرم،داستان ننه سرما،داستان نوجوان،داستان نوح،داستان نویسان ایرانی،داستان نویسی،داستان های ترسناک،داستان های جالب،داستان های خنده دار،داستان های شاهنامه،داستان های عاشقانه،داستان های کوتاه،داستان های کوتاه آموزنده،داستان های کوتاه انگلیسی،داستان های واقعی،داستان همشهری،داستان و راستان،داستان واقعه عاشورا،داستان واقعه کربلا،داستان واقعي،داستان واقعی،داستان واقعی امام حسین،داستان واقعی جن،داستان واقعی رابطه نامشروع،داستان واقعی کربلا،داستان ویس و رامین،داستان ی،داستان یاجوج و ماجوج،داستان یک پرچم،داستان یک روح،داستان یک روح سیروس شمیسا،داستان یک شهر،داستان یک ضرب المثل،داستان یوسف،داستان یوسف و زلیخا،داستان یونس،داستانهاي،داستانهای عاشقانه،دانلود داستان چت عشق دروغ،سمر عشق ممنوع،صد داستان عشق بازی،ظرفیت عشق،ظلم عشق،ظلمت عشق،عاشق ظالم،عشاق طعن،عشق،عشق آباد،عشق آباد میرباقری،عشق آبی،عشق آتشین،عشق آریایی،عشق آسمانی،عشق آسمونی مهران،عشق آمد،عشق آمدنی بود نه آموختنی،عشق آن است،عشق اجاره ای،عشق الاسود،عشق الممنوع،عشق النساء،عشق النساء 49،عشق النساء 53،عشق النساء 54،عشق النساء 55،عشق النساء الحلقة 1،عشق اول،عشق بازی،عشق بازی با دختر،عشق بازی با زن،عشق بازی با معلم،عشق بازی به انگلیسی،عشق بازی دختر و پسر،عشق بدوي،عشق به خدا،عشق به همسر،عشق بي پايان،عشق پا،عشق پاک،عشق پاییزی،عشق پسر به پسر،عشق پنهان،عشق پنهانی،عشق پیدا شد وآتش،عشق پیری،عشق پیری شجریان دانلود،عشق پیری گر بجنبد،عشق تازه لیلا فروهر،عشق تركي،عشق تعطیل نیست،عشق تعطیل نیست 6،عشق تلخ،عشق تو،عشق تو آتش جانا،عشق تو نهال حیرت آمد،عشق تو وسط قلبمه،عشق تي في،عشق ثارالله،عشق ثاني،عشق ثاني لمحمد لمين،عشق ثاني محمد لمين،عشق ثروت،عشق ثروت و موفقیت،عشق جان طور آمد عاشقا،عشق جاودان،عشق جاودانه،عشق جت،عشق جدید،عشق جزا،عشق جنون،عشق جوانی،عشق جيست،عشق چت،عشق چگونه بوجود می آید،عشق چو لشکر کشید،عشق چيست عاشق كيست،عشق چیست،عشق چیست از نظر علمی،عشق چیست سهراب سپهری،عشق چیست شعر،عشق چیست عاشق کیست،عشق چیه،عشق حافظ،عشق حال،عشق حب،عشق حسين،عشق حسین،عشق حسینی،عشق حطام،عشق حقیقی،عشق حلقة 7،عشق حياتي،عشق خاموش،عشق خدا،عشق خدا به انسان،عشق خدا به بنده،عشق خدایی،عشق خواهر،عشق خود حاشا مکن مرضیه،عشق خیالی،عشق خیام،عشق خیانت،عشق داریوش،عشق داند،عشق در اشعار مولانا،عشق در سالهای وبا،عشق در شعر حافظ،عشق در شعر فارسی،عشق در شعر مولانا،عشق دروغ،عشق دروغین،عشق دوم،عشق را،عشق را ای کاش زبان،عشق را در پستوی خانه،عشق را شرحی نبود،عشق رازی است شاملو،عشق رازیست،عشق رسول،عشق رفته،عشق روحي،عشق روی پیاده رو،عشق ز پروانه بیاموز،عشق زخم عمیقی که هرگز،عشق زشت،عشق زمینی،عشق زن،عشق زندگی،عشق زیاد هم قیمتی نیست،عشق زیبا،عشق زیباست،عشق زیر باران،عشق ژاپن،عشق ژاپنی،عشق ژانبل گوتیه،عشق ژانپل گوتیه،عشق ژنرال،عشق ژنرال دافنه دوموریه،عشق ژول،عشق ژیان،عشق ژیمناستیک،عشق ساپورت،عشق ساپورت در فیس بوک،عشق ساپورت فيس بوك،عشق سالهای وبا،عشق سفر،عشق سگی،عشق سنج،عشق سنج آنلاین واقعی،عشق سنج واقعی،عشق سهراب سپهری،عشق شادیست عشق آزادیست،عشق شاملو،عشق شانس تصادف،عشق شعر،عشق شهریار،عشق شوری نهاد ما نهاد،عشق شیرین،عشق شیرین pdf،عشق شیرین امیر فرجام،عشق شیشه ای،عشق صادقانه،عشق صباح،عشق صبح،عشق صبر،عشق صداقت،عشق صدای فاصله هاست،عشق صدها چهره دارد،عشق صورتي،عشق صورتی،عشق صوفیانه،عشق طائر النمنمه،عشق طاهر،عشق طبیعت،عشق طرح ساده لبخند ماست،عشق طلایی،عشق طنز،عشق طنز مشق طنز،عشق طوفانی،عشق طولانی،عشق ظاهری،عشق ظهور،عشق عارف،عشق عاشقی،عشق عرفانی،عشق عشق آشتي،عشق عشق کی قدرتو میدونه،عشق عشق می آفریند،عشق عمومی شاملو،عشق عمیق سیامک عباسی،عشق عنادا،عشق عنادا به،عشق غرام،عشق غرام حب،عشق غریب،عشق غزل،عشق غم،عشق غم انگیز،عشق غمگين،عشق غمگین،عشق غمناک،عشق غیر ممکن،عشق فاشل،عشق فانتزی،عشق فراموش شده،عشق فرزند آزادی است،عشق فروغ فرخزاد،عشق فقط خدا،عشق فقط عشق فاطی،عشق فيس،عشق فيس بوك،عشق فیس بوک،عشق قبل از ازدواج،عشق قبلات،عشق قدیمی،عشق قدیمی مهدی طلوعی،عشق قصائد،عشق قصة،عشق قصيده،عشق قلب،عشق قو،عشق کار نازکان نرم نیست،عشق کاغذی،عشق کافی نیست،عشق کثیف،عشق کدومه مهدی یغمایی،عشق کرایه ای،عشق کربلا،عشق کره،عشق که باشه علیشمس،عشق کودکی،عشق گاسپار نوئه،عشق گذشتن از مرز وجوده،عشق گذشته،عشق گل،عشق گمشده،عشق گمشده من،عشق گوگوش،عشق گوگوش متن،عشق گوید راه هست،عشق گیتار،عشق لاتی،عشق لالایی بارون تو شباست،عشق للايجار،عشق للايجار 22،عشق للايجار الحلقة 18،عشق للايجار الحلقة 20،عشق للمسلسلات التركية،عشق لهیب دو نگاه نمیدونم،عشق لیلی و مجنون،عشق مادر،عشق مجددا،عشق مسلسلات تركية،عشق ممنوع،عشق ممنوعه،عشق من،عشق من باش،عشق من عاشقم باش،عشق من عاشقم باش داریوش،عشق مولانا،عشق ناب،عشق نافرجام،عشق ناکام،عشق ناکام شعر،عشق نامه،عشق نت،عشق نزار قباني،عشق نساء،عشق نمیخوابه،عشق نهان محمد اصفهانی،عشق های امروزی،عشق های خنده دار،عشق هرگز کافی نیست،عشق هرگز نميميرد،عشق هرگز نمیمیرد،عشق هميشه در مراجعه است،عشق همیشگی،عشق همیشه در مراجعه است،عشق هندی،عشق هوس،عشق و جزا،عشق و حال،عشق و زندگی،عشق و عاشقی،عشق و نفرت،عشق و هوس،عشق واقعی،عشق وجزاء،عشق وجزاء ابو ظبي الاولى،عشق وجزاء ابو ظبي دراما،عشق وجزاء الحلقة 4،عشق وجزاء الحلقة 80،عشق یا هوس،عشق یعنی،عشق یعنی چی،عشق یعنی حالت خوب باشه،عشق یعنی رنگ زیبای انار،عشق یعنی ظاهر باطن نما،عشق یعنی مستی و دیوانگی،عشق یعنی مشکلی آسان کنی،عشق یعنی وقتی که،عشق یعنی یه پلاک،عشق یک طرفه،عشقم،عشقولانه،قصة عشق،قصة عشق ظلال الماضي

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت