ایرانیان

تازه های این بخش ایرانیان

فروشگاه

این روزها همه نویسنده شده ایم اما…

نویسنده: علی باستانی

%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7-%d9%87%d9%85%d9%87-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%85-%d8%a7%d9%85%d8%a7

 

,نویسندگی,نویسندگی خلاق,نویسندگی در سایت,نویسندگی+آموزش,نویسندگی سایت با حقوق,نویسندگی سایت,نویسندگی چیست,نویسندگی در رادیو,نویسندگی رادیو,نویسندگی برای رادیو,نویسندگی خلاق,نویسندگی خلاق چیست,نویسندگی خلاقانه,نویسندگی خلاق کتاب,پرورش خلاقیت نویسندگی,کارگاه نویسندگی خلاق,آموزش نویسندگی خلاق,کلاس نویسندگی خلاق,رشته نویسندگی خلاق,نویسندگی در سایت با حقوق,نویسندگی در سایت دانلود,نویسندگی در سایت ها,نویسندگی در سایت موزیک,نویسندگی در سایت گیم,نویسندگی در سایت گیم با حقوق,نویسندگی در سایت با حقوق بالا,نویسندگی در سایت اندروید,نویسندگی در سایت دانلود با حقوق,آموزش نویسندگی رمان,دانلود کتاب آموزش نویسندگی,آموزش نویسندگی کتاب,آموزش نویسندگی طنز,کلاسهای آموزش نویسندگی,کارگاه آموزش نویسندگی,آموزش فن نویسندگی,آموزشگاه نویسندگی در تهران,آموزش نویسندگی برای کودکان,نویسندگی سایت با حقوق بالا,نویسندگی سایت تفریحی با حقوق,کار نویسندگی در سایت با حقوق,نویسندگی سایت موزیک,نویسندگی سایت دانلود,نویسندگی سایت موزیک و فیلم,نویسندگی سایت فیلم,نویسندگی سایت خبری,نویسندگی سایت شما,نویسندگی در رادیو جوان,اصول نویسندگی در رادیو,نویسندگی رادیو جوان,نویسندگی برای رادیو و تلویزیون,فراخوان نویسندگی رادیو,رشته نویسندگی رادیو,فراخوان نویسندگی رادیو جوان,آموزش نویسندگی رادیو,اصول نویسندگی رادیو,کتاب نویسندگی برای رادیو,آموزش نویسندگی برای رادیو

 

«یکی از بحث‌هایی که همیشه دوست داشته‌ام به آن بپردازم، موضوع قرار گرفتن حوزه‌ استراتژی محتوا در اختیار فعالان حوزه‌ وب و تکنولوژی دیجیتال است، چون حتی در ویکی‌پدیا هم، در اشاره به استراتژی محتوا، صرفا به جنبه‌های تکنولوژیک آن توجه شده است.
شاید ناآشنایی اهل قلم و اصحاب رسانه با فضای تکنولوژی جدید، باعث شده کسانی که در طراحی یک وب سایت یا کدنویسی تخصص داشته‌اند، عملا کنترل مدیریت محتوا را از متخصصان محتوا بگیرند و به بهانه‌هایی نظیر بهینه‌سازی‌ موتورهای جست‌وجو و بهبود تجربه کاربری و موارد مشابه، مانع انتقال تجربه‌های قبلی به دوران جدید و به‌کارگیری آنها در راستای تأمین خواسته‌های مخاطبان شده باشند»؛ اینها را محمدرضا شعبانعلی که یکی از وبلاگ‌نویسان قدیمی به‌حساب می‌آید، می‌گوید.
او، حالا مدرس مدیریت و به‌طور ویژه فنون مذاکره است و سال‌هاست تدریس و فعالیت‌های آموزشی به شیوه سنتی را کنار گذاشته تا به‌طور ویژه به تولید محتوا در فضای وب بپردازد و از این راه، درگاه آموزشی ایجاد کند؛ روشی که به گفته خودش، ماندگار و به عدالت هم نزدیک‌تر است چراکه حالا آدم‌هایی در سیستان، ایلام و تهران، همزمان و به‌طور مساوی می‌توانند از محتوای تولیدی استفاده کنند. با وجود این، این نویسنده و مدرس قدیمی، دغدغه‌های بسیاری در مورد جریان تولید محتوا در وب دارد؛ جریانی که به اعتقاد او سوغات شبکه‌های اجتماعی است؛ فضایی که به همه، تریبونی برای سخن گفتن داده و رسانه‌ای برای انتشار. فضایی که تشخیص محتوای اصولی از مطالب نامعتبر را سخت کرده است. چکیده صحبت‌های محمدرضا شعبانعلی را در ادامه می‌خوانید.
شناخت صحیح ظرف و مظروف

لغت «محتوا» را می‌توان روبه‌روی لغت «ظرف» قرار داد و شاید بتوان این دو مفهوم را به‌صورت ظرف و مظروف درنظر گرفت. به این مثال توجه کنید؛ ثروتمندان مطرح جهان در ۵۰ سال اخیر چه کسانی بودند؟ امثال شرکت IBM سخت‌افزار و کامپیوتر تولید کردند. در واقع آنها یک ظرف ساختند تا در شرکت‌ها و سازمان‌ها مورد استفاده قرار بگیرد. اما آیا شرکت IBM ثروتمند باقی ماند؟ خیر! زیرا عده‌ای آمدند و برای این ظرف، مظروف ساختند. 2 آدم موفق در این حوزه یکی استیو جابز بود که سیستم عاملMac OSرا تولید کرد و دیگری بیل گیتس که ویندوز را عرضه کرد. این افراد از کسانی که تولید‌کننده ظرف بودند موفق‌تر شدند.

جالب‌تر اینکه آدم‌های دیگری هم بودند که این بار به سیستم‌عامل به شکل ظرف نگاه کردند و در ظرف‌های سیستم عامل‌های ساخته شده محتوای جدیدی ریختند. شاید معروف‌ترینشان زاکربرگ(مدیر فیسبوک) باشد که امروز می‌بینیم در جلسه سازمان ملل، صندلی او در کنار صدراعظم آلمان است. در واقع با او به نوعی در مقیاس یک رئیس‌جمهور رفتار می‌شود چون او در واقع رئیس‌جمهور یک سرزمین چند صد میلیونی در شبکه‌ اجتماعی است که در اختیار دارد.
به‌نظر می‌رسد هر کس در هر دوره‌ای اگر ظرفی پیدا کند و برای آن ظرف، مظروف و محتوای مناسبی طراحی و تولید کند، نسبت به نسل‌های قبل‌ موفق‌تر خواهد شد. شکل جدید ایجاد ارزش و استقلال، آن است که برای ظرفی که دیگران طراحی و تولید کرده‌اند، محتوا و مظروف مناسبی بسازیم. دوربین فیلمبرداری را درنظر بگیرید. این محصول ساخته شده. ظرفی است که در بازار موجود است و تولیدکنندگان و مشتریان خود را هم پیدا کرده است.

بنابراین، منطقی‌تر است به‌جای اینکه برای ساختن یک دوربین فیلمبرداری جدید تلاش کنیم و چرخ را از اول اختراع کنیم، از این مرحله بگذریم و به‌دنبال محتوای خوبی برای آن باشیم. بکوشیم فیلمی بهتر و اقتصادی‌تر و موفق‌تر بسازیم. اگر با دید باز به استراتژی تولید محتوا نگاه کنیم درمی‌یابیم که همواره کسی که تولیدکننده محتواست یک پله بالاتر از کسی قرار می‌گیرد که قبلا برای آن محتوا، ظرف ساخته است. البته نمی‌شود کتمان کرد که سازنده ظرف است که سازنده محتوا را در مسیر خاصی قرار داده‌است. دنیای امروز، به نوعی دنیای ظرف‌های دیجیتال است؛ شبکه‌های اجتماعی و نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌ها، به‌عنوان یک ظرف ایجاد شد‌ه و فراگیر هستند اما محتوای مفیدی داخل آن ریخته نشده و انگار مخاطبین به محتوای دست دهمی که دریافت می‌کنند راضی‌اند. این مسئله خطرناکی است که باید با آن مقابله کرد. در واقع تکنولوژی انگار بیشتر ظرف ایجاد کرده تا مظروف و این می‌تواند موقعیت خوبی باشد برای کسی که سال‌ها با محتوا سر و کار داشته ‌است.

نگرانی شوک محتوا و سفارشی شدن آن‌

حدود 4 یا 5 سال پیش بحثی با عنوان شوک محتوا مطرح بود. آن زمان همه نگران بودند که با این حجم زیادی از محتوا که هر روز تولید می‌شود، عملا تولیدکنندگان حرفه‌ای در این فضا گم خواهند شد. امروز به‌نظر می‌رسد این فرض غلط بوده چرا که موتورهای جست‌وجو ادعا می‌کنند در فضای وب به کمک ما آمدند؛ یعنی محتوای زیادی تولید می‌شود اما پیدا کردن محتوای مورد نظر سخت نیست. به سال‌های حوالی 2008میلادی فکر کنید. هنگام جست‌وجو برای یافتن موضوع دلخواهتان به صفحه چندم می‌رفتید؟ صفحه دهم تا بیستم! امروز۸۳درصدازکاربران گوگل به صفحه دوم نمی‌روند، معنی‌اش آن است که محتوا در فضای دیجیتال طوری طبقه‌بندی شده‌ که ما احساس بی‌نیازی می‌کنیم. حالا دیگر نباید نگران شوک محتوای در فضای وب بود، هر چند این موضوع هنوز در شبکه‌های اجتماعی از بین نرفته و به‌دلیل نویز‌های زیاد در این فضا، امکان گم شدن تولید‌کننده واقعی محتوا وجود دارد.

در این میان تا به حال هیچ‌کدام از شبکه‌های اجتماعی نتوانسته‌اند این مشکل را به‌طور کامل حل کنند. مسئله دیگر که با آن مواجهیم در اصطلاح کوری ناشی از گوگل است. موتور جست‌وجوی گوگل علاقه‌مندی‌های ما را به‌خاطر می‌سپارد و نتیجه جست‌وجو را براساس آن به ما نشان می‌دهد. برای مثال وقتی چندبار فست‌فود را جست‌وجو کرده‌باشیم و بعدتر یک رستوران را در آن جست‌وجو کنیم دیگر غذاهای سنتی را در نتیجه نشان نمی‌دهد. این سفارشی کردن بیش از حد محتوا، خطرناک است.
اگر کسی اخیرا نام روزنامه یا نشریه‌ای که شما در حال کار کردن در آن هستید جست‌وجو نکرد‌ه باشد محال است مقاله شما را به‌عنوان نتیجه جست‌وجو مشاهده کند، حال آنکه ممکن است شما بهترین محتوا را نوشته ‌باشید.پس باید همواره نگران فیلترشدن محتوا یا به نوعی سفارشی شدن آن از طرف موتورهای جست‌وجو باشید. بد نیست بدانید شرکت گوگل به‌تازگی از کاربرانش مجوز گرفته که «من حق دارم با توجه به سلیقه و تاریخچه‌ای که از تو سراغ دارم هر دیتایی که می‌خواهم نشان بدهم.»

اهمیت تولید محتوای قابل‌نقل

بحث تولید و انتشار محتوا در جهان بسیار جدی شده و جالب اینجاست که در این حوزه بیش از نشریات و روزنامه‌ها، شرکت‌ها هستند که پول خرج می‌کنند. معروف‌ترین شرکت در این زمینه‌ Redbull است که تولید‌کننده نوشابه‌های انرژی‌زاست اما اگر جست‌وجو کنید متوجه می‌شوید که آن را جزء شرکت‌های تولید‌کننده محتوا طبقه‌بندی می‌کنند. علتش واضح است؛ زیرا این شرکت چند نفر از شناخته‌شده‌ترین ژورنالیست‌های دنیا را دور هم جمع کرده و برای تولید محتوا از آنها کمک می‌گیرد. این افراد بدون اینکه حتی خودشان ‌تا به حال Redbull خورده‌باشند برای این شرکت و محصول، محتوا می‌سازند. این شرکت حتی از رقیبانش هزینه‌ای را دریافت می‌کند تا متخصصان تولید محتوایش برای آنها قصه بسازند.

 این روزها همه نویسنده شده ایم اما...
برای همین است که شرکتی مثل کوکاکولا برای تولید محتوا از آنها مشاوره می‌گیرد. ماجرا این است که در دنیای امروز آدم‌ها به قصه نیاز دارند. محتوای موفق هم در واقع محتوایی است که بشود آن را نقل کرد. اگر قابل نقل نباشد مخاطبین تشنه توجه را به وجد نمی‌آورد. آدم‌ها دل‌شان می‌خواهد چیزهایی که خوانده‌اند را بازگو کنند و چه‌کسی بهتر از یک تولید‌کننده قدیمی محتوا می‌تواند قصه‌ای بسازد که دیگران بتوانند آن را تعریف کنند. به‌نظر می‌رسد امروز کسی در حوزه محتوا موفق است که محتوای تولیدی‌اش به نوعی ویروسی باشد، بشود آن را همه جا پخش کرد. درباره محتوای ویروسی باید به یک نکته توجه کرد، آن هم اینکه اگر قصد تولید یک محتوای ویروسی را دارید، بهتر است در آن چندین اسم به‌عنوان راوی حرف‌های مختلف بیاورید که مخاطب بتواند آنها را جداگانه از زبان خودش نقل کند، نه به نقل از رسانه شما.

مخاطب امروز و برخورد با او

مخاطبین در عصر حاضر، عاشق محتوایی هستند که به‌صورت فشرده و سریع لذتی را به آنها منتقل کند. در واقع جملات کوتاه در صفحات شبکه‌های اجتماعی به نوعی این نقش را بازی می‌کنند. این صفحه‌ها انگار به مخاطبین‌شان می‌گویند حالا که تو کتاب یا مقاله نمی‌خوانی من به تو جملات کوتاهی را از این محتوای طولانی می‌دهم که بتوانی از آنها استفاده کنی. این موضوع برای فعالان تولید محتوا به هیچ‌وجه خوشایند نیست. در واقع به‌نظر می‌رسد در چنین فضایی کسی که سال‌ها در این حوزه کار کرده، گزارش نوشته و تحلیل کرده، دارد کتابی چند صفحه‌ای را به مردمی که تنها خواهان جملات کوتاه‌شده‌اند عرضه می‌کند.

در چنین وضعیتی تولیدکننده محتوا باید فکر کند آیا محتوای طولانی او که معمولا چند هزار کلمه است می‌تواند شکل یک محتوای کوتاه‌شده ۱۰۰تا ۲۰۰ کلمه‌ای را داشته‌باشد؟ آیا برای کسی که می‌خواهد یک جمله را از این متن انتخاب کند چیزی موجود است یا نه. برای مخاطب امروز اولویت سرگرم‌کننده بودن محتواست و ظاهرا در دنیای جدید اعتبار محتوا خیلی مهم نیست. فرض کنید در یک مقاله بنویسید که شکلات تا 5/0 درصد کارایی مغز را افزایش می‌دهد، ممکن است کسی اصلا این مقاله را نخواند اما اگر یک عکس در اینستاگرام به اشتراک گذاشته و زیر آن بنویسیم طبق گفته دانشگاه هاروارد شکلات باعث بالا رفتن توانمندی مغز می‌شود، این سرگرم‌کننده است.
علاوه بر اینها مخاطب امروز ما دچار توهم فهمیدن است. به‌نظر می‌رسد در هیچ مقطعی انسان‌ها به این اندازه فکر نمی‌کردند که همه‌‌چیز را می‌فهمند. حالا همه انگار می‌توانند راجع به هر موضوعی ساعت‌ها صحبت کنند بدون آنکه حتی در آن تخصصی داشته‌باشند. امروز انسان‌ها دچار جهل مسلح هستند، ممکن است چند جمله درباره یک کتاب شنیده‌ باشند و درباره نویسنده و کل کتاب اظهارنظر کنند. صنعت محتوا درباره چنین توهمی می‌گوید حالا که مخاطب ما فکر می‌کند که می‌فهمد، حالا که دلش می‌خواهد درباره آن‌ چیزها صحبت کند، ما با تیزهوشی مطلب و مقاله‌ای بنویسیم که احساس فهمیدن در او ایجاد کند. اما در واقع حرف‌های خودمان را می‌زنیم.

استراتژی خوانده شدن

در بلندمدت‌ممکن است یک تولید‌کننده محتوا از اینکه مطلبش در روز اول چاپ در روزنامه‌ای خوانده‌شود که هزاران نسخه از آن به فروش می‌رسد خوشحال شود. اما واقعیت این است که شاید درصد کمی از افرادی که روزنامه را می‌خرند مطلب ما را بخوانند. تولید‌کنندگان محتوا باید کم‌کم مدل ذهنی خود را در این فضای جدید تغییر دهند. کریس اندرسون که جزء 50 متفکر برتر دنیاست در کتابی به اسم Long Tail می‌گوید: روز اول ممکن است مطلب من را ۱۰ هزار نفر بخوانند، روز دوم ممکن است ۱۰۰ هزار نفر و روز سوم ۵۰۰ هزار نفر، اما بعد از یک مدت همیشه تعدادی آن را می‌خوانند. شاید تعداد آدم‌هایی که مطلب شما را در روز اول می‌خوانند خوشحال‌کننده باشد اما اگر این موضوع دغدغه یک تولیدکننده محتوا بشود در فضای امروز گمراه می‌شود. بهتر است چشم‌انداز خود را در خوانده شدن یک مطلب افزایش دهید، مطمئنا در این حالت هنگام نگارش دقت بیشتری به خرج خواهید داد و به‌جای هیجان‌زده شدن، نرم‌تر و دقیق‌تر می‌نویسید.

 این روزها همه نویسنده شده ایم اما...
توجه کنید که اگر در مطلب خود نوشته‌باشید امسال فلان شخص جایزه نوبل را گرفت این محتوا در سال‌های دیگر خواندنی نیست و مخاطب پس از باز کردن آن در فضای وب، دکمه ضربدر را می‌زند و با بسته شدن آن، این مطلب به قعر فضای وب می‌رود و دیگر دیده نمی‌شود. اما کافی است هنگام نوشتن کمی دقت کنید و مثلا بنویسید به‌خاطر تلاش‌های فلان شخص نوبل ۲۰۱۵ به ایشان تعلق گرفت، این مطلب در سال‌های آینده هم خواندنی خواهدبود. ممکن است این موضوع برای تولیدکنندگان محتوا در رسانه‌هایی مثل روزنامه که به روزانه نوشتن عادت کرده‌اند کمی سخت باشد اما باید توجه کرد مطلبی که در سال ۲۰۱۶ نوشته می‌شود ممکن است در سال ۲۰۲۵ هم خوانده‌شود. در واقع خبر‌ها یا مطالبی که تولید می‌شوند دیگر به‌عنوان کالاهای مصرفی شناخته نمی‌شوند بلکه کالای با دوام هستند. امروز تولیدکنندگان محتوا باید به این فکر باشند که شاید عمر مطلبی که می‌نویسند از خودشان بیشتر باشد. باید بدانید که محتوای تولید شده توسط شما چرخه عمر خودش را دارد که دیگر هیچ ارتباطی حتی با عمر روزنامه‌ای که در آن کار می‌کنید، ندارد.

آینده به بازاریابی با استفاده از محتوا تعلق دارد

کسانی که متخصص بازاریابی با استفاده از محتوا هستند، بازاریابی را به شکل دیگری می‌فهمند. بازاریابی با استفاده از محتوا، به‌صورت خلاصه فروشنده را عموما در مقام «آموزش‌دهنده» یا «داستانگو» می‌بیند. کسی که در ایران، برای نخستین بار، هنگام فروش دستگاه‌های مایکروفر، یک CD فیلم هم هدیه داد و در آن به آموزش آشپزی با استفاده از مایکروفر پرداخت، مثالی ساده از بازاریابی با استفاده از محتوا را اجرا کرده است. وقتی یک بانک بزرگ ایران، در چند مورد از بهترین فیلم‌های سال سرمایه‌گذاری می‌کند و در تیتراژ پایانی فیلم، خودش را به‌عنوان سرمایه‌گذار معرفی می‌کند، باز هم با شکل دیگری از بازاریابی محتوا طرف هستیم. زمانی، یک فیلم پرطرفدار که پخش می‌شد، همین بانک یا بانک‌های مشابه، پول می‌دادند که فیلم را قطع کنند تا برای آنها در مورد کیفیت خدماتشان تبلیغ کنند. اما امروز فیلم قطع نمی‌شود، وقتی فیلم به پایان رسید و ما با حس و حال خوب، آخرین لحظات فیلم را در ذهن مرور می‌کنیم، نام آن بانک از جلوی چشممان می‌گذرد و می‌بینیم که سرمایه‌گذار تولید این فیلم بوده است.

تجارت دنیای دیجیتال، ترافیک است

امروز در دنیای عجیبی قرار داریم که در آن اشخاصی که تکنولوژی در اختیارمان می‌گذارند بیش از هرچیز انتظار مصرف ترافیک بالا دارند، در واقع تجارت دنیای دیجیتال، ترافیک است. اگر از افراد حوزه ارتباطات بپرسید هدف نهایی شما چیست؟ می‌گویند امیدواریم سرانه ترافیک به ۵۰ گیگابایت برسد. توجه کنید که شما در چنین فضایی در حال تولید محتوا هستید، در این دنیا کسی علاقه چندانی به محتوای متنی نشان نمی‌دهد. با تمام این اوصاف به هیچ وجه نباید ناامید شوید، زیرا این دوران را در واقع دوره نویسندگان می‌خوانند. واقعیتش این است که امروز نویسنده‌های مقالات، نقش مهم‌تری نسبت به قبل دارند. درگذشته شما اعتبارتان را از نام روزنامه یا رسانه‌ای که در آن کار می‌کردید می‌گرفتید، اما امروز این شما هستید که به آنها اعتبار می‌دهید. کم‌کم نقش نویسنده دارد پررنگ‌تر می‌شود و رسانه و نشریات باید آن را بپذیرند، هر چند پذیرشش ممکن است برای صاحبان رسانه سخت باشد.

انواع فضای رسانه‌ای را دریابیم‌

برای تولید محتوا بد نیست با انواع فضاهای رسانه‌ای که در دنیا در حال شکل‌گیری است یا به نوعی‌درحال توسعه است آشنا باشید.به‌طور کلی 3نوع فضای رسانه داریم؛ فضای رسانه‌ای پولی که مخاطب یا مشتری در آن می‌تواند با پرداخت هزینه مثلا آگهی چاپ کند، در واقع دارد فضایی را در رسانه اجاره می‌کند. فضای رسانه‌ای بعدی، فضایی است که می‌شود آرام‌آرام آن را به‌دست آورد.مثلا یک اکانت اینستاگرام می‌سازید و از فضای رایگانی که شبکه‌های اجتماعی در اختیار شما گذاشته استفاده می‌کنید.

فضا در این نوع معمولا کوچک‌تر است اما یک خطر هم دارد، خطرش برای کسی است که قبلا فضای رسانه‌ای پولی داشته، در این فضا هر کسی خودش را بهترین می‌داند و به این شکل گاهی خرده‌رسانه‌ها سهم رسانه‌های بزرگ‌تر را می‌گیرند. فضای رسانه‌ای دیگر، فضایی است که شما سال‌ها تلاش می‌کنید و مثلا وبلاگ‌ می‌نویسید و امروز وقتی به متنی که نوشته‌اید یک فایل برای دانلود کردن ضمیمه کنید هزار بار روی آن کلیک می‌شود و شما مالک چنین فضایی هستید. البته این به معنی بهتر بودن این فضای رسانه‌ای نسبت به باقی آنها نیست زیرا در این فضا با جامعه کوچکی در ارتباط هستید و ممکن است از مخاطبان خارج از این محیط غافل شده و دچار توهم شوید. احتمال دارد صاحبان چنین رسانه‌هایی، رسانه‌های سنتی را کمتر جدی بگیرند و فکر کنند زمان آنها سرآمده، درحالی‌که هر کدام در گروهی مجزا جای می‌گیرند.

توجه به ابر محتوا حیاتی است

درحال حاضر موضوع ابر محتوا داخل کشور جدی گرفته نمی‌شود. اگر به بیشتر سایت‌ها نگاه کنید بخشی به اسم مطالب مرتبط دارد که معمولا ما را به چیزهای مفیدی ارجاع نمی‌دهد. یک تولیدکننده محتوا وقتی یک مطلب را می‌نویسد باید دقت کند که محتوای تولید شده با چه مطالبی در طول سال‌های گذشته و آینده می‌تواند مرتبط باشد، این موضوع هم باید برای شما مهم باشد و هم برای مجموعه‌ای که در آن کار می‌کنید. بهترین مثال در حوزه ابرمحتوا در دنیا، روزنامه گاردین است. اگر وب‌سایت گاردین را باز کنید و به‌صورت تصادفی مثلا یک مقاله در مورد تولد نوزاد جست‌وجو کنید، مواردی به شما پیشنهاد می‌شود، پس از مدتی که در این وب‌سایت می‌چرخید، فراموش می‌کنید این سایت یک روزنامه است، ممکن است حتی فکر کنید در یک وب‌سایت تخصصی پزشکی هستید. به‌نظر می‌رسد مطالبی که امروز تولید می‌شوند دیگر به تعداد کلماتی که نوشته‌ایم محدود نمی‌شوند، این مطالب در واقع قطره‌ای می‌شود در ابر محتوا.

داشتن رسانه‌ یا نسخه دیجیتال

رسانه‌هایی که در حال حاضر نسخه‌های آنلاین دارند، اکثر مثل روزنامه پس از چاپ شدن به‌صورت دیجیتال هم در دسترس قرار می‌گیرند، اما در رسانه‌ای که پایه دیجیتال دارد، از ابتدا به نسخه آنلاین رسانه مورد نظر فکر می‌شود. نسخه عادی روزنامه یک روز چاپ می‌شود و تمام. این نسخه دیجیتال است که باقی می‌ماند. وقتی به این روش فکر کنید، اتفاق‌های دیگری هم می‌افتد که شاید مهم‌ترینش درگیر شدن مخاطب با رسانه و مطالب باشد. این مسئله درگذشته اهمیت زیادی نداشت اما امروز شرایط متفاوت شده است.

 این روزها همه نویسنده شده ایم اما...
معیارهایی مثل اینکه آخرین بار مخاطب شما کی در رسانه شما مقاله‌ای خوانده؟در چه بازه‌ای به رسانه شما سر می‌زند؟ در هربار سرزدن چقدر در وب‌سایت شما وقت می‌گذراند؟ و زمانی که می‌خواهد از مطلب و رسانه شما تعریف ‌کند چه می‌گوید؟ مواردی هستند که با تکیه بر آنها می‌توان فهمید میزان درگیری او با رسانه و محتوا ارائه شده توسط شما چقدر است. محتوای معتبر در عصر حاضر لزوما موفق نیست، محتوای جذاب هم حتی ممکن است موفق نباشد اما محتوایی که مخاطب مدام به آن سر می‌زند موفق شناخته‌ می‌شود.
برچسب ها : آموزش فن نویسندگی،آموزش نویسندگی برای رادیو،آموزش نویسندگی برای کودکان،آموزش نویسندگی خلاق،آموزش نویسندگی رادیو،آموزش نویسندگی رمان،آموزش نویسندگی طنز،آموزش نویسندگی کتاب،آموزشگاه نویسندگی در تهران،اصول نویسندگی در رادیو،اصول نویسندگی رادیو،پرورش خلاقیت نویسندگی،دانلود کتاب آموزش نویسندگی،رشته نویسندگی خلاق،رشته نویسندگی رادیو،فراخوان نویسندگی رادیو،فراخوان نویسندگی رادیو جوان،کار نویسندگی در سایت با حقوق،کارگاه آموزش نویسندگی،کارگاه نویسندگی خلاق،کتاب نویسندگی برای رادیو،کلاس نویسندگی خلاق،کلاسهای آموزش نویسندگی،نويسندگي خلاق،نویسندگی،نویسندگی برای رادیو،نویسندگی برای رادیو و تلویزیون،نویسندگی چیست،نویسندگی خلاق،نویسندگی خلاق چیست،نویسندگی خلاق کتاب،نویسندگی خلاقانه،نویسندگی در رادیو،نویسندگی در رادیو جوان،نویسندگی در سایت،نویسندگی در سایت اندروید،نویسندگی در سایت با حقوق،نویسندگی در سایت با حقوق بالا،نویسندگی در سایت دانلود،نویسندگی در سایت دانلود با حقوق،نویسندگی در سایت گیم،نویسندگی در سایت گیم با حقوق،نویسندگی در سایت موزیک،نویسندگی در سایت ها،نویسندگی رادیو،نویسندگی رادیو جوان،نویسندگی سایت،نویسندگی سایت با حقوق،نویسندگی سایت با حقوق بالا،نویسندگی سایت تفریحی با حقوق،نویسندگی سایت خبری،نویسندگی سایت دانلود،نویسندگی سایت شما،نویسندگی سایت فیلم،نویسندگی سایت موزیک،نویسندگی سایت موزیک و فیلم،نویسندگی+آموزش

نظرات کاربران
بدون دیدگاه

مطالب تصادفی

ایستگاه سلامت